مقالات
(١)
پيوند آسماني
٤ ص
(٢)
امام باقر سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٥ ص
(٣)
امامت امام هادي عليه السلام از نگاه روايات اماميه
٦ ص
(٤)
امام هادي سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٧ ص
(٥)
پژوهشي پيرامون سند غديريه امام هادي عليه السلام
٨ ص
(٦)
جستاري پيرامون عزاداري معصومان عليهم السلام براي امام حسين عليه السلام
٩ ص
(٧)
زیارت امام حسین علیه السلام در سیره معصومان علیهم السلام
١٠ ص
(٨)
هدف امام حسین علیه السلام از قیام عاشورا
١١ ص
(٩)
گزارشهای شهادت امام رضا علیه السلام بر اساس كتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام
١٢ ص
(١٠)
امام حسن عسکري سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٣ ص
(١١)
روايات امامت امام عسکري عليه السلام در منابع اماميه
١٤ ص
(١٢)
جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) از نگاه بزرگان اهل سنت
١٥ ص
(١٣)
ده فضیلت فاطمی سلام الله علیها (قبل خلقت، عالم خلقت، قیامت)
١٦ ص
(١٤)
مصايب حضرت فاطمه عليها السلام در منابع اماميه و رويکرد عالمان امامي
١٧ ص
(١٥)
امامت امير مؤمنان در کلام اهل بيت عليهم السلام
١٨ ص
(١٦)
نگاهي گذرا به زندگي و فضايل حضرت زينب کبري سلام الله عليها
١٩ ص
(١٧)
بررسي نصوص امامت امام کاظم (عليه السلام) در منابع اماميه
٢٠ ص
(١٨)
ایمان حضرت ابوطالب
٢١ ص
(١٩)
جستاری پيرامون بعثت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) در میراث مکتوب امامیه
٢٢ ص
(٢٠)
نگاهی به زندگانی و فضایل حضرت علی اکبر سلام الله علیه در منابع فریقین
٢٣ ص
(٢١)
نگاهي به برخي از خصائص ام المؤمنين، حضرت خديجه کبري سلام الله عليها
٢٤ ص
(٢٢)
شبکه های مذهبی شیعه و سنی مستعمره نوین
٢٥ ص
(٢٣)
امام کاظم (عليه السلام) در بينش اهل سنت
٢٦ ص
(٢٤)
مشروعيت خلافت از ديدگاه اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
بررسي اسناد زيارت عاشورا (ویرایش جدید)
٢٨ ص
(٢٦)
گريه هاي رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزاي امام حسين (علیه السلام)
٢٩ ص
(٢٧)
چرايي گريه و سوگواري
٣٠ ص
(٢٨)
بررسي جمع بين دو نماز از ديدگاه شيعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
بررسي سندي روايت «عليٌ ولي كل مؤمن بعدي» از منظر اهل سنت
٣٢ ص
(٣٠)
معاويه و ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام
٣٣ ص
(٣١)
ديدگاه علماي اهل سنت درباره محمد بن عبدالوهاب و پيروانش + تصاوير
٣٤ ص
(٣٢)
ازدواج امام زمان(عليه السلام)
٣٥ ص
(٣٣)
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان
٣٦ ص
(٣٤)
اقرار ابوبكر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٧ ص
(٣٥)
اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)
٣٨ ص
(٣٦)
اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٩ ص
(٣٧)
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)
٤٠ ص
(٣٨)
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) واقعيتي انكار ناپذير
٤١ ص
(٣٩)
پاسخ به شبهات فاطميه + پاورپوينت
٤٢ ص
(٤٠)
نخستين يار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم
٤٣ ص
(٤١)
مرده ها مي شنوند و قادر به پاسخگويي هستند
٤٤ ص
(٤٢)
صحابه اي كه مشروعيت خلافت ابوبكر را قبول نداشتند
٤٥ ص
(٤٣)
دانلود مجموعه پاورپوينتهاي گروه پاسخ به شبهات با موضوع غدير وفضائل اميرمؤمنان عليه السلام
٤٦ ص
(٤٤)
دانلود مجموعه پاورپوينت هاي گروه پاسخ به شبهات در دفاع از اهل بيت عليهم السلام
٤٧ ص
(٤٥)
استدلال به «غيرت عرب» براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٤٨ ص
(٤٦)
بررسي روايت تاريخ طبري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٤٩ ص
(٤٧)
مناظرات الدكتورالحسيني القزويني في قناة المستقلة حول روايات الهجوم الي بيت فاطمه (س)
٥٠ ص
(٤٨)
استدلال به خطبه 228 نهج البلاغه (لِلّهِ بلاء فلان)، براي انكار شهادت فاطمه زهرا(س)
٥١ ص
(٤٩)
چهار گاف بزرگ عبد الله حيدري (شهاب ابراهيمي ) در بررسي سند تنها يك روايت
٥٢ ص
(٥٠)
بررسي تطبيقي شبهات آيه ولايت
٥٣ ص
(٥١)
دلالت حديث غدير بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام
٥٤ ص
(٥٢)
تواتر حديث غدير از ديدگاه دانشمندان اهل سنت
٥٥ ص
(٥٣)
بررسي حديث ثقلين در خطبه غدير و نقش آن در اثبات امامت
