مقالات
(١)
پيوند آسماني
٤ ص
(٢)
امام باقر سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٥ ص
(٣)
امامت امام هادي عليه السلام از نگاه روايات اماميه
٦ ص
(٤)
امام هادي سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٧ ص
(٥)
پژوهشي پيرامون سند غديريه امام هادي عليه السلام
٨ ص
(٦)
جستاري پيرامون عزاداري معصومان عليهم السلام براي امام حسين عليه السلام
٩ ص
(٧)
زیارت امام حسین علیه السلام در سیره معصومان علیهم السلام
١٠ ص
(٨)
هدف امام حسین علیه السلام از قیام عاشورا
١١ ص
(٩)
گزارشهای شهادت امام رضا علیه السلام بر اساس كتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام
١٢ ص
(١٠)
امام حسن عسکري سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٣ ص
(١١)
روايات امامت امام عسکري عليه السلام در منابع اماميه
١٤ ص
(١٢)
جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) از نگاه بزرگان اهل سنت
١٥ ص
(١٣)
ده فضیلت فاطمی سلام الله علیها (قبل خلقت، عالم خلقت، قیامت)
١٦ ص
(١٤)
مصايب حضرت فاطمه عليها السلام در منابع اماميه و رويکرد عالمان امامي
١٧ ص
(١٥)
امامت امير مؤمنان در کلام اهل بيت عليهم السلام
١٨ ص
(١٦)
نگاهي گذرا به زندگي و فضايل حضرت زينب کبري سلام الله عليها
١٩ ص
(١٧)
بررسي نصوص امامت امام کاظم (عليه السلام) در منابع اماميه
٢٠ ص
(١٨)
ایمان حضرت ابوطالب
٢١ ص
(١٩)
جستاری پيرامون بعثت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) در میراث مکتوب امامیه
٢٢ ص
(٢٠)
نگاهی به زندگانی و فضایل حضرت علی اکبر سلام الله علیه در منابع فریقین
٢٣ ص
(٢١)
نگاهي به برخي از خصائص ام المؤمنين، حضرت خديجه کبري سلام الله عليها
٢٤ ص
(٢٢)
شبکه های مذهبی شیعه و سنی مستعمره نوین
٢٥ ص
(٢٣)
امام کاظم (عليه السلام) در بينش اهل سنت
٢٦ ص
(٢٤)
مشروعيت خلافت از ديدگاه اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
بررسي اسناد زيارت عاشورا (ویرایش جدید)
٢٨ ص
(٢٦)
گريه هاي رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزاي امام حسين (علیه السلام)
٢٩ ص
(٢٧)
چرايي گريه و سوگواري
٣٠ ص
(٢٨)
بررسي جمع بين دو نماز از ديدگاه شيعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
بررسي سندي روايت «عليٌ ولي كل مؤمن بعدي» از منظر اهل سنت
٣٢ ص
(٣٠)
معاويه و ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام
٣٣ ص
(٣١)
ديدگاه علماي اهل سنت درباره محمد بن عبدالوهاب و پيروانش + تصاوير
٣٤ ص
(٣٢)
ازدواج امام زمان(عليه السلام)
٣٥ ص
(٣٣)
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان
٣٦ ص
(٣٤)
اقرار ابوبكر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٧ ص
(٣٥)
اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)
٣٨ ص
(٣٦)
اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٩ ص
(٣٧)
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)
٤٠ ص
(٣٨)
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) واقعيتي انكار ناپذير
٤١ ص
(٣٩)
پاسخ به شبهات فاطميه + پاورپوينت
٤٢ ص
(٤٠)
نخستين يار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم
٤٣ ص
(٤١)
مرده ها مي شنوند و قادر به پاسخگويي هستند
٤٤ ص
(٤٢)
صحابه اي كه مشروعيت خلافت ابوبكر را قبول نداشتند
٤٥ ص
(٤٣)
دانلود مجموعه پاورپوينتهاي گروه پاسخ به شبهات با موضوع غدير وفضائل اميرمؤمنان عليه السلام
٤٦ ص
(٤٤)
دانلود مجموعه پاورپوينت هاي گروه پاسخ به شبهات در دفاع از اهل بيت عليهم السلام
٤٧ ص
(٤٥)
استدلال به «غيرت عرب» براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٤٨ ص
(٤٦)
بررسي روايت تاريخ طبري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٤٩ ص
(٤٧)
مناظرات الدكتورالحسيني القزويني في قناة المستقلة حول روايات الهجوم الي بيت فاطمه (س)
٥٠ ص
(٤٨)
استدلال به خطبه 228 نهج البلاغه (لِلّهِ بلاء فلان)، براي انكار شهادت فاطمه زهرا(س)
٥١ ص
(٤٩)
چهار گاف بزرگ عبد الله حيدري (شهاب ابراهيمي ) در بررسي سند تنها يك روايت
٥٢ ص
(٥٠)
بررسي تطبيقي شبهات آيه ولايت
٥٣ ص
(٥١)
دلالت حديث غدير بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام
٥٤ ص
(٥٢)
تواتر حديث غدير از ديدگاه دانشمندان اهل سنت
٥٥ ص
(٥٣)
بررسي حديث ثقلين در خطبه غدير و نقش آن در اثبات امامت
٥٦ ص
(٥٤)
آرامگاه امير مؤمنان علیه السلام در گذر تاريخ
٥٧ ص
(٥٥)
حضرت مهدي عج در كتب اهل سنت
٥٨ ص
(٥٦)
تحريف روايات ازدواج موقت ، در صحيح بخاري
٥٩ ص
(٥٧)
استغاثه عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) بعد از وفات آن حضرت
٦٠ ص
(٥٨)
صحت و تواتر حديث شريف ثقلين در منابع شيعه
٦١ ص
(٥٩)
آشنايي با كتب رجالي
٦٢ ص
(٦٠)
مرتضي رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي ها ساختند و خود او را كشتند
٦٣ ص
(٦١)
ادله نقلي «نصب امام» توسط خداوند (امامت عامه)
٦٤ ص
(٦٢)
مختار بن أبي عبيد، صحابي رسول خدا (ص)، يا مدعي نبوت؟
٦٥ ص
(٦٣)
بداء در تفكر شيعي و خاستگاه آن
٦٦ ص
(٦٤)
مشروعيت سبّ و لعن از ديدگاه اهل سنت
٦٧ ص
(٦٥)
بررسي آيه « والسابِقون الاولون » و رضايت دائمي خداوند از صحابه
٦٨ ص
(٦٦)
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)
٦٩ ص
(٦٧)
بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث » و بهانه ابوبكر براي غصب فدك
٧٠ ص
(٦٨)
افسانه خواستگاري اميرالمؤمنين (ع) از دختر ابوجهل
٧١ ص
(٦٩)
استدلال به نامه ششم نهج البلاغه براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٧٢ ص
(٧٠)
بررسي آيه «بيعت رضوان» و رضايت دائمي خداوند از خليفه دوم
٧٣ ص
(٧١)
بررسي آيه «محمد رسول الله » و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (س)
٧٤ ص
(٧٢)
بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٥ ص
(٧٣)
بررسي روايت بلاذري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٦ ص
(٧٤)
اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)
٧٧ ص
(٧٥)
بررسي شبهات خطبه 92 نهج البلاغه (والتمسوا غيري)
٧٨ ص
(٧٦)
ابوبكر، همراهي هميشه محزون (نقد ديدگاه هاي اهل سنت در تفسير آيه غار)
٧٩ ص
(٧٧)
هركس كينه ابوطالب (ع) را در دل داشته باشد، كافر است
٨٠ ص
(٧٨)
مشروعيت تقيه از ديدگاه شيعه و سني
٨١ ص
(٧٩)
بررسي روايت «سد الأبواب الا باب علي»
٨٢ ص
(٨٠)
بررسي تطبيقي حديث رّد الشمس
٨٣ ص
(٨١)
درس خارج فقه مقارن سال تحصيلي 1387 ـ 1386
٨٤ ص
(٨٢)
روشنفكري حوزوي با تمجيد از بني اميه!!!
٨٥ ص
(٨٣)
