مقالات
(١)
پيوند آسماني
٤ ص
(٢)
امام باقر سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٥ ص
(٣)
امامت امام هادي عليه السلام از نگاه روايات اماميه
٦ ص
(٤)
امام هادي سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٧ ص
(٥)
پژوهشي پيرامون سند غديريه امام هادي عليه السلام
٨ ص
(٦)
جستاري پيرامون عزاداري معصومان عليهم السلام براي امام حسين عليه السلام
٩ ص
(٧)
زیارت امام حسین علیه السلام در سیره معصومان علیهم السلام
١٠ ص
(٨)
هدف امام حسین علیه السلام از قیام عاشورا
١١ ص
(٩)
گزارشهای شهادت امام رضا علیه السلام بر اساس كتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام
١٢ ص
(١٠)
امام حسن عسکري سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٣ ص
(١١)
روايات امامت امام عسکري عليه السلام در منابع اماميه
١٤ ص
(١٢)
جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) از نگاه بزرگان اهل سنت
١٥ ص
(١٣)
ده فضیلت فاطمی سلام الله علیها (قبل خلقت، عالم خلقت، قیامت)
١٦ ص
(١٤)
مصايب حضرت فاطمه عليها السلام در منابع اماميه و رويکرد عالمان امامي
١٧ ص
(١٥)
امامت امير مؤمنان در کلام اهل بيت عليهم السلام
١٨ ص
(١٦)
نگاهي گذرا به زندگي و فضايل حضرت زينب کبري سلام الله عليها
١٩ ص
(١٧)
بررسي نصوص امامت امام کاظم (عليه السلام) در منابع اماميه
٢٠ ص
(١٨)
ایمان حضرت ابوطالب
٢١ ص
(١٩)
جستاری پيرامون بعثت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) در میراث مکتوب امامیه
٢٢ ص
(٢٠)
نگاهی به زندگانی و فضایل حضرت علی اکبر سلام الله علیه در منابع فریقین
٢٣ ص
(٢١)
نگاهي به برخي از خصائص ام المؤمنين، حضرت خديجه کبري سلام الله عليها
٢٤ ص
(٢٢)
شبکه های مذهبی شیعه و سنی مستعمره نوین
٢٥ ص
(٢٣)
امام کاظم (عليه السلام) در بينش اهل سنت
٢٦ ص
(٢٤)
مشروعيت خلافت از ديدگاه اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
بررسي اسناد زيارت عاشورا (ویرایش جدید)
٢٨ ص
(٢٦)
گريه هاي رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزاي امام حسين (علیه السلام)
٢٩ ص
(٢٧)
چرايي گريه و سوگواري
٣٠ ص
(٢٨)
بررسي جمع بين دو نماز از ديدگاه شيعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
بررسي سندي روايت «عليٌ ولي كل مؤمن بعدي» از منظر اهل سنت
٣٢ ص
(٣٠)
معاويه و ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام
٣٣ ص
(٣١)
ديدگاه علماي اهل سنت درباره محمد بن عبدالوهاب و پيروانش + تصاوير
٣٤ ص
(٣٢)
ازدواج امام زمان(عليه السلام)
٣٥ ص
(٣٣)
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان
٣٦ ص
(٣٤)
اقرار ابوبكر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٧ ص
(٣٥)
اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)
٣٨ ص
(٣٦)
اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٩ ص
(٣٧)
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)
٤٠ ص
(٣٨)
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) واقعيتي انكار ناپذير
٤١ ص
(٣٩)
پاسخ به شبهات فاطميه + پاورپوينت
٤٢ ص
(٤٠)
نخستين يار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم
٤٣ ص
(٤١)
مرده ها مي شنوند و قادر به پاسخگويي هستند
٤٤ ص
(٤٢)