٥٦ ص
(٥٤)
آرامگاه امير مؤمنان علیه السلام در گذر تاريخ
٥٧ ص
(٥٥)
حضرت مهدي عج در كتب اهل سنت
٥٨ ص
(٥٦)
تحريف روايات ازدواج موقت ، در صحيح بخاري
٥٩ ص
(٥٧)
استغاثه عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) بعد از وفات آن حضرت
٦٠ ص
(٥٨)
صحت و تواتر حديث شريف ثقلين در منابع شيعه
٦١ ص
(٥٩)
آشنايي با كتب رجالي
٦٢ ص
(٦٠)
مرتضي رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي ها ساختند و خود او را كشتند
٦٣ ص
(٦١)
ادله نقلي «نصب امام» توسط خداوند (امامت عامه)
٦٤ ص
(٦٢)
مختار بن أبي عبيد، صحابي رسول خدا (ص)، يا مدعي نبوت؟
٦٥ ص
(٦٣)
بداء در تفكر شيعي و خاستگاه آن
٦٦ ص
(٦٤)
مشروعيت سبّ و لعن از ديدگاه اهل سنت
٦٧ ص
(٦٥)
بررسي آيه « والسابِقون الاولون » و رضايت دائمي خداوند از صحابه
٦٨ ص
(٦٦)
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)
٦٩ ص
(٦٧)
بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث » و بهانه ابوبكر براي غصب فدك
٧٠ ص
(٦٨)
افسانه خواستگاري اميرالمؤمنين (ع) از دختر ابوجهل
٧١ ص
(٦٩)
استدلال به نامه ششم نهج البلاغه براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٧٢ ص
(٧٠)
بررسي آيه «بيعت رضوان» و رضايت دائمي خداوند از خليفه دوم
٧٣ ص
(٧١)
بررسي آيه «محمد رسول الله » و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (س)
٧٤ ص
(٧٢)
بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٥ ص
(٧٣)
بررسي روايت بلاذري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٦ ص
(٧٤)
اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)
٧٧ ص
(٧٥)
بررسي شبهات خطبه 92 نهج البلاغه (والتمسوا غيري)
٧٨ ص
(٧٦)
ابوبكر، همراهي هميشه محزون (نقد ديدگاه هاي اهل سنت در تفسير آيه غار)
٧٩ ص
(٧٧)
هركس كينه ابوطالب (ع) را در دل داشته باشد، كافر است
٨٠ ص
(٧٨)
مشروعيت تقيه از ديدگاه شيعه و سني
٨١ ص
(٧٩)
بررسي روايت «سد الأبواب الا باب علي»
٨٢ ص
(٨٠)
بررسي تطبيقي حديث رّد الشمس
٨٣ ص
(٨١)
درس خارج فقه مقارن سال تحصيلي 1387 ـ 1386
٨٤ ص
(٨٢)
روشنفكري حوزوي با تمجيد از بني اميه!!!
٨٥ ص
(٨٣)
درس خارج فقه مقارن استاد حسيني قزويني (وضو از منظر فريقين)
٨٦ ص
(٨٤)
الوهابية فرقة للتفرقة بين المسلمين
٨٧ ص
(٨٥)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (2)
٨٨ ص
(٨٦)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (1)
٨٩ ص
(٨٧)
پاسخي بر سخنان و ادعاهاي مولوي خيرشاهي
٩٠ ص
(٨٨)
تحليلي از مناظره جناب دكتر قزويني با مولوي مرادزهي
٩١ ص
(٨٩)
فاطمه الزهراء (س) بانوي آب و آينه
٩٢ ص
(٩٠)
ادله خلافت أبي بكر
٩٣ ص
(٩١)
خانه وحي در زير تازيانه هاي هجوم
٩٤ ص
(٩٢)
آشنايي با چهره واقعي ابوهريره
٩٥ ص
(٩٣)
قرضاوي , پسر , شيعه , سني , سر دوراهي هك شدن !
٩٦ ص
(٩٤)
خالد بن وليد از ديدگاه عمر بن خطاب
٩٧ ص
(٩٥)
خالد بن وليد باعكس هاي بارگاهش (مرقدش) و مقايسه با حرمين عسكريين
٩٨ ص
(٩٦)
نقدي بر فرقه ي بهاييت از آغاز تا دوره ي معاصر
٩٩ ص
(٩٧)
مشروعيت ازدواج موقت در كتاب هاي اهل سنت
١٠٠ ص
(٩٨)
اهانت هاي ابن تيميه به خاندان رسول خدا (ص)
١٠١ ص
(٩٩)
شفاعت و توسل
١٠٢ ص
(١٠٠)
نقش وهابي ها و سعودي ها در ايجاد گروههاي تروريستي و ورود اشغالگران به افغانستان و عراق
١٠٣ ص
(١٠١)
افشاي ماهيت وهابيت
١٠٤ ص
(١٠٢)
حديث سازان رسوا مي شوند!
١٠٥ ص
(١٠٣)
وهابيت تندرو وبازگشت به عصر جاهليت
١٠٦ ص
(١٠٤)
راز دلبران و نقد دل برآن
١٠٧ ص
(١٠٥)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت
١٠٨ ص
(١٠٦)
الإجابة عن شبهات الغدير
١٠٩ ص
(١٠٧)
فتنة الوهابية
١١٠ ص
(١٠٨)
فصل الخطاب من كتاب الله ، وحديث الرسول ، وكلام العلماء في مذهب ابن عبد الوهاب
١١١ ص
(١٠٩)
وهابيت از منظر عقل و شرع (1) وهابيت و تفرقه
١١٢ ص
(١١٠)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (2) ريشه هاي تاريخي وهّابيّت
١١٣ ص
(١١١)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (3) وهابيت و تجسيم
١١٤ ص
(١١٢)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (4) وهابيت و تكفير مسلمين
١١٥ ص
(١١٣)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (5) وهابيت و تحقير مقام انبياء و اولياء
١١٦ ص
(١١٤)
الصحابة وقتل عثمان
١١٧ ص
(١١٥)
امام علي عليه السلام و قبول حكومت
١١٨ ص
(١١٦)