درس خارج فقه مقارن استاد حسيني قزويني (وضو از منظر فريقين)
٨٦ ص
(٨٤)
الوهابية فرقة للتفرقة بين المسلمين
٨٧ ص
(٨٥)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (2)
٨٨ ص
(٨٦)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (1)
٨٩ ص
(٨٧)
پاسخي بر سخنان و ادعاهاي مولوي خيرشاهي
٩٠ ص
(٨٨)
تحليلي از مناظره جناب دكتر قزويني با مولوي مرادزهي
٩١ ص
(٨٩)
فاطمه الزهراء (س) بانوي آب و آينه
٩٢ ص
(٩٠)
ادله خلافت أبي بكر
٩٣ ص
(٩١)
خانه وحي در زير تازيانه هاي هجوم
٩٤ ص
(٩٢)
آشنايي با چهره واقعي ابوهريره
٩٥ ص
(٩٣)
قرضاوي , پسر , شيعه , سني , سر دوراهي هك شدن !
٩٦ ص
(٩٤)
خالد بن وليد از ديدگاه عمر بن خطاب
٩٧ ص
(٩٥)
خالد بن وليد باعكس هاي بارگاهش (مرقدش) و مقايسه با حرمين عسكريين
٩٨ ص
(٩٦)
نقدي بر فرقه ي بهاييت از آغاز تا دوره ي معاصر
٩٩ ص
(٩٧)
مشروعيت ازدواج موقت در كتاب هاي اهل سنت
١٠٠ ص
(٩٨)
اهانت هاي ابن تيميه به خاندان رسول خدا (ص)
١٠١ ص
(٩٩)
شفاعت و توسل
١٠٢ ص
(١٠٠)
نقش وهابي ها و سعودي ها در ايجاد گروههاي تروريستي و ورود اشغالگران به افغانستان و عراق
١٠٣ ص
(١٠١)
افشاي ماهيت وهابيت
١٠٤ ص
(١٠٢)
حديث سازان رسوا مي شوند!
١٠٥ ص
(١٠٣)
وهابيت تندرو وبازگشت به عصر جاهليت
١٠٦ ص
(١٠٤)
راز دلبران و نقد دل برآن
١٠٧ ص
(١٠٥)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت
١٠٨ ص
(١٠٦)
الإجابة عن شبهات الغدير
١٠٩ ص
(١٠٧)
فتنة الوهابية
١١٠ ص
(١٠٨)
فصل الخطاب من كتاب الله ، وحديث الرسول ، وكلام العلماء في مذهب ابن عبد الوهاب
١١١ ص
(١٠٩)
وهابيت از منظر عقل و شرع (1) وهابيت و تفرقه
١١٢ ص
(١١٠)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (2) ريشه هاي تاريخي وهّابيّت
١١٣ ص
(١١١)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (3) وهابيت و تجسيم
١١٤ ص
(١١٢)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (4) وهابيت و تكفير مسلمين
١١٥ ص
(١١٣)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (5) وهابيت و تحقير مقام انبياء و اولياء
١١٦ ص
(١١٤)
الصحابة وقتل عثمان
١١٧ ص
(١١٥)
امام علي عليه السلام و قبول حكومت
١١٨ ص
(١١٦)
نگاهي گذرا به كتاب لله ثم للتاريخ و ترجمه آن اهل بيت از خود دفاع مي كند
١١٩ ص
(١١٧)
شيعه مناديان همبستگي واتحاد
١٢٠ ص
(١١٨)
پاسخي به تهاجم در پوشش دفاع از اهل بيت عليهم السلام
١٢١ ص
(١١٩)
حديث الثقلين
١٢٢ ص
(١٢٠)
سخني با آقاي واعظ زاده خراساني
١٢٣ ص
(١٢١)
الجمع بين الصلاتين و مصادره من الكتاب و السنة
١٢٤ ص
(١٢٢)
پاسخ به برخي شبهات مذهبي
١٢٥ ص
(١٢٣)
ملاحظات عابره علي تفسير الاثري الجامع
١٢٦ ص
(١٢٤)
تشيّع و مسئله سبّ و لعن صحابه
١٢٧ ص
(١٢٥)
خطبه غدير
١٢٨ ص
(١٢٦)
نقدي بر سريال مسافر ري
١٢٩ ص
(١٢٧)
دراسات في حديث الثقلين و المناقشه في حديث كتاب اللّه وسنتّي
١٣٠ ص
(١٢٨)
الإفتراء علي الشيعة في ( تحريف القرآن ) والجواب عنه
١٣١ ص
(١٢٩)
تصحیح و تحريف روایت تهدید به آتش زدن خانه فاطمه (س) توسط بزرگان اهل سنت و وهابيت
١٣٢ ص
(١٣٠)
بررسی تطبیقی سوزاندن خلبان اردنی با شریعت اسلامی
١٣٣ ص
(١٣١)
جريان شناسي حوادث اخير در قطيف عربستان سعودي
١٣٤ ص
(١٣٢)
احادیث «علي مع الحق والحق مع علي»
١٣٥ ص
(١٣٣)
اثبات علم غيب امامان معصوم عليهم السلام از قرآن كريم
١٣٦ ص
(١٣٤)
حدیث غدیر و امامت علی (ع) + پاورپوینت - آپدیت سال 96
١٣٧ ص
(١٣٥)
در خروج امام حسین (علیه السلام) مصلحت دینی و دنیایی نبود + پاورپوینت
١٣٨ ص
(١٣٦)
بيان جامع امام رضا عليه السلام در گرامي داشت ايام محرم، عزاداري، ثواب گريه بر امام حسين عليه السلام
١٣٩ ص
(١٣٧)
درسنامه غدیر
١٤٠ ص
(١٣٨)
عزاداري اهل سنت براي امام حسين (علیه السلام) + پاورپوینت
١٤١ ص
(١٣٩)
بررسی مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات و سیره صحابه
١٤٢ ص
(١٤٠)
مواعظ اخلاقی استاد دکتر حسینی قزوینی در سال تحصیلی 94- 93
١٤٣ ص
(١٤١)
بررسی سندی و دلالی روایت «الحق بعدی مع عمر»!
١٤٤ ص
(١٤٢)
بررسی مسئله «بدعت»، در شریعت اسلام
١٤٥ ص
(١٤٣)
عدم وجود نصي از پیامبر، بر خلافت جناب «ابوبكر»!
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسی تعداد صحابی دارای روایت، در منابع اهل سنت
١٤٧ ص
(١٤٥)
«شفاعت» هدف عاشوراست یا نتیجه آن/ پاسخ به شبههای درباره «نور واحد بودن ائمه»
١٤٨ ص
(١٤٦)
گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!
١٤٩ ص
(١٤٧)
پژوهشی پیرامون روایت سقط حضرت محسن علیه السلام از منظر اهل سنت + پاورپوینت
١٥٠ ص
(١٤٨)
انديشه سياسي كوفيان كه منجر به شهادت امام حسين (علیه السلام) شد + پاورپوینت
١٥١ ص
(١٤٩)
شرایط و آداب مناظره + پاورپوینت
١٥٢ ص
(١٥٠)
تبرک به معصومان عليهم السلام در حال حيات، در ميراث حديثي اماميه
١٥٣ ص
(١٥١)
تهديد عمر بن خطاب به آتش زدن خانه ، شبيه تهديد پيامبر در تارکین نماز جماعت
١٥٤ ص
(١٥٢)
تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات در ميراث حديثي اماميه
١٥٥ ص
(١٥٣)
اعتراف ابوبکر بر ارث گذاشتن پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم + اسکن
١٥٦ ص
(١٥٤)
تبرک به اشياء مقدس در ميراث حديثي اماميه
١٥٧ ص
(١٥٥)
ابن تيميه و انکار فضيلت حضرت زهرا سلام الله عليها
١٥٨ ص
(١٥٦)
نگاهي به موضوع تبرک در نگاه عالمان امامي
١٥٩ ص
(١٥٧)
معجزات و کرامات امام جواد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٠ ص
(١٥٨)
بررسي گزارشهاي ولادت اميرمومنان عليه السلام
١٦١ ص
(١٥٩)
امام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٦٢ ص
(١٦٠)
معجزات امام سجاد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دلالت آیه سی ام سوره مبارکه بقره بر وجود حجت و خلیفه خداوند در روی کره زمین تا روز قیامت
١٦٤ ص
(١٦٢)
کلام مقارن (سال تحصیلی 95-94)
١٦٥ ص
(١٦٣)
مروری بر زندگانی ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
١٦٦ ص
(١٦٤)
سیری در زندگانی عایشه
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسي دروغ ابن تيميه پيرامون افطار شيعيان
١٦٨ ص
(١٦٦)
امام صادق سلام الله عليه در بينش اهل سنت و وهابيت
١٦٩ ص
(١٦٧)
بررسی اجمالی جایگاه حضرت معصومه (سلام الله عليها)
١٧٠ ص
(١٦٨)
امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧١ ص
(١٦٩)
خبرهاي غيبي امام رضا عليه السلام
١٧٢ ص
(١٧٠)
امامت امام جواد عليه السلام از نگاه روايات اماميه
١٧٣ ص
(١٧١)
امام جواد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧٤ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص

مقالات - مقالات - الصفحة ١٤٩ - گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!

گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!

کد مطلب: ٨٢٩٣ تاریخ انتشار: ١٩ آذر ١٣٩٤ - ١٢:١٤ تعداد بازدید: ٦٦٣٠ مقالات » عمومي گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه:

اهمیت «توحید» در شریعت اسلام:


آشنائی اجمالی با فرقه «وهابیت»:

تجسیم خداوند، شاخصه اصلی توحید وهابیت!

برخی صفات بارز خدای وهابیت:

خدای وهابیت «چشم» دارد!!

خدای وهابیت «پا» دارد!!

خدای وهابیت «دست» دارد!!

خدای وهابیت، موی سرش فرفری است!!

خدای وهابیت سوار بر «الاغ» می شود!

خدای وهابیت سوار بر شتر در منی دیده شده است!!

خدای وهابیت مریض می شود!!

وقتی خدای وهابیت به زیارت قبر «احمد بن حنبل» می رود!!

عرش الهی از سنگینی خدای وهابیت ناله می کند!!

خداوند بعد از خلقت جهان به پشت خوابید و پای خود را روی پای دیگر انداخت!!

خدای وهابیت را چهار فرشته حمل می کنند!!

مقدمه:

فرقه ضاله وهابیت، فرقه ای است که بعد از ظهورش در شبه جزیره عربستان، خود را طلایه دار توحید و یگانه پرستی معرفی نموده، و بسیاری از مسلمانها را در سراسر جهان اسلام، با اتهام به شرک، به خاک و خون کشید. در این مقاله بر آن هستیم، تا گوشه ای بسیار مختصر، از خدائی که وهابیت به آن دعوت می کنند را ترسیم کنیم.

اهمیت «توحید» در شریعت اسلام:

بی شک، دین مبین اسلام، به عنوان کامل ترین و جامع ترین شریعت، در میان سایر ادیان بوده، و دین برگزیده خداوند محسوب می شود. لذا خداوند می فرماید:

(إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام)‌

دين در نزد خدا، اسلام است.