صحابه اي كه مشروعيت خلافت ابوبكر را قبول نداشتند
٤٥ ص
(٤٣)
دانلود مجموعه پاورپوينتهاي گروه پاسخ به شبهات با موضوع غدير وفضائل اميرمؤمنان عليه السلام
٤٦ ص
(٤٤)
دانلود مجموعه پاورپوينت هاي گروه پاسخ به شبهات در دفاع از اهل بيت عليهم السلام
٤٧ ص
(٤٥)
استدلال به «غيرت عرب» براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٤٨ ص
(٤٦)
بررسي روايت تاريخ طبري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٤٩ ص
(٤٧)
مناظرات الدكتورالحسيني القزويني في قناة المستقلة حول روايات الهجوم الي بيت فاطمه (س)
٥٠ ص
(٤٨)
استدلال به خطبه 228 نهج البلاغه (لِلّهِ بلاء فلان)، براي انكار شهادت فاطمه زهرا(س)
٥١ ص
(٤٩)
چهار گاف بزرگ عبد الله حيدري (شهاب ابراهيمي ) در بررسي سند تنها يك روايت
٥٢ ص
(٥٠)
بررسي تطبيقي شبهات آيه ولايت
٥٣ ص
(٥١)
دلالت حديث غدير بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام
٥٤ ص
(٥٢)
تواتر حديث غدير از ديدگاه دانشمندان اهل سنت
٥٥ ص
(٥٣)
بررسي حديث ثقلين در خطبه غدير و نقش آن در اثبات امامت
٥٦ ص
(٥٤)
آرامگاه امير مؤمنان علیه السلام در گذر تاريخ
٥٧ ص
(٥٥)
حضرت مهدي عج در كتب اهل سنت
٥٨ ص
(٥٦)
تحريف روايات ازدواج موقت ، در صحيح بخاري
٥٩ ص
(٥٧)
استغاثه عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) بعد از وفات آن حضرت
٦٠ ص
(٥٨)
صحت و تواتر حديث شريف ثقلين در منابع شيعه
٦١ ص
(٥٩)
آشنايي با كتب رجالي
٦٢ ص
(٦٠)
مرتضي رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي ها ساختند و خود او را كشتند
٦٣ ص
(٦١)
ادله نقلي «نصب امام» توسط خداوند (امامت عامه)
٦٤ ص
(٦٢)
مختار بن أبي عبيد، صحابي رسول خدا (ص)، يا مدعي نبوت؟
٦٥ ص
(٦٣)
بداء در تفكر شيعي و خاستگاه آن
٦٦ ص
(٦٤)
مشروعيت سبّ و لعن از ديدگاه اهل سنت
٦٧ ص
(٦٥)
بررسي آيه « والسابِقون الاولون » و رضايت دائمي خداوند از صحابه
٦٨ ص
(٦٦)
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)
٦٩ ص
(٦٧)
بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث » و بهانه ابوبكر براي غصب فدك
٧٠ ص
(٦٨)
افسانه خواستگاري اميرالمؤمنين (ع) از دختر ابوجهل
٧١ ص
(٦٩)
استدلال به نامه ششم نهج البلاغه براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٧٢ ص
(٧٠)
بررسي آيه «بيعت رضوان» و رضايت دائمي خداوند از خليفه دوم
٧٣ ص
(٧١)
بررسي آيه «محمد رسول الله » و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (س)
٧٤ ص
(٧٢)
بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٥ ص
(٧٣)
بررسي روايت بلاذري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٦ ص
(٧٤)
اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)
٧٧ ص
(٧٥)
بررسي شبهات خطبه 92 نهج البلاغه (والتمسوا غيري)
٧٨ ص
(٧٦)
ابوبكر، همراهي هميشه محزون (نقد ديدگاه هاي اهل سنت در تفسير آيه غار)
٧٩ ص
(٧٧)
هركس كينه ابوطالب (ع) را در دل داشته باشد، كافر است
٨٠ ص
(٧٨)
مشروعيت تقيه از ديدگاه شيعه و سني
٨١ ص
(٧٩)
بررسي روايت «سد الأبواب الا باب علي»
٨٢ ص
(٨٠)
بررسي تطبيقي حديث رّد الشمس
٨٣ ص
(٨١)
درس خارج فقه مقارن سال تحصيلي 1387 ـ 1386
٨٤ ص
(٨٢)
روشنفكري حوزوي با تمجيد از بني اميه!!!
٨٥ ص
(٨٣)