نگاهي گذرا به كتاب لله ثم للتاريخ و ترجمه آن اهل بيت از خود دفاع مي كند
١١٩ ص
(١١٧)
شيعه مناديان همبستگي واتحاد
١٢٠ ص
(١١٨)
پاسخي به تهاجم در پوشش دفاع از اهل بيت عليهم السلام
١٢١ ص
(١١٩)
حديث الثقلين
١٢٢ ص
(١٢٠)
سخني با آقاي واعظ زاده خراساني
١٢٣ ص
(١٢١)
الجمع بين الصلاتين و مصادره من الكتاب و السنة
١٢٤ ص
(١٢٢)
پاسخ به برخي شبهات مذهبي
١٢٥ ص
(١٢٣)
ملاحظات عابره علي تفسير الاثري الجامع
١٢٦ ص
(١٢٤)
تشيّع و مسئله سبّ و لعن صحابه
١٢٧ ص
(١٢٥)
خطبه غدير
١٢٨ ص
(١٢٦)
نقدي بر سريال مسافر ري
١٢٩ ص
(١٢٧)
دراسات في حديث الثقلين و المناقشه في حديث كتاب اللّه وسنتّي
١٣٠ ص
(١٢٨)
الإفتراء علي الشيعة في ( تحريف القرآن ) والجواب عنه
١٣١ ص
(١٢٩)
تصحیح و تحريف روایت تهدید به آتش زدن خانه فاطمه (س) توسط بزرگان اهل سنت و وهابيت
١٣٢ ص
(١٣٠)
بررسی تطبیقی سوزاندن خلبان اردنی با شریعت اسلامی
١٣٣ ص
(١٣١)
جريان شناسي حوادث اخير در قطيف عربستان سعودي
١٣٤ ص
(١٣٢)
احادیث «علي مع الحق والحق مع علي»
١٣٥ ص
(١٣٣)
اثبات علم غيب امامان معصوم عليهم السلام از قرآن كريم
١٣٦ ص
(١٣٤)
حدیث غدیر و امامت علی (ع) + پاورپوینت - آپدیت سال 96
١٣٧ ص
(١٣٥)
در خروج امام حسین (علیه السلام) مصلحت دینی و دنیایی نبود + پاورپوینت
١٣٨ ص
(١٣٦)
بيان جامع امام رضا عليه السلام در گرامي داشت ايام محرم، عزاداري، ثواب گريه بر امام حسين عليه السلام
١٣٩ ص
(١٣٧)
درسنامه غدیر
١٤٠ ص
(١٣٨)
عزاداري اهل سنت براي امام حسين (علیه السلام) + پاورپوینت
١٤١ ص
(١٣٩)
بررسی مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات و سیره صحابه
١٤٢ ص
(١٤٠)
مواعظ اخلاقی استاد دکتر حسینی قزوینی در سال تحصیلی 94- 93
١٤٣ ص
(١٤١)
بررسی سندی و دلالی روایت «الحق بعدی مع عمر»!
١٤٤ ص
(١٤٢)
بررسی مسئله «بدعت»، در شریعت اسلام
١٤٥ ص
(١٤٣)
عدم وجود نصي از پیامبر، بر خلافت جناب «ابوبكر»!
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسی تعداد صحابی دارای روایت، در منابع اهل سنت
١٤٧ ص
(١٤٥)
«شفاعت» هدف عاشوراست یا نتیجه آن/ پاسخ به شبههای درباره «نور واحد بودن ائمه»
١٤٨ ص
(١٤٦)
گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!
١٤٩ ص
(١٤٧)
پژوهشی پیرامون روایت سقط حضرت محسن علیه السلام از منظر اهل سنت + پاورپوینت
١٥٠ ص
(١٤٨)
انديشه سياسي كوفيان كه منجر به شهادت امام حسين (علیه السلام) شد + پاورپوینت
١٥١ ص
(١٤٩)
شرایط و آداب مناظره + پاورپوینت
١٥٢ ص
(١٥٠)
تبرک به معصومان عليهم السلام در حال حيات، در ميراث حديثي اماميه
١٥٣ ص
(١٥١)
تهديد عمر بن خطاب به آتش زدن خانه ، شبيه تهديد پيامبر در تارکین نماز جماعت
١٥٤ ص
(١٥٢)
تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات در ميراث حديثي اماميه
١٥٥ ص
(١٥٣)
اعتراف ابوبکر بر ارث گذاشتن پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم + اسکن
١٥٦ ص
(١٥٤)
تبرک به اشياء مقدس در ميراث حديثي اماميه
١٥٧ ص
(١٥٥)
ابن تيميه و انکار فضيلت حضرت زهرا سلام الله عليها
١٥٨ ص
(١٥٦)
نگاهي به موضوع تبرک در نگاه عالمان امامي
١٥٩ ص
(١٥٧)
معجزات و کرامات امام جواد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٠ ص
(١٥٨)
بررسي گزارشهاي ولادت اميرمومنان عليه السلام
١٦١ ص
(١٥٩)
امام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٦٢ ص
(١٦٠)
معجزات امام سجاد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دلالت آیه سی ام سوره مبارکه بقره بر وجود حجت و خلیفه خداوند در روی کره زمین تا روز قیامت
١٦٤ ص
(١٦٢)
کلام مقارن (سال تحصیلی 95-94)
١٦٥ ص
(١٦٣)
مروری بر زندگانی ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
١٦٦ ص
(١٦٤)
سیری در زندگانی عایشه
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسي دروغ ابن تيميه پيرامون افطار شيعيان
١٦٨ ص
(١٦٦)
امام صادق سلام الله عليه در بينش اهل سنت و وهابيت
١٦٩ ص
(١٦٧)
بررسی اجمالی جایگاه حضرت معصومه (سلام الله عليها)
١٧٠ ص
(١٦٨)
امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧١ ص
(١٦٩)
خبرهاي غيبي امام رضا عليه السلام
١٧٢ ص
(١٧٠)
امامت امام جواد عليه السلام از نگاه روايات اماميه
١٧٣ ص
(١٧١)
امام جواد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧٤ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص

مقالات - مقالات - الصفحة ١١٣ - وهّابيّت از منظر عقل و شرع (٢) ريشه هاي تاريخي وهّابيّت

وهّابيّت از منظر عقل و شرع (٢) ريشه هاي تاريخي وهّابيّت

کد مطلب: ٦٤١١ تاریخ انتشار: ٠٢ شهریور ١٣٨٥ تعداد بازدید: ٦٣٣٥ مقالات » عمومي وهّابيّت از منظر عقل و شرع (٢) ريشه هاي تاريخي وهّابيّت

باسمه تعالي




وهّابيّت در يك نگاه



پي ريزي مباني فكري وهابيت:



تبليغ وهّابيّت مبتني بر انحرافات شديد در امور اعتقادي، و اثبات شرك و كفر فرق اسلامي توسط ابن تيميّه در سال ٦٩٨ هـ ق، در منطقه شام آغاز گرديد، كه با مخالفت صريح دانشمندان بزرگ اهل سنّت و شيعه روبرو شد.



او در سال ٧٢٨ در زندان قلعه دمشق جان سپرد، كه بامرگش افكار وي نيز به فراموشي سپرده شد.



ترويج مجدّد افكار باطل ابن تيميّه توسّط محمّد بن عبد الوهّاب در سرزمين نجد و هماهنگي با محمّد بن سعود حاكم «دِرعيّة»، در سال ١١٥٧ آغاز گرديد، كه با نبردهاي خونين بر سواحل خليج فارس و تمامي منطقه حجاز سلطه يافتند.



خاندان سعود به ترتيب يك دوره ٧٥ ساله، قدرت را در اختيار داشتند، كه تا سال ١٢٣٣ طول كشيد، اين افراد عبارت اند از: محمّد بن سعود، عبد العزيز بن محمّد، سعود بن عبد العزيز و عبد اللّه بن سعود.



با قلع و قمع دولت نجد به دست إبراهيم پاشاي عثماني و قتل عبد اللّه بن سعود در اسلامبول، خاندان سعودي از قدرت ساقط شد، و براي مدتي قريب ٨٠ سال در عزلت گذراندند.



نخستين دولت سعودي:



محمّد بن سعود: حاكم وامام وهّابيّت بين سالهاي ١١٥٧ ـ ١١٧٩.



عبد العزيز بن محمّد: (متولّد ١١٣٣، و متوفّاي ١٢١٨) رهبر وهّابيّت بعد از پدرش.



سعود بن عبد العزيز: (متوفّاي ١٢٢٩).



عبد اللّه بن سعود: كه در ١٢٣٣، در استامبول كشته شد.



رهبران ديني وهّابيّت پس از فروپاشي:



تركي بن عبد اللّه بن محمّد بن سعود، كه در سال ١٢٤٩ به قتل رسيد.



فيصل بن تركي بن عبد اللّه (متولّد ١٢١٣، و متوفّاي ١٢٨٢).



عبد الرحمن بن فيصل بن تركي (متوفّاي ١٣٤٦).



دوّمين دولت سعودي:



عبد العزيز بن عبد الرحمان در سال ١٣٩١ از كويت به نجد آمد، و با كمك بازماندگاني از پيروان مسلك وهّابيّت و با تكيه بر كمكهاي بي دريغ انگليسي ها و فرانسوي ها، و در مدّت ٢٠ سال مبارزه و تلاش در تقسيم كشورهاي عربي، كشور عربستان سعودي را تأسيس كرد، كه هم اكنون فرزندان وي بر اين كشور حكومت مي كنند(١).



ملك عبد العزيز بن عبد الرحمن (متوفّاي ١٣٧٣) در سال ١٣١٩ از كويت به رياض برگشت ودر طيّ ٢٠ سال مبارزه، دوباره بر حجاز مسلط شد، و سلطنت آل سعود را پي ريزي كرد.



ملك سعود بن عبد العزيز: (متولّد ١٣١٩، متوفّاي ١٣٨٨) .



ملك فيصل بن عبد العزيز: (متولّد ١٣٢٤، متوفّاي ١٣٩٥) در سال ١٣٨٧ زمام دولت را به دست گرفت و به توسعه حرمين پرداخت.



ملك خالد بن عبد العزيز: (متولّد ١٣٣١، متوفّاي ١٤٠٢) در سال ١٣٩٥ زمام كشور را به دست گرفت.



ملك فهد بن عبد العزيز: (متولّد ١٣٤٠)(٢).







ابن تيميّه بنيانگذار فكري وهّابيّت



أحمد بن تيميّه در سال ٦٦٥ ق، پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان از توابع شام به دنيا آمد، و تحصيلات اوليّه را در آن سر زمين به پايان برد. پس از حمله مغول به اطراف شام و همراه خانواده اش به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزيد.