سوره آل‌عمران(٣) : آیه ١٩‌

نکته اساسی این است که حقيقت دین «اسلام»، به عنوان دین منتخب الهی، «توحيد» است. در قرآن کریم مضامين گوناگونى مطرح شده است كه شعار اصلى و سرلوحه دعوت همه پيامبران الهی را، توحيد و پرستش خداوند مى‌داند:

(وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّة رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ)

ما در هر امتى رسولى فرستاديم [تا بگويد:]خداى يكتا را بپرستيد، و از طاغوت اجتناب كنيد.

سوره نحل(١٦): آیه ٣٦

در همین راستا، دعوت اصلى پيامبر گرامی اسلام (صلى الله عليه وآله) نيز، شهادت به توحيد و دعوت به یگانه پرستی بوده است:

«و هُوَ يَقُولُ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قُولُوا لَا إِلَهَ‌ إِلَّا اللَّهُ‌ تُفْلِحُوا»

و پیامبر می گفت: ای مردم! لااله الا الله بگوئید تا رستگار شوید.

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‌١٨، ص٢٠٢

در حديث معروف «سلسلة الذهب» هم به خوبى اهميت و جايگاه شعار توحيد بيان شده است: امام رضا(سلام الله علیه) وقتى در سفر خود از مدينه به سوى مرو، به نيشابور رسيدند، در جمع علما و محدثان ـ به نقل از اجداد بزرگوارشان ـ فرمودند كه خداوند فرمود:

«كَلِمَةُ لاَ إلهَ إلاَّ اللهُ حِصْنِى فَمَنْ قالَهَا دَخَلَ حِصْنِى وَ مَن دَخَلَ حِصْنِى أَمِنَ مِنْ عَذَابِى»

كلمه لا إلهَ إلاَّ الله دژ محكم من است؛ هر كس به آن گواهى دهد داخل دژ محكم من شده است و كسى كه به دژ من داخل شود، از عذابم در امان است.

کشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط- قدیمیة)، ج٢، باب مولد الرضا، ص ٣٠٨؛ بحارالأنوار (ط - بیروت)، ج٤٩، ص ١٢٧، ح٣

از آنجائی که دین اسلام، ترسيم كننده جهت زندگى و تكامل حيات انسانى است، لازم است که ابعاد گوناگون زندگى انسان (رفتار، افكار، عقايد، اخلاق و معاشرت هاى فردى و اجتماعى اش) جهت خدايى داشته باشد و حركت او در همه شئون حيات فردى و اجتماعى به سوى خدا باشد.

بنابراين اگر اين حقيقت را پذيرفتيم كه اسلام به حركت انسان به سوى كمال مطلق و قرب الهى جهت مى‌دهد و هدايتگر وى در همه شئون زندگى است، اين واقعيت آشكار مى‌شود كه محتواى دین «اسلام»، چيزى غير از توجه دادن به خداى واحد نيست. همه احكام و دستورات فرعى اسلام ـ حتى احكام واجب يا مستحبى كه به رفتار و كارهاى حيوانى انسان تعلّق دارند ـ براى اين است كه به همه رفتارهاى انسان و از جمله رفتار حيوانى او رنگ خدايى بزند؛ چون اگر همين رفتار حيوانى جهت خدايى داشته باشد و در جهت اطاعت از خداوند و كسب رضاى او انجام پذيرد، ارزش پيدا خواهد کرد.

آشنائی اجمالی با فرقه «وهابیت»:

مسلک «وهابیت»، مسلکی است که در سال ۱۱۴۳ هجری قمری در شبه جزیره‌ عربستان بوجود آمده است و منسوب به شیخ محمد فرزند «عبدالوهاب نجدی» در قرن دوازدهم است که این نسبت «وهابیت»، از نام پدر او «عبدالوهاب» گرفته شده است!

حقیقت آن است که «محمد بن عبدالوهاب» مبدع و مبتکر این فرقه انحرافی نیست. بلکه احیاگر عقائد باطل «احمد بن عبدالحلیم»، معروف به «ابن تیمیه» به شمار می‌رود. «ابن تیمیه» در قرن هشتم می‌زیست و او نیز خود را پیرو «احمد بن حنبل»، امام حنبلی های اهل سنت و متوفای ٢٤١هجری می‌دانست!

نکته اساسی در این است که در همان زمان ظهور افکار ابن تیمیه، علمای اهل سنت با عقائد و دیدگاه های ابن تیمیه مخالفت کرده و حتی او را کافر دانستند! مثلاّ «ذهبى» متوفای٧٤٨ هجری دانشمند بلند آوازه عصر «ابن تیمیّه» در نامه اى خطاب به وى مى نویسد:

«يا خيبة من اتبعك فإنه معرض للزندقة و الانحلال... فهل معظم أتباعك إلا قعيد مربوط خفيف العقل أو عامي كذاب بليد الذهن أو غريب واجم قوي المكر أو ناشف صالح عديم الفهم؟»

اى بى چاره، آنان که از تو متابعت مى کنند در پرتگاه زندقه و کفر و نابودى قرار دارند... نه این است که عمده پیروان تو عقب مانده، گوشه گیر، سبک عقل، عوام، دروغگو، کودن، بیگانه، فرومایه، مکّار، خشک، ظاهر الصلاح، و فاقد فهم هستند.

السَّيفُ الصَّقِيلُ في الرَّدِّ عَلَى ابنِ زَفِيل، تقی الدین السبکی، ص ٢١٨؛ مکتبة زهران مصر

در ظهور و توسعه وهابیت، «محمدبن ‌عبدالوهاب» در «دین» و «محمد بن‌سعود» در «قدرت» مؤثر بودند و با همفکری و همسو با سیاست‌های استعماری انگلیس توانستند تسلطی بر دیگر مسلمین پیدا کنند. و با گذشت حدود سه قرن از پیدایش آن، بسیاری از ممالک اسلامی و به خصوص مرکز پیدایش اسلام، سرزمین حجاز را تحت تأثیر خود در آورند.

این فرقه منحرف، در بسیاری از اصول عقاید و احکام شرعی با مذاهب دیگر تفاوت دارد. وهابیها خود را مسلمانان حقیقی و دیگر مسلمانان را منحرف و مشرک می‌دانند، و به آنان به دیده‌ی حقارت می‌نگرند. فرقه وهابیت در طول سالیان تأسیس خود، از شیوه‌ی زور و سنگدلی و قساوت در تحمیل افکار غیرمنطقی خود بر مسلمانان، استفاده می‌کند.