درس خارج فقه مقارن استاد حسيني قزويني (وضو از منظر فريقين)
٨٦ ص
(٨٤)
الوهابية فرقة للتفرقة بين المسلمين
٨٧ ص
(٨٥)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (2)
٨٨ ص
(٨٦)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (1)
٨٩ ص
(٨٧)
پاسخي بر سخنان و ادعاهاي مولوي خيرشاهي
٩٠ ص
(٨٨)
تحليلي از مناظره جناب دكتر قزويني با مولوي مرادزهي
٩١ ص
(٨٩)
فاطمه الزهراء (س) بانوي آب و آينه
٩٢ ص
(٩٠)
ادله خلافت أبي بكر
٩٣ ص
(٩١)
خانه وحي در زير تازيانه هاي هجوم
٩٤ ص
(٩٢)
آشنايي با چهره واقعي ابوهريره
٩٥ ص
(٩٣)
قرضاوي , پسر , شيعه , سني , سر دوراهي هك شدن !
٩٦ ص
(٩٤)
خالد بن وليد از ديدگاه عمر بن خطاب
٩٧ ص
(٩٥)
خالد بن وليد باعكس هاي بارگاهش (مرقدش) و مقايسه با حرمين عسكريين
٩٨ ص
(٩٦)
نقدي بر فرقه ي بهاييت از آغاز تا دوره ي معاصر
٩٩ ص
(٩٧)
مشروعيت ازدواج موقت در كتاب هاي اهل سنت
١٠٠ ص
(٩٨)
اهانت هاي ابن تيميه به خاندان رسول خدا (ص)
١٠١ ص
(٩٩)
شفاعت و توسل
١٠٢ ص
(١٠٠)
نقش وهابي ها و سعودي ها در ايجاد گروههاي تروريستي و ورود اشغالگران به افغانستان و عراق
١٠٣ ص
(١٠١)
افشاي ماهيت وهابيت
١٠٤ ص
(١٠٢)
حديث سازان رسوا مي شوند!
١٠٥ ص
(١٠٣)
وهابيت تندرو وبازگشت به عصر جاهليت
١٠٦ ص
(١٠٤)
راز دلبران و نقد دل برآن
١٠٧ ص
(١٠٥)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت
١٠٨ ص
(١٠٦)
الإجابة عن شبهات الغدير
١٠٩ ص
(١٠٧)
فتنة الوهابية
١١٠ ص
(١٠٨)
فصل الخطاب من كتاب الله ، وحديث الرسول ، وكلام العلماء في مذهب ابن عبد الوهاب
١١١ ص
(١٠٩)
وهابيت از منظر عقل و شرع (1) وهابيت و تفرقه
١١٢ ص
(١١٠)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (2) ريشه هاي تاريخي وهّابيّت
١١٣ ص
(١١١)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (3) وهابيت و تجسيم
١١٤ ص
(١١٢)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (4) وهابيت و تكفير مسلمين
١١٥ ص
(١١٣)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (5) وهابيت و تحقير مقام انبياء و اولياء
١١٦ ص
(١١٤)
الصحابة وقتل عثمان
١١٧ ص
(١١٥)
امام علي عليه السلام و قبول حكومت
١١٨ ص
(١١٦)
نگاهي گذرا به كتاب لله ثم للتاريخ و ترجمه آن اهل بيت از خود دفاع مي كند
١١٩ ص
(١١٧)
شيعه مناديان همبستگي واتحاد
١٢٠ ص
(١١٨)
پاسخي به تهاجم در پوشش دفاع از اهل بيت عليهم السلام
١٢١ ص
(١١٩)
حديث الثقلين
١٢٢ ص
(١٢٠)
سخني با آقاي واعظ زاده خراساني
١٢٣ ص
(١٢١)
الجمع بين الصلاتين و مصادره من الكتاب و السنة
١٢٤ ص
(١٢٢)
پاسخ به برخي شبهات مذهبي
١٢٥ ص
(١٢٣)
ملاحظات عابره علي تفسير الاثري الجامع
١٢٦ ص
(١٢٤)
تشيّع و مسئله سبّ و لعن صحابه
١٢٧ ص
(١٢٥)
خطبه غدير
١٢٨ ص
(١٢٦)
نقدي بر سريال مسافر ري
١٢٩ ص
(١٢٧)
دراسات في حديث الثقلين و المناقشه في حديث كتاب اللّه وسنتّي
١٣٠ ص
(١٢٨)
الإفتراء علي الشيعة في ( تحريف القرآن ) والجواب عنه
١٣١ ص
(١٢٩)
تصحیح و تحريف روایت تهدید به آتش زدن خانه فاطمه (س) توسط بزرگان اهل سنت و وهابيت
١٣٢ ص
(١٣٠)
بررسی تطبیقی سوزاندن خلبان اردنی با شریعت اسلامی
١٣٣ ص
(١٣١)
جريان شناسي حوادث اخير در قطيف عربستان سعودي
١٣٤ ص
(١٣٢)
احادیث «علي مع الحق والحق مع علي»
١٣٥ ص
(١٣٣)
اثبات علم غيب امامان معصوم عليهم السلام از قرآن كريم