در سال ٦٩٨ هـ ق، به تدريج آثار انحراف در وي ظاهر شد، خصوصاً به هنگام تفسير آيه شريفه (الرَّحْمَـنُ عَلَي الْعَرْشِ اسْتَوَي )(٣)، در شهر حماة(٤) براي خداوند تبارك وتعالي جايگاهي در فراز آسمانها كه بر تخت سلطنت تكيه زده است، تعيين كرد(٥).



اين تفسير مخالف آيات قرآن چون: (لَيْسَ كَمِثْلِهِي شَيْءٌ )(٦) و (وَ لَمْ يَكُن لَّهُو كُفُوًا أَحَدُم )(٧) مي باشد كه خداوند را از هر گونه تشبيه به صفات مخلوقات باز داشته است.



انتشار افكار باطل «ابن تيميّه» در دمشق و اطراف آن غوغايي به پا كرد، گروهي از فقهاء عليه او قيام كرده و از جلال الدين حنفي قاضي وقت محاكمه وي را خواستار شدند، ولي وي از حضور در دادگاه امتناع ورزيد.



«ابن تيميّه» همواره با آراء خلاف خود افكار عمومي را متشنّج، و معتقدات عمومي را جريحه دار مي كرد، تا اينكه هشتم رجب سال ٧٠٥ هـ ق، قضات شهر همراه با وي در قصر نائب السلطنه حاضر شدند، و كتاب «الواسطيّة» وي قرائت شد، پس از دو جلسه مناظره با «كمال الدين زملكاني» و اثبات انحراف فكري و عقيدتي «ابن تيميّه» او را به مصر تبعيد كردند.



در آنجا نيز بخاطر نشر انديشه هاي انحرافي توسّط «ابن محلوف مالكي» قاضي وقت به زندان محكوم گشت، و سپس در ٢٣ ربيع الأوّل سال ٧٠٧ هـ ق، از زندان آزاد شد، ولي بخاطر پافشاري بر نشر عقايد باطلش، قاضي «بدر الدين» وي را محاكمه كرد و احساس نمود كه وي در قضيّه توسل به پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله وسلم) ادب را نسبت به حضرت رعايت نمي كند، بنابر اين او را روانه زندان كرد(٨).



عاقبت در سال ٧٠٨ هـ ق، از زندان آزاد شد، ولي فعّاليّت مجدّد وي باعث شد كه آخر ماه صفر سال ٧٠٩ هـ ق، به اسكندريّه مصر تبعيد شود، و پس از هشت ماه به قاهره بازگردد.



ابن كثير مي نويسد: در ٢٢ رجب سال ٧٢٠ هـ ق، به خاطر فتاواي دور از مذاهب اسلامي به دار السعاده احضار شد، و قضات هر چهار مذهب (حنفي، مالكي، شافعي و حنبلي) او را مذمّت و به زندان محكوم كردند، تا اينكه در دوّم محرّم سال ٧٢١ هـ ق، از زندان آزاد گرديد.



ابن حجر عسقلاني و شوكاني از علماء بزرگ اهل سنّت مي نويسند: قاضي شافعي دمشق دستور داد كه در دمشق اعلان كنند كه: «من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه وماله»(٩).



هر كس معتقد به عقايد «ابن تيميّه» باشد، خون و مالش حلال است.







انتقادات بزرگان اهل سنّت از «ابن تيميّه»



برخي از شخصيّتهاي بزرگ اهل سنّت و معاصر «ابن تيميّه»، مطالب وي را به نقد كشيده، و برخي كتابهايي مستقلّ در بطلان آراي او تأليف كردند، مانند: «تقي الدين سُبكي» كه دو كتاب به نامهاي «شفاء السقام في زيارة خير الأنام» و «الدرّة المضيّة في الردّ علي ابن تيميّة» نوشت.







١ ـ انتقاد تند ذهبي از ابن تيميّه:



«ذهبي» دانشمند بلند آوازه عصر «ابن تيميّه» در نامه اي خطاب به وي مي نويسد:



«يا خيبة! من اتّبعك فإنّه معرض للزندقة والإنحلال .. فهل معظم أتباعك إلاّ قعيد مربوط، خفيف العقل، أو عاميّ، كذّاب، بليد الذهن، أو غريب واجم قويّ المكر، أو ناشف صالح عديم الفهم، فإن لم تصدّقني ففتّشهم وزِنْهم بالعدل ... إلي متي تمدح كلامك بكيفيّة لا تمدح بها واللّه أحاديث الصحيحين، يا ليت أحاديث الصحيحين تسلم منك، بل في كلّ وقت تغير عليها بالتضعيف والإهدار أو بالتأويل والإنكار، أما آن لك أن ترعوي ؟ أما حان لك أن تتوب وتُنيب؟ أما أنت في عشر السبعين وقد قرب الرحيل ، بلي واللّه ما أذكر أنّك تذكر الموت، بل تزدري بمن يذكر الموت، فما أظنّك تقبل علي قولي وتصغي إلي وعظي، فإذا كان هذا حالك عندي وأنا الشفوق المحبّ الوادّ، فكيف حالك عند أعدائك ، وأعداؤك واللّه فيهم صلحاء وعقلاء وفضلاء كما أنّ أولياءك فيهم فجرة كذبة جهلة(١٠).