بدون تردید سوء استفاده از نام «اسلام»، برای تثبیت قدرت، هدف اصلی فرقه وهابیت محسوب می‌شود. حاکمیت وهابیت، در واقع امپراطوری ظالمانه‌ای بود که با سوء استفاده از شعارهای اسلامی و بهره‌گیری از اهرم اسلام، قدرت ظالمانه خود را تحکیم نمود. وهابیت از زمان شکل گیری خود، مرتکب شنیع ترین جنایات شده است. قتل و عام مسلمین، از مرد و زن و کودک؛ شیعه و سنی و... از ارکان به قدرت رسیدن این فرقه شوم بوده است. اکنون نیز «وهابیت»، اسم اسلام و شعارهای اسلامی را در خدمت اهداف سیاسی خود قرار داده است و هدفی جز تسلط بر ممالک اسلامی، آنهم زیر چتر حمایتی ظالمانی همچون آمریکا و رژیم صهیونیستی، برای به انحراف کشیدن آموزه های اصیل اسلامی ندارد.

به تصریح علمای سرشناس اهل سنت، هدف نهائی وهابیت از تاسیس این فرقه و تکفیر و قتل مسلمانها؛ رسیدن به حکومت و اموال و ثروت و دارائی های مسلمانها بوده است. آقای کوثری - ازعلمای بزرگ دانشگاه الازهر مصر - در این زمینه می نویسد:

«و ليس قصد أول من آثار هذه الفتنة، سوى استباحة أموال المسلمين ليؤسس حكمه بأموالهم على دمائهم باسم أنهم مشركون»

قصد اولیه وهابیون از فتنه وهابیت، مباح کردن اموال مسلمین بود تا حکومت خودشان را با این اموال تقویت بکنند. اینها خون مسلمین را مباح می کنند به اسم این که اینها مشرک هستند.

مقالات کوثری، ج١، ص ٣٢٦

تجسیم خداوند، شاخصه اصلی توحید وهابیت!

توحیدی که وهابیت، دیگر مسلمین را به آن دعوت می کند، توحیدی است خاص، با شاخصه های خاص تر! توحید وهابیت، توحیدی است که ما را به خدایی راهنمایی می کند که دارای خصوصیات مادی خاصی است.اول نکته ای که در توحید «ابن تیمیه»، به عنوان مؤسس فرقه وهابیت، واضح و روشن است، مسأله تجسیم است. وی وقتی می خواهد خدای عالم را با آن دید مادی به مردم معرفی کند، صراحتاً اعلام می کند:

«ليس في كتاب الله و لا سنة رسوله و لا قول احد من سلف الامة و ائمتها انه ليس بجسم»

نه در کتاب خدا و نه در سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نه در اقوال امت اسلامی و ائمه اهل سنت ، نداریم که خداوند جسم نباشد.

بیان تلبیس الجهمیه، ابن تیمیه، ج١، ص١٠١؛دار النشر: مطبعة الحكومة - مكة المكرمة - ١٣٩٢، الطبعة: الأولى ، تحقيق: محمد بن عبد الرحمن بن قاسم

برخی صفات بارز خدای وهابیت:

در اینجا به برخی از صفات بارز خدایی که وهابیت، آن را «توحید ناب» معرفی می کند و خود را در جوامع اسلامی موحد حقیقی می شمارد و دیگر مسلمین را به پیروی از آراء و افکار خویش فرا می خواند، اشاره می کنیم:

خدای وهابیت «چشم» دارد!!

توحیدی که وهابیت از آن دم می زند، ما را به خدائی هدایت می کند که «چشم» دارد:

«ذَكَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، يَوْمًا بَيْنَ ظَهْرَيِ النَّاسِ المَسِيحَ الدَّجَّالَ، فَقَالَ: " إِنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِأَعْوَرَ، أَلاَ إِنَّ المَسِيحَ الدَّجَّالَ أَعْوَرُ العَيْنِ اليُمْنَى»

رسول اکرم روزی در میان مردم از مسیح دجال سخن به میان آورد. در ضمن گفتارش فرمود: خداوند کور نیست! ولی مسیح دجال چشم راستش کور است.

صحیح بخاری ج٣، ص ١٢٦٩، باب ٤٩، ح ٣٢٥٦؛دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا

خدای وهابیت «پا» دارد!!

خدای وهابیت علاوه بر چشم، «پا» هم دارد، و اتفاقاً با همان پا، وارد جهنم هم می شود:

«قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " لاَ تَزَالُ جَهَنَّمُ تَقُولُ: هَلْ مِنْ مَزِيدٍ، حَتَّى يَضَعَ رَبُّ العِزَّةِ فِيهَا قَدَمَهُ، فَتَقُولُ: قَطْ قَطْ وَ عِزَّتِكَ »

پیغمبرفرمود: در روز قیامت اهل جهنم به آتش انداخته می شوند، و جهنم مدام تقاضای زیادت می کند؛ تا اینکه خداوند پای خود را در جهنم می گذرد. در اینجاست که جهنم می گوید تو را به عزتت سوگند بس است بس است.

صحیح بخاری ج٨، ص ١٣٤،بَابُ الحَلِفِ بِعِزَّةِ اللَّهِ وَصِفَاتِهِ وَكَلِمَاتِهِ، ح ٦٦٦١؛المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة، مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي، الطبعة: الأولى، ١٤٢٢هـ

خدای وهابیت «دست» دارد!!

«حَدَّثَنَا أَبُو هُرَيْرَةَ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «إِنَّ يَمِينَ اللَّهِ مَلْأَى لاَ يَغِيضُهَا نَفَقَةٌ...، أَرَأَيْتُمْ مَا أَنْفَقَ مُنْذُ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ، فَإِنَّهُ لَمْ يَنْقُصْ مَا فِي يَمِينِهِ... وَ بِيَدِهِ الأُخْرَى الفَيْضُ - أَوِ القَبْضُ - يَرْفَعُ وَ يَخْفِضُ»

ابوهریره می گوید: رسول خدا فرمود: دست راست خداوند پر است، و از انفاق و احسانش کم نمی شود. و از آن روزی که آسمانها و زمین را آفریده است احسان می کند و از آنچه در دست او است کم ننموده است. و در دست دیگر خدا فیض و احسان است.

صحیح بخاری ج٦ ص٢٦٩٩ کتاب التوحید، باب وکان عرشه علی الماء، ح ٦٩٨٣؛دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧ ، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا

خدای وهابیت، موی سرش فرفری است!!