١٣٦ ص
(١٣٤)
حدیث غدیر و امامت علی (ع) + پاورپوینت - آپدیت سال 96
١٣٧ ص
(١٣٥)
در خروج امام حسین (علیه السلام) مصلحت دینی و دنیایی نبود + پاورپوینت
١٣٨ ص
(١٣٦)
بيان جامع امام رضا عليه السلام در گرامي داشت ايام محرم، عزاداري، ثواب گريه بر امام حسين عليه السلام
١٣٩ ص
(١٣٧)
درسنامه غدیر
١٤٠ ص
(١٣٨)
عزاداري اهل سنت براي امام حسين (علیه السلام) + پاورپوینت
١٤١ ص
(١٣٩)
بررسی مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات و سیره صحابه
١٤٢ ص
(١٤٠)
مواعظ اخلاقی استاد دکتر حسینی قزوینی در سال تحصیلی 94- 93
١٤٣ ص
(١٤١)
بررسی سندی و دلالی روایت «الحق بعدی مع عمر»!
١٤٤ ص
(١٤٢)
بررسی مسئله «بدعت»، در شریعت اسلام
١٤٥ ص
(١٤٣)
عدم وجود نصي از پیامبر، بر خلافت جناب «ابوبكر»!
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسی تعداد صحابی دارای روایت، در منابع اهل سنت
١٤٧ ص
(١٤٥)
«شفاعت» هدف عاشوراست یا نتیجه آن/ پاسخ به شبههای درباره «نور واحد بودن ائمه»
١٤٨ ص
(١٤٦)
گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!
١٤٩ ص
(١٤٧)
پژوهشی پیرامون روایت سقط حضرت محسن علیه السلام از منظر اهل سنت + پاورپوینت
١٥٠ ص
(١٤٨)
انديشه سياسي كوفيان كه منجر به شهادت امام حسين (علیه السلام) شد + پاورپوینت
١٥١ ص
(١٤٩)
شرایط و آداب مناظره + پاورپوینت
١٥٢ ص
(١٥٠)
تبرک به معصومان عليهم السلام در حال حيات، در ميراث حديثي اماميه
١٥٣ ص
(١٥١)
تهديد عمر بن خطاب به آتش زدن خانه ، شبيه تهديد پيامبر در تارکین نماز جماعت
١٥٤ ص
(١٥٢)
تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات در ميراث حديثي اماميه
١٥٥ ص
(١٥٣)
اعتراف ابوبکر بر ارث گذاشتن پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم + اسکن
١٥٦ ص
(١٥٤)
تبرک به اشياء مقدس در ميراث حديثي اماميه
١٥٧ ص
(١٥٥)
ابن تيميه و انکار فضيلت حضرت زهرا سلام الله عليها
١٥٨ ص
(١٥٦)
نگاهي به موضوع تبرک در نگاه عالمان امامي
١٥٩ ص
(١٥٧)
معجزات و کرامات امام جواد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٠ ص
(١٥٨)
بررسي گزارشهاي ولادت اميرمومنان عليه السلام
١٦١ ص
(١٥٩)
امام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٦٢ ص
(١٦٠)
معجزات امام سجاد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دلالت آیه سی ام سوره مبارکه بقره بر وجود حجت و خلیفه خداوند در روی کره زمین تا روز قیامت
١٦٤ ص
(١٦٢)
کلام مقارن (سال تحصیلی 95-94)
١٦٥ ص
(١٦٣)
مروری بر زندگانی ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
١٦٦ ص
(١٦٤)
سیری در زندگانی عایشه
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسي دروغ ابن تيميه پيرامون افطار شيعيان
١٦٨ ص
(١٦٦)
امام صادق سلام الله عليه در بينش اهل سنت و وهابيت
١٦٩ ص
(١٦٧)
بررسی اجمالی جایگاه حضرت معصومه (سلام الله عليها)
١٧٠ ص
(١٦٨)
امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧١ ص
(١٦٩)
خبرهاي غيبي امام رضا عليه السلام
١٧٢ ص
(١٧٠)
امامت امام جواد عليه السلام از نگاه روايات اماميه
١٧٣ ص
(١٧١)
امام جواد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧٤ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص

مقالات - مقالات - الصفحة ١٣١ - الإفتراء علي الشيعة في ( تحريف القرآن ) والجواب عنه

الإفتراء علي الشيعة في ( تحريف القرآن ) والجواب عنه

کد مطلب: ٦٤٣٠ تاریخ انتشار: ١٨ خرداد ١٣٨٥ تعداد بازدید: ١٤٢٢١ مقالات » عمومي الإفتراء علي الشيعة في ( تحريف القرآن ) والجواب عنه

فهرس المطالب



لشيعة لايخفي قرآنهم الذي يعتقدون به


مؤلّفات الشيعة في التفسير
أقوال الفقهاء هي رأي الشيعة
آراء علماء الشيعة في عدم تحريف القرآن
الروايات الدالّة علي التحريف ضعاف


نظرة إلي كتاب فصل الخطاب
التحريف عند علماء اهل السنّة
روايات أهل السنّة الدالّة علي التحريف
لم تقبل عن عمر آية الرجم
عمر يخاف أن يزيد آية الرجم
ذهاب ثلثي القرآن علي رأي الخليفة


ذهاب ٢٠٠ آية من الأحزاب علي رأي الخليفة ذهاب سورة علي رأي أبي موسي الأشعري
ذهاب سورتي عن مصحف ابن عباس
سقوط آيات من القرآن لقتل حفّاظه
ضاع من سورة البرائة أكثرها
أسطورة نسخ تلاوة القرآن





بسم اللّه الرحمن الرحيم




بسم اللّه الرحمن الرحيم


من الافترائات التي اتّهم أهل السنّة والجماعة ، الشيعة الإماميّة هو القول بالتحريف ، وقبل الورود في البحث فلابدّ من الإشارة إلي امور :

الشيعة لايخفي قرآنهم الذي يعتقدون به

١ - إنّ الشيعة ليسوا طائفة قليلة تعيش في قرية نائية أو مجتمع مقفل ، حتي يخفي قرآنهم الذي يعتقدون به ويقرؤونه .

بل هم ملايين الناس وعشرات الملايين ، يعيشون في أكثر بلاد العالم الإسلامي مدي القرون ، وهذه بلادهم وبيوتهم ومساجدهم وحسينياتهم ومدارسهم وحوزاتهم العملية ، لا توجد فيها إلا نسخة هذا القرآن .

ولو كانوا لا يعتقدون به ويعتقدون بغيره دونه أو معه ، فلماذا يقرؤونه في بيوتهم ومراكزهم ومناسباتهم ولا يقرؤون غيره ؟ ولماذا يدرسونه ولا يدرسون غيره؟


مؤلّفات الشيعة في التفسير

يمكن القول بأنّ عدد الشيعة عبر العصور المختلفة كان خمس عدد الأمّة الإسلاميّة ، وبقيّة المذاهب السنيّة أربعة أخماس .