اي بي چاره، آنان كه از تو متابعت مي كنند در پرتگاه زندقه و كفر و نابودي قرار دارند، نه اين است كه عمده پيروان تو عقب مانده، گوشه گير، سبك عقل، عوام، دروغگو، كودن، بيگانه، فرومايه، مكّار، خشك، ظاهر الصلاح، و فاقد فهم هستند. اگر چنانچه سخن مرا قبول نداري آنان را امتحان كن، و با مقياس عدالت بسنج.



تا كي سخنان نا شايست خود را بالاتر از احاديث صحيح بخاري، و صحيح مسلم مي شماري؟ اي كاش احاديث آن دو كتاب از اعتراض تو در امان مانده بود، تو بعضي اوقات آنها را تضعيف كرده و بي ارزش مي كني و يا توجيه نموده و انكار مي كني!!



آيا وقت آن نرسيده است كه از جهل و ناداني دست برداري و توبه كني؟ بدان كه مرگت نزديك شده است، بخدا قسم گمان نمي كنم تو به ياد مرگ باشي، بلكه كساني را كه به ياد مرگ هستند تحقير مي كني! ... تو با من كه دوستت هستم اين چنين برخورد مي كني پس با دشمنانت چه خواهي كرد.



به خدا سوگند درميان دشمنانت، افراد صالح و شايسته و عاقل و دانشور فراوان هستند، چنان كه در بين دوستان تو افراد آلوده، دروغگو، نادان و بي عار زياد به چشم مي خورند.







٢ ـ ابن حجر عسقلاني و نسبت نفاق به ابن تيميّه:



«وافترق الناس فيه شيعاً، فمنهم من نسبه إلي التجسيم، لما ذكر في العقيدة الحمويّة والواسطيّة وغيرهما من ذلك كقوله: إنّ اليد والقدم والساق والوجه صفات حقيقيّة للّه، وأنّه مستو علي العرش بذاته.



ـ إلي أن قال ـ : ومنهم من ينسبه إلي الزندقة، لقوله: النبيّ ( صلّي اللّه عليه وسلّم ) لا يستغاث به، وأنّ في ذلك تنقيصاً ومنعاً من تعظيم النبيّ (صلّي اللّه عليه وسلّم).



ـ إلي أن قال ـ : ومنهم من ينسبه إلي النفاق، لقوله في عليّ ما تقدّم - أي أنّه أخطأ في سبعة عشر شيئاً - ولقوله: إنّه - أي عليّ - كان مخذولاً حيثما توجّه، وأنّه حاول الخلافة مراراً فلم ينلها، وإنّما قاتل للرئاسة لا للديانة، ولقوله: إنّه كان يحبّ الرئاسة، ولقوله: أسلم أبو بكر شيخاً يدري ما يقول، وعليّ أسلم صبيّاً، والصبيّ لا يصحّ إسلامه، وبكلامه في قصّة خطبة بنت أبي جهل ... فإنّه شنع في ذلك، فألزموه بالنفاق ، لقوله صلّي اللّه عليه وسلّم: ولا يبغضك إلاّ منافق»(١١).



بزرگان اهل سنّت در رابطه با «ابن تيميّه» نظريّه هاي مختلفي دارند، بعضي معتقدند كه وي قائل به تجسيم است، زيرا او در كتاب «العقيدة الحمويّة» براي خداوند تعالي دست و پا، ساق پا و صورت، تصوّر كرده است.



و بعضي به سبب مخالفت او با توسّل و استغاثه به رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم)، كه اين نيز تنقيص مقام نبوّت، و مخالفت با عظمت حضرت به حساب مي آيد، وي را زنديق و بي دين دانسته اند.



و بعضي بجهت سخنان زشتي كه در باره امير مؤمنان(عليه السلام) بيان داشته وي را منافق دانسته اند.



چون وي گفته است: علي بن أبي طالب بارها براي به دست آوردن خلافت تلاش كرد، ولي كسي او را ياري نكرد، جنگهاي او براي ديانت خواهي نبود، بلكه براي رياست طلبي بود، اسلام ابوبكر، از اسلام علي كه در دوران طفوليّت صورت گرفته با ارزشتر است، و همچنين خواستگاري علي از دختر أبو جهل نقص بزرگي براي وي بشمار مي رود.



تمامي اين سخنان نشانه نفاق اوست، چون پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله وسلم)به علي (عليه السلام)فرموده است: جز منافق كسي تو را دشمن نمي دارد.







٣ ـ سُبْكي، ابن تيميّه را بدعت گزار مي داند:



سُبكي متوفّاي سال ٧٥٦ هجري، از دانشمندان بلند آوازه اهل سنّت و معاصر «ابن تيميّه» مي نويسد:



«لمّا أحدث ابن تيميّة ما أحدث في أصول العقائد، ونقض من دعائم الإسلام الأركان والمعاقد، بعد أن كان مستتراً بتبعيّة الكتاب والسنّة، مظهراً أنّه داع إلي الحقّ، هاد إلي الجنّة، فخرج عن الاتّباع إلي الابتداع، وشذّ عن جماعة المسلمين بمخالفة الإجماع، وقال بما يقتضي الجسميّة والتركيب في الذات المقدّسة، وأنّ الافتقار إلي الجزء ليس بمحال، وقال بحلول الحوادث بذات اللّه تعالي ... فلم يدخل في فرقة من الفرق الثلاثة والسبعين التي افترقت عليها الأمّة، ولا وقفت به مع أمّة من الأمم همّة»(١٢).



او در پوشش پيروي از كتاب و سنّت، در عقايد اسلامي بدعت گذاشت، و اركان اسلام را درهم شكست، او با اتّفاق مسلمانان به مخالفت بر خاست، و سخني گفت كه لازمه آن جسماني بودن خدا و مركّب بودن ذات اوست، تا آنجا كه ازلي بودن عالم را ملتزم شد و با اين سخنان حتي از ٧٣ فرقه نيز بيرون رفت.