خدایی که وهابیت به مسلمانها معرفی می کند، موهای سرش فرفری است و موی صورتش در نیامده، و «أمرد» است:

«قال رسول الله (صلى الله عليه وسلم) رأيت ربي في صورة شاب أمرد له وفرة جعد قطط في روضة خضراء»

ابن عباس می گوید: پیامبرفرمود: پروردگارم را به صورت یک جوان دیدم که هنوز مو در صورت نداشت. و موی سرش هم مجعد و فرفری بود.

بیان تلبیس الجهمیه، ابن تیمیه، ج٧ ص ٢٩٠؛المحقق: مجموعة من المحققين، الناشر: مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، الطبعة: الأولى، ١٤٢٦ه

توحید وهابیت، توحیدی است که، ما را به یک همچین خدائی دعوت می کنند. خدائی که دست دارد، پا دارد، و...

جالب این است که «ابویعلی» به عنوان یکی از لیدرهای وهابی، بعد از نقل این روایت می گوید:

«هذا حديث رواه الكبّر عن الكبّر عن الصحابه عن النبي و من شك في ذلك لا تقبل شهادته و لايسلم عليه و لايعاد في مرضه»

این روایتی است که بزرگان ما از بزرگان و از صحابه و صحابه هم از پیامبر اکرم نقل کرده است و هرکس در این شک کند، شهادتش قبول نیست و کسی نباید به او سلام کند و زمانی که مریض شد، کسی به عیادتش نرود.

طبقات الحنابله، ابی یعلی، ج٣، ص٨١ ، ح ٨٢ چاپ مکتبه عبیکان، مکه مکرمه؛ طبقات الحنابله، ج٢، ص٤٦، چاپ دار المعرفة بيروت، تحقيق محمد حامد الفقي

خدای وهابیت سوار بر «الاغ» می شود!

البته خدای وهابیت، نه تنها چشم دارد، دست دارد، و موهای فرفری دارد، بلکه گاهاً سوار «الاغ» هم می شود!!

«ابن عساکر» می نویسد:

«إنه ینزل بذاته و یتردد علی حمار»

خدا از آسمان به زمین می آید و سوار یک الاغ می شود.

تبیین کذب المفتری، ابن عساکر، ج١، ص٣١١؛ دار النشر: دار الكتاب العربي - بيروت - ١٤٠٤، الطبعة: الثالثة

وقتی این وهابی ها می گویند ما موحد هستیم؛ یعنی آن خدایی را قبول داریم که، الاغ سوار و مو فرفری است.

علامه حلی (ره( از علمای بزرگ شیعهدر این باره می نویسد که در «بغداد» بعضی از این آقایانی که قائل به جسمانیت خداوند هستند، بعضی شب ها، بر پشت بام خود علف و یونجه، می گذارند:

«وذهب بعضهم إلى أن الله ينزل كل ليلة جمعة بشكل أمرد راكبا على حمار حتى أن بعضهم ببغداد وضع على سطح داره معلفا يضع كل ليلة جمعة فيه شعيرا وتبنا لتجويز أن ينزل الله تعالى على حماره على ذلك السطح فيشتغل الحمار بالأكل و يشتغل الرب بالنداء هل من تائب هل من مستغفر تعالى الله عن مثل هذه العقائد الردية في حقه تعالى.»

بعضی از اهل سنت معتقد هستند که خداوند در هر شب جمعه به صورت یک جوان و سوار بر الآغ بر زمین نازل می شود، به طوری که بعضی از اینها در بغداد، در شب های جمعه روی پشت بام های خود در ظرف هایی علوفه، جو و یونجه می ریزند تا خدایی که با الاغ از آسمان پایین می آید ، این علوفه و یونجه را ببیند و بر بام آن شخص نازل شود و مشغول خوردن آنها شود و خدای عالم هم مشغول ندا دادن باشد که آیا توبه کننده ای هست تا او را ببخشم و از اینگونه عقاید مردود و باطل در حق خداوند متعال.

منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، علامه حلی، ص ٣٩؛ تحقیق: عبدالرحیم مبارک، مؤسسه عاشوراء للتحقیقات و البحوث الإسلامیة

الاعقائد الاسلامیه، مرکز المصطفی، ج ٢، ص ٢٧٧؛ مرکز المصطفی للدراسات الإسلامیة، الطبعة الأولی، محرم الحرام ١٤١٩ه

خدای وهابیت سوار بر شتر در منی دیده شده است!!

«عن أبی رزین عن النبی قال رأيت ربي بمنى عند النفر على جمل أورق عليه جبة»

أبی رزین می گوید: پیامبر فرمود: من خدای عالم را در منی دیدم، آن زمانی که از طرف منی به طرف مکه کوچ می کردند که روی شتری با رنگ های سیاه و سفید داشت و بر دوش خداوند، یک پیراهن بلندی بود.

سیر اعلام النبلاء ذهبی، ج ١٨، باب أحمد بن محمد بن عبدوس الزعفراني، ص ١٦؛ دارالنشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤١٣، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط محمد نعيم العرقسوسي

لسان المیزان عسقلانی، جلد ٢، باب من اسمه حسن، صفحه ٢٣٨؛دار النشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - ١٤٠٦ - ١٩٨٦، الطبعة: الثالثة، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند

خدای وهابیت مریض می شود!!

و جالب است که خدای وهابیت بعضی مواقع مریض هم می شود، چشم درد می گیرد، و ملائکه نیز به عیادت خداوند می روند!!

«اشتكت عيناه فعادته الملائكة»

بعضي وقت ها، خداوند چشم درد می گیرید، و ملائکه به ملاقات او می رود.

الملل و النحل، شهرستانی، ج١، ص١٠٦؛دار النشر: دار المعرفة - بيروت - ١٤٠٤، تحقيق: محمد سيد كيلاني

معمولاً کسی که به عیادت مریضی می رود، یک آب میوه ای، کمپوتی با خودش می برد. حالا اگر خدای اینها هم اهل خورد و خوراک باشد برای خدا می برند، وگر نه وقتی به عیادت خدا می روند، شاید کاهی، یونجه ای برای الاغ خدا می برند!!

وقتی خدای وهابیت به زیارت قبر «احمد بن حنبل» می رود!!