فالوضع الطبيعي أن تكون نسبة مؤلّفاتهم في تفسير القرآن ومواضيعه الأخري خمس مجموع مؤلّفات إخوانهم السنّة .

وإذا لاحظنا ظروف الإضطهاد التي عاشها الشيعة عبر القرون ، ونكون منصفين ، نجد مؤلّفات الشيعة حول القرآن قد تزيد علي الثلث!

وقد أحصت دار القرآن الكريم في قم التي أسّسها مرجع الشيعة الراحل السيّد الكلبايكاني رحمه اللّه ، مؤلّفات الشيعة في التفسير فقط في القرون المختلفة ، فزادت علي خمسة آلاف مؤلّف .

فكيف يصحّ أن نعمد الي طائفة أسهموا علي مدي التاريخ الإسلامي أكثر من غيرهم في التأليف في تفسير القرآن وعلومه . ونتهمهم بعدم الإيمان بالقرآن ، أو بأن عندهم قرآنا آخر! راجع : تدوين القرآن : ٤٠ .


أقوال الفقهاء هي رأي الشيعة

إنّ الدراسة الصحيحة في أيّ مذهب يبتني علي المراجعة لمصادر هذا المذهب في الاعتقاد والفقه والحديث والأصول ومعرفة آراء علمائهم الذين تسالم أتباعهم علي علميّتهم وصلاحيّتهم لتمثيل هذا المذهب ومعرفة مااتّفق عليه هؤلاء وما هو مشهور غير متفّق عليه ، وكذا معرفة طرقهم التي يعتمدونها في الأخذ عن مصادرهم الحديثيّة والتمييز بين الروايات الصحيحة والمعتبرة عن الضعيفة الشاذّة .

ولا يحقّ لمن لم يلمّ بهذه المعرفة الضروريّة أن يدّعي أنّه أهل لعرض ونقد هذا المذهب فإنّ ادّعي ذلك فهو متجرّء متجاوز عن حدّه وكاشف عن جهله .

ولايخفي أنّ رأي الشيعة في التحريف وعدمه هو رأي علماؤهم الخبراء بالمذهب الذين يميّزون ما هو جزء منه وما هو خارج عنه وهم الذين يُرجع إليهم ملايين الشيعة ويقلّدونهم ، ويأخذون منهم أحكام دينهم في كيفيّة صلاتهم وصومهم وحجّهم ، وأحكام زواجهم وطلاقهم وإرثهم ومعاملاتهم .

وبعد هذه المقدمات نذكر أوّلاً : آراء علماء الشيعة وفقهائهم وكبار المجتهدين الذين يمثّلون الشيعة في كلّ عصر ، بحيث يعتبر قولهم رأي الشيعة ، وعقيدتهم عقيدة الشيعة .

وثانياً : نشير إلي كتاب فصل الخطاب وقصد مؤلّفه من تأليفه هذا ، و ما كتب في ردّه .

وثالثاً : آراء علماء أهل السنّة وأحاديثهم في التحريف .


آراء علماء الشيعة في عدم تحريف القرآن

قال الشيخ الصدوق ( ت ٣٨١ ) : ( إعتقادنا أنّ القرآن الذي أنزله اللّه علي نبيّه محمد ( ع ) هو ما بين الدفّتين ، وهو ما في أيدي الناس ليس بأكثر من ذلك ، ومبلغ سوره عند الناس مائة وأربع عشرة سورة . الاعتقادات للشيخ المفيد ص ٨٤ ، واعتقادات الصدوق المطبوع مع شرح الباب الحادي عشر : ٩٣ .

قال الشيخ المفيد ( ت ٤١٣ ) : وقد قال جماعة من أهل الإمامة : أنّه لم ينقص من كلمة ولا من آية ولا من سورة ، ولكن حذف ما كان مثبتاً في مصحف أمير المؤمنين ( ع ) من تأويله ، وتفسير معانيه علي حقيقة تنزيله ، وذلك كان ثابتاً منزلاً وإن لم يكن من جملة كلام اللّه تعالي الذي هو القرآن المعجز ، وعندي أنّ هذا ا لقول أشبه من مقال من ادّعي نقصان كلم من نفس القرآن علي الحقيقة دون التأويل ، واليه أميل ، واللّه أسأل توفيفه للصواب . أوائل المقالات ٥٤ - ٥٦ .