٤ ـ ابن حجر مكّي، ابن تيميّه را گمراه و گمراه گر مي شمارد:



«ابن حجر مكّي» از دانشمندان بزرگ اهل سنّت و مورد قبول وهّابيّت در باره «ابن تيميّه» مي نويسد:



«ابن تيميّة عبد خذله اللّه، وأضلّه وأعماه، وأصمّه وأذلّه، وبذلك صرّح الأئمّة الذين بيّنوا فساد أحواله وكذب أقواله ... وأهل عصرهم وغيرهم من الشافعيّة والمالكيّة والحنفيّة، ولم يقتصر اعتراضه علي متأخّري الصوفيّة، بل اعترض علي مثل عمر بن الخطّاب وعليّ بن أبي طالب رضي اللّه عنهما.



والحاصل أنّه لا يقام لكلامه وزن بل يرمي في كلّ وعر وحزن، ويعتقد فيه أنّه مبتدع، ضالّ، مضلّ، غال، عاملها اللّه بعدله، و أجارنا من مثل طريقته»(١٣).



خدا اورا خوار و گمراه و كور و كر كرده است، و پيشوايان اهل سنّت و معاصرين وي از شافعيها، و مالكيها، و حنفيها، بر فساد افكار واقوال او تصريح دارند، اعتراض وي حتي عمر بن خطاب و علي بن أبي طالب (عليه السلام) را نيز در بر گرفته است ... سخنان «ابن تيميّه» فاقد ارزش بوده، واو فردي بدعت گذار، گمراه، و گمراهگر و غير معتدل است، خداوند با او به عدالت خود رفتار نمايد، و ما را از شرّ عقيده و راه و رسم وي حفظ نمايد.







٥ ـ اطلاق شيخ الإسلام به ابن تيميّه كفر است:



«شَوكاني» از علماء بزرگ اهل سنّت مي گويد:



«صرّح محمّد بن محمّد البخاري الحنفيّ المتوفّي سنة ٨٤١ بتبديعه ثمّ تكفيره، ثمّ صار يصرّح في مجلسه: إنّ من أطلق القول علي ابن تيميّة أنّه شيخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق كافر»(١٤).



محمّد بخاري حنفي متوفّاي سال ٨٤١ در بدعت گذاري و تكفير «ابن تيميّه» بي پرده سخن گفته است، تا آنجا كه در مجلس خود تصريح نموده است، كه اگر كسي «ابن تيميّه» را «شيخ الاسلام» بداند، كافر است.







عوامل انزواي «ابن تيميّه» وعلل گسترش مجدّد افكار او



افكار باطل «ابن تيميّه» در منطقه شامات كه مهد علم و دانش بود، با انتقادات و اعتراضات علماء و دانشمندان مذاهب مختلف مواجه شد، كه در نتيجه باعث انزواي «ابن تيميّه»، و افكار و عقايد وي نيز به بوته فراموشي سپرده شد.



ولي در قرن ١٢ اين افكار در منطقه نجد كه از تمدّن و فرهنگ بي بهره بود، مجدّداً منتشر شد، و پس از آن سعودي با پشتيباني قدرتهاي استعماري، به ترويج آن پرداخت.







نگاهي گذرا به زندگي محمّد بن عبد الوهّاب»



«محمّد بن عبد الوهّاب» در سال ١١١٥، در شهر عُيَينه، از توابع نجد عربستان به دنيا آمد، او فقه حنبلي را در زادگاه خود آموخت و آنگاه براي ادامه تحصيل رهسپار مدينه منوره شد.



او در دوران تحصيل مطالبي به زبان مي آورد كه نشانگر انحراف فكري او بود به طوري كه برخي از اساتيد او نسبت به آينده او اظهار نگراني مي كردند.



گفتني است كه وي مبتكر و بنيانگذار فرقه وهّابيّت نبود، بلكه قرنها پيش از او اين عقايد يا بخشي از آن توسّط برخي از عالمان كج انديش حنبلي مانند «ابن تيميّه»، و شاگردان او اظهار شده بود، ولي باتوجّه به مخالفتهاي صريح علماي اهل سنّت و شيعه در بوته فراموشي سپرده شده بود، و مهمترين كاري كه «محمّد بن عبد الوهّاب» انجام داد اين بود كه عقايد ابن تيميه را به صورت يك فرقه و يا مذهب جديدي در آورد كه با تمام مذاهب چهارگانه اهل سنّت و مذهب شيعه تفاوت داشت.







آغاز ترويج وهّابيّت و برخورد مردم با آن



دكتر منير العجلاني مي نويسد: «وتجمّع عليه أناس في البصرة من رؤساءها وغيرهم، فآذوه أشدّ الأذي، وأخرجوه منها»(١٥).



محمّد بن عبد الوهّاب در آغاز كارش به بصره آمد، و عقايدش را اظهار نمود، كه با مخالفت شديد بزرگان بصره مواجه شد، كه در نتيجه مردم عليه او قيام نموده و او را از شهر بيرون كردند.



او سپس به بغداد و كردستان وهمدان واصفهان روانه شد(١٦) و سر انجام به زادگاه خويش برگشت.



او در زمان حيات پدرش جرأت اظهار عقائد خويش را نداشت ولي پس از آن كه پدر او در سال ١١٥٣ در گذشت محيط را براي اظهار عقايد خويش مساعد يافت و مردم را به آيين جديد خود فرا خواند(١٧).