«ابن جوزی» نقل می کند:

«حدثنی ابوبکر بن مکارم ابن ابی یعلی الحربی – وکان شیخاً صالحاً – قال: کان قد جاء فی بعض السنین مطر کثیر جداً قبل دخول رمضان بأیام فنمت لیلة فی رمضان فأریت فی منامی کأنی قد جئت علی عادتی الی قبر الإمام أحمد بن حنبل أزوره فرأيت قبره قد إلتصق بالأرض، حتي بقي بينه و بين الأرض مقدار ساف أو سافين، فقلت: إنما تم هذا علي قبر الإمام أحمد من كثرة الغيث! فسمعته من القبر و هو يقول: لا، بل هذا من هيبة الحق عز و جل لأنه عز و جل قد زارني!»

ابوبکر بن مکارم که مرد صالحی بود برای من نقل می کرد که در يكي از سال ها، باران خيلي زيادي آمد. من در شبی از شبهای ماه رمضان خوابیدم و درخواب دیدم که طبق عادت همیشگی خودم، آمدم كنار قبر آقاي احمد بن حنبل تا او را زيارت كنم. ديدم كه قبر او، به زمين چسبيده است، با خودم گفتم كه شايد به خاطر بارش باران بوده كه اين قبر، آثارش را كه بايد مقداري بلند باشد، از بين برده است. همان گونه كه داشتم به اين مسئله فكر مي كردم، يك دفعه شنيدم كه ندائي از قبر آمد و آقاي احمد بن حنبل گفت: نه، اين كه مي بيني قبر من با زمين يكسان شده و هيچ برآمدگي ندارد، از هيبت خداوند است؛ زيرا خداوند به زيارت قبر من آمده بود!

آقايان وهابی ها داد و فریاد می کنند که رفتن به زيارت قبر امام رضا (عليه السلام) شرك است، ولي در اینجا مي گويند که خداوند به زيارت قبر احمد بن حنبل مي رود!! چه می دانیم شايد خداوند هم نعوذبالله مشرك شده است!!

راوي مي گويد كه «احمد بن حنبل» ادامه داد و گفت:

«فسألته عن سرّ زيارته إياي في كل عام، فقال عز وجل: يا أحمد! لأنك نصرت كلامي، فهو ينشر و يتلي في المحاريب»

سؤال كردم از خدا: چرا هر سال به زيارت قبر من مي آيي؟ خداوند فرمود: اي احمد! تو كلام مرا در ميان مردم منتشر كردي؛ كلام من در ميان مردم خوانده مي شود و در محراب ها تلاوت مي شود.

براي اينكه وهابيت، غلوّ نكنند و بگويند حتما آقاي احمد بن حنبل به قدري مقامش بالاست كه خداوند به زيارتش مي آيد، مي گويند:

«فقال لي: يا بني! ليس هذا كرامة لي و لكن هذا كرامة لرسول الله! لأن معي شعرات من شعره! ألا و من يحبني يزورني في شهر رمضان! قال ذلك مرتين»

احمد بن حنبل به من گفت: فرزندم! خداوند كه به زيارت قبر من مي آيد، به خاطر جايگاه من نيست، بلكه به خاطر كرامت رسول الله است؛ زيرا همراه من، موئي از موهاي پيامبر است و به خاطر آن است كه خداوند هر سال به زيارت قبر من مي آيد.

مناقب الإمام احمد بن حنبل، ابن جوزی، باب الثانی والتسعون، فصل فی ذکر المنامات التی رئی فیها احمد بن حنبل، ص ٦٠٧ ؛ تحقیق: د. عبدالله بن عبدالمحسن الترکی؛ دارالنشر: هجر للطباعة والنشر

عرش الهی از سنگینی خدای وهابیت ناله می کند!!

در بسیاری از منابع معتبر اهل سنت، روایت عجیبی از طریق خلیفه دوم عمر بن خطاب، به پیامبر نسبت داده شده است:

«عن عمر رضي الله عنه: أن امرأة أتت النبي صلي الله عليه و سلم فقالت: أدع الله أن يدخلني الجنة، فعظم الرب تبارك و تعالي و قال: إن كرسيه وسع السماوات و الأرض و إن له أطيطا كأطيط الرحل الجديد، إذا ركب من ثقله»

عمر بن خطاب نقل مي كند: زني آمد نزد نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) گفت: دعا كن كه خداوند مرا وارد بهشت گرداند. پیغمبر بعد از حمد و ثنای الهی گفت: عرش خداوند به وسعت آسمانها و زمین است و وقتي خداوند سوار بر عرش مي شود، عرش خداوند مانند يك شتر جوان و نوپايي است كه وقتي تازه مي خواهند بر آن سوار شوند، از سنگيني خداوند ناله مي كند.

تفسیر طبری، ج٣، ص١٠؛ دار النشر : دار الفكر - بيروت - ١٤٠٥

مجمع الزوائد للهيثمي، ج١، ص٨٣؛ دار النشر: دار الريان للتراث/‌دار الكتاب العربي – القاهرة، بيروت - ١٤٠٧

كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٠، کتاب العظمه من قسم الأفعال، ص١٦٩، ح ٢٩٨٦٣؛دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٩هـ-١٩٩٨م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي

تفسير إبن كثير، ج١، ص٣١١؛ دار النشر: دار الفكر - بيروت - ١٤٠١

الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص١٧؛دار النشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٣

جامع الأحادیث سیوطی، ج١٤، ص ٣٣٩، باب مسند عمر بن خطاب، ح٣٧٣٥

البدایة والنهایة، ج١، ص١١؛دار النشر: مكتبة المعارف - بيروت

بیان تلبیس الجمهیه، ج١، ص٥٧٢؛دار النشر: مطبعة الحكومة - مكة المكرمة - ١٣٩٢ ، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد بن عبد الرحمن بن قاسم

آقاي «هيثمي» اين روايت را نقل مي كند و مي گويد:

«رواه البزار و رجاله رجال الصحيح»

اين روايت را آقاي بزار در مسند خود نقل كرده و تمام راويان آن صحيح هستند.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج١، ص٨٤؛ دار النشر: دار الريان للتراث/‌دار الكتاب العربي – القاهرة، بيروت - ١٤٠٧

خداوند بعد از خلقت جهان به پشت خوابید و پای خود را روی پای دیگر انداخت!!