قال الشريف المرتضي ( ت ٤٣٦ ) : إنّ القرآن كان علي عهد رسول اللّه ( ص ) مجموعاً مؤلّفاً علي ما هو عليه الآن . . . من خالف في ذلك من الإماميّة والحشويّة لا يعتدّ بخلافهم ، فإنّ الخلاف في ذلك مضاف إلي قوم من أصحاب الحديث ، نقلوا أخبارا ضعيفة ظنّوا بصحّتها ، لا يرجع بمثلها عن المعلوم المقطوع علي صحّته . مجمع البيان : ١ / ١٥ نقلاً عن رسالته الجوابيّة الأولي عن المسائل الطرابلسيّات .

قال الشيخ الطوسي ( ت ٤٦٠ ) : وأمّا الكلام في زيادته ونقصانه ، فممّا لا يليق به أيضاً ، لأنّ الزيادة فيه مجمع علي بطلانها ، والنقصان منه ، فالظاهر أيضاً من مذهب المسلمين خلافه ، وهو الأليق بالصحيح من مذهبنا . . . . التبيان في تفسير القرآن : ١ / ٣ .

قال العلّامة الحلي ( ت ٦٢٧ ) : الحق أنّه لا تبديل ولا تأخير ولا تقديم فيه ، وأنّه لم يزد ولم ينقص ونعوذ باللّه من أمّة تعتقد مثل ذلك ، فإنّه يوجب التطرّق إلي معجزة الرسول ( ص ) المنقولة بالتواتر . أجوبة المسائل المهناوية : ١٢١ المسألة ١٣ .

قال السيد محسن الأمين العاملي ( ت ١٣٧١ ) : لا يقول أحد من الإماميّة لا قديماً ولا حديثاً إنّ القرآن مزيد فيه . . . ومن نسب اليهم خلاف ذلك فهو كاذب ، مفتر ، مجتري ء علي اللّه ورسوله . أعيان الشيعة : ١ / ٤١ .

قال السيد شرف الدين العاملي ( ت ١٣٧٧ ) : نسب إلي الشيعة القول بتحريف القرآن . . . فأقول : نعوذ باللّه من هذا القول ، ونبرأ إلي اللّه تعالي من هذا الجهل ، وكلّ من نسب هذإ؛!! الرأي إلينا جاهل بمذهبنا ، أو مفتر علينا ، فإنّ القرآن العظيم والذكر الحكيم متواتر من طرقنا بجميع آياته وكلماته وسائر حروفه وحركاته وسكناته ، تواتراً قطعيّاً عن أئمّة الهدي من أهل البيت ( ع ) لا يرتاب في ذلك إلّا معتوه . أجوبة مسائل جار اللّه : ٣٤ .

قال السيد أبو القاسم الخوئي ( ت ١٤١٤ ) : إنّ حديث تحريف القرآن حديث خرافة وخيال ، لا يقول به إلّا من ضعف عقله . البيان : ٢٩٥ .

قال السيّد الخميني ( ت ١٤٠٩ ) : إنّ الواقف علي عناية المسلمين بجمع الكتاب وحفظه وضبطه ، قراءة وكتابة ، يقف علي بطلان تلك المزعمة ( التحريف ) وأنّه لا ينبغي أن يركن إليها ذو مسكة . تهذيب الأصول : ٢ / ١٦٥ .

راجع آراء علماء الشيعة كالمحقّق الأردبيلي ( ت ٩٩٣ ) في مجمع الفائدة والبرهان : ٢ / ٢١٨ ) والفيض الكاشاني ( ت ١٠٩١ ) ، في تفسير الصافي : ١ / ٣٣ والشيخ جعفر كاشف الغطاء ( ت ١٢٢٨ ) في كشف الغطاء : ٢٩٨ كتاب الصلاة ، كتاب القرآن والشيخ البهائي ( ت ١٠٣١ ) في آلاء الرحمن : ١ / ٢