ولي اعتراض عمومي مردم كه نزديك بود خونش را بريزند، او را ناگزير كرد تا به زادگاه خويش عُيَيْنه باز گردد، و بر اساس پيماني كه با امير آنجا «عثمان بن مَعْمَر» بست كه هر دو بازوي يكديگر باشند، عقايد خود را تحت حمايت او بي پرده مطرح ساخت، ولي طولي نكشيد كه حاكم عيينه به دستور فرمانرواي احساء، وي را از شهر عيينه اخراج كرد.



محمد بن عبد الوهاب به نا چار شهر دِرْعِيّه را براي اقامت برگزيد و با پيمان جديدي كه با محمد بن سعود حاكم درعيه بست كه حكومت از آن محمد بن سعود و تبليغ به دست محمد بن عبد الوهاب باشد.



او در آغاز كار به مطالعه زندگي نامه مدّعيان دروغين نبوّت مانند «مُسَيْلمه كذّاب»، «سَجاج» «أسود عَنْبسي» و «طليحه أسدي» علاقه خاصّي داشت، برخي از اساتيد و علماء و حتّي پدرش وي را گمراه دانسته و مردم را از اطاعت وي منع مي كردند(١٨).



اوّلين كتابي كه بر ردّ عقايد باطل وي نوشته شد توسّط برادرش «سليمان بن عبد الوهّاب» به نام «الصواعق الإلهيّة في الردّ علي الوهّابيّة» بود.



اوّلين كاري كه «محمّد بن عبد الوهّاب» انجام داد، ويران كردن زيارتگاههاي صحابه، و اولياء در اطراف عُيَيْنه بود، كه از جمله آنان تخريب قبر «زيد بن خطّاب» برادر خليفه دوّم بود(١٩)، كه با واكنش شديد علماء و بزرگان مواجه گرديد، به دنبال آن امير عُيَيْنه به ناچار، شيخ را از اين شهر بيرون كرد.



همان طوري كه در بخش «عصر ظهور افكار محمد بن عبد الوهّاب» اشاره شد،(٢٠)در قرن ١٢ هجري موقعيّت بسيار سخت و اوضاع بسيار نامناسبي كه براي مسلمانان پيش آمد و كشورهاي اسلامي از هر طرف مورد تهاجم شديد استعمارگران قرار داشت، كيان امت اسلامي از سوي انگليس، فرانسه، روس و امريكا تهديد مي شد ، جامعه اسلامي بيش از هر زمان ديگري نياز به وحدت كلمه داشت.



در اين عصر، بيش از هر زماني مسلمانان نياز به وحدت و همكاري بر ضد دشمن مشترك داشتند، ولي متأسفانه «محمّد بن عبد الوهّاب» مسلمانان را به جرم توسّل به انبياء و اولياء الهي، مشرك و بت پرست قلمداد كرد، و فتوا به تكفير آنان داد، و خونشان حلال، و قتل آنان را جايز، و اموال آنان را جزء غنائم جنگي به حساب آورد، و پيروان او به استناد اين فتوا هزاران مسلمان بي گناه را به خاك وخون كشيدند، كه در قسمت بعدي به تفصيل بيان خواهد شد.



(١) رجوع شود به تاريخ وهّابيّت، تأليف محمّد حسين قريب گركاني، مجله هفت آسمان: سال اول، شماره سوم و چهارم ص ١٧٧.



(٢) رجوع شود به: رسائل أئمّة دعوة التوحيد، تأليف: د. فيصل بن مشعل بن سعود بن عبد العزيز.



(٣) طه: ٥.



(٤) يكصدو پنجاه كيلومتري شهر دمشق.



(٥) او در كتاب العقيدة الحمويّة: ٤٢٩ مي گويد: إنّ اللّه تعالي فوق كلّ شيء وعلي كلّ شيء وأنّه فوق العرش وأنّه فوق السماء ...



(٦) شوري/ ١١.



(٧) إخلاص: ٤.



(٨) البداية والنهاية: ١٤/٤٧.



(٩) الدرر الكامنة: ١/١٤٧، البدر الطالع: ١/٦٧.



(١٠) الإعلان بالتوبيخ: ٧٧. تكملة السيف الصقيل، ردّ ابن زفيل: ٢١٨.



(١١) الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة: ١/١٥٥.



(١٢) الدرّة المضيئة: ٥.



(١٣) الفتاوي الحديثة: ٨٦.



(١٤) البدر الطالع: ٢/٢٦٠.



(١٥) تاريخ العربيّة السعوديّة: ٨٨.



(١٦) او چهار سال در بصره، پنچ سال در بغداد و يك سال دركردستان ودو سال در همدان اقامت گزيد واندك زماني هم در اصفهان و قم بود و آن گاه به حُرَيْمَله اقامتگاه پدرش رفت. وهابيت مباني فكري وكارنامه عملي ص ٣٦.



(١٧) رجوع شود به زعماء الإصلاح في عصر الحديث: ١٠، تاريخ العربيّة السعوديّة: ٨٩، تاريخ نجد آلوسي ص ١١١.



(١٨) كشف الارتياب: ٧.



(١٩) عنوان المجد في تاريخ نجد: ٩، البراهين الجليّة في رفع تشكيكات الوهابيّة: ٤، هذه هي الوهابيّة: ١٢٥، السلفيّة بين أهل السنّة والاماميّة: ٣٠٧.



(٢٠) به صفحه «عصر ظهور افكار محمد بن عبد الوهّاب» مراجعه شود.