آقای «طبرانی» در روایتی صحیح السند نقل می کند:

«عَنْ عُبَيْدِ بْنِ حُنَيْنٍ، قَالَ: بَيْنَا أَنَا جَالِسٌ إِذْ جَاءَنِي قَتَادَةُ بْنُ النُّعْمَانِ، فَقَالَ لِي: انْطَلَقْ بِنَا يَا ابْنَ حُنَيْنٍ إِلَى أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، فَإِنِّي قَدْ أُخْبِرْتُ أَنَّهُ قَدِ اشْتَكَى، فَانْطَلَقْنَا عَلَى أَبِي سَعِيدٍ فَوَجَدْنَاهُ مُسْتَلْقِيًا رَافِعًا رِجْلَهُ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى، فَسَلَّمْنَا وَجَلَسْنَا، فَرَفَعَ قَتَادَةُ بْنُ النُّعْمَانِ يَدَهُ إِلَى رِجْلِ أَبِي سَعِيدٍ فَقَرَصَهَا قَرْصَةً شَدِيدَةً، فَقَالَ أَبُو سَعِيدٍ: سُبْحَانَ اللهِ يَا ابْنَ آدَمَ لَقَدْ أَوْجَعَنِي، فَقَالَ لَهُ: ذَلِكَ أَرَدْتُ، فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: " إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمَّا قَضَى خَلْقَهُ اسْتَلْقَى فَوَضَعَ إِحْدَى رِجْلَيْهِ عَلَى الْأُخْرَى، وَقَالَ: لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِي أَنْ يَفْعَلَ هَذَا "، فَقَالَ أَبُو سَعِيدٍ: لَا جَرَمَ، وَاللهِ لَا أَفْعَلُهُ أَبَدًا.»

عبید بن حنین می گوید: من نشسته بودم که قتاده بن نعمان به پیش من آمد و گفت: پاشو با هم به پیش ابوسعید خدری برویم ای ابا حنین! من خبری شنیدم که از او شاکی شدم. ما رفتيم خدمت أبو سعيد خدري و ديديم كه به پشت خوابيده است و پاي راستش را روي پاي چپ خود انداخته است. بر او سلام كرديم و قتادة آمد نيشگوني شديد از پاي أبو سعيد گرفت و أبو سعيد گفت: سبحان الله! اين پسر آدم! مرا به درد آوردي. قتاده گفت: من هم همين را مي خواستم. پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: خداوند وقتي خلقت جهان را تمام كرد، به پشت خوابيد و يكي از پاهايش را روي پاي ديگرش انداخت و فرمود: سزاوار نيست براي هيچ يك از بندگانم كه هم چنين كاري را بكند. أبو سعيد گفت: به خدا قسم! من هم ديگر اين كار را نمي كنم.

المعجم الكبير للطبراني، ج١٩، ص١٣، باب عُبَيْدُ بْنُ حُنَيْنَ، عَنْ قَتَادَةَ بْنِ النُّعْمَانِ، ح١٨؛المحقق: حمدي بن عبد المجيد السلفيا، دار النشر: مكتبة ابن تيمية – القاهرة، الطبعة: الثانية

آقاي «أبو يعلي» بعد از اين كه اين روايت را نقل می کند مي نویسد:

«قال أبو محمد الخلال: هذا حديث إسناده كلهم ثقات و هم مع ثقتهم شرط الصحيحين.»

أبو محمد خلال مي گويد: اين روايتي است كه تمام راويانش ثقه هستند و تمام شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم در اين روايت هست.

إبطال التأويلات لأخبار الصفات، أبي يعلي، ج١، ص١٨٨ و ١٨٩؛ دارالنشر:مکتبه دارالامام الذهبی، کویت،۱۴۱۰ق

خدای وهابیت را چهار فرشته حمل می کنند!!

«إبن خزيمه» در کتاب «توحيد»، روايتي را نقل مي كند كه «عبدالله بن عمر»، فردي را به سوي «عبدالله بن عباس» فرستاد و گفت:

«هل رأي محمد ربه؟ فأرسل إليه عبدالله بن عباس أن نعم، فردّ عليه عبدالله بن عمر رسوله أن كيف رآه؟ فأرسل انه رآه في روضة خضراء، دونه فراش من ذهب علي كرسي من ذهب، يحمله أربعة من الملائكة، ملك في صورة رجل و ملك في صورة ثور و ملك في صورة نسر و ملك في صورة أسد.»

آيا پيامبر، خدا را ديده است؟ عبدالله بن عباس مي گويد: بله. عبدالله بن عمر باز هم آن فرد را فرستاد و گفت: خدا را چگونه ديده است؟ عبدالله بن عباس گفت: خدا را در يك چمن زار سرسبز ديده است كه در زير خداوند، رختخوابي از طلا بود كه بر روي تختي از طلا بود و ٤ نفر از ملائكه، او را حمل مي كنند و يك ملك به صورت مرد است و يك ملك به صورت گاو است و يك ملك به صورت كركس است و يك ملك هم به صورت شير است.

توحيد إبن خزيمة، ج٢، ص٤٨٣، باببَابُ ذِكْرِ الْأَخْبَارِ الْمَأْثُورَةِ فِي إِثْبَاتِ رُؤْيَةِ النَّبِيِّ، دار النشر: مكتبة الرشد - السعودية - الرياض - ١٤١٤هـ - ١٩٩٤م ، الطبعة: الخامسة، تحقيق: عبد العزيز بن إبراهيم الشهوان

جالب اين است كه در اول اين كتاب، آقاي إبن خزيمة شرط كرده است که من در اين كتاب، جز احاديث صحيح كه با سند ثقه به پيامبر رسيده باشد، نياورده ام. يعني تمام روايات كتاب من، سنداً صحيح است و راويانش تا پيامبر، ثقه هستند.

توحيد لإبن خزيمة، ج١، ص١١

آنچه نقل شد، مختصری بود از خصوصیات و ویژگی های خدائی که فرقه ضاله وهابیت، به عنوان توحید اصلی و حقیقی مطرح می کند و دیگر مسلمانها را به دلیل پیروی نکردن از این توحید، متهم به شرک و کفر می کند و بعد هم فتوای قتل آنها را صادر می کند.

این نکته، قابل توجه است که بهترین جائی که وهابیت زمین گیر می شود، بحث از «خدای وهابیت» است. مطالب عجیب و غریب، و نسبت های ناروا و دور از شأن حضرت رب العالمین، که به واسطه نبی مکرم(صلی الله علیه و آله)، و یا از طریق صحابه ایشان، به خداوند متعال نسبت داده شده است که با عقل سلیم بشری، و با تأملی اندک در آیات نورانی قرآن کریم، بطلان تمامی این ادعاها و نسبت ها روشن خواهد شد.

والسلام علی من اتبع الهدی

واحد تدوین مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر

(عجل الله تعالی فرجه الشریف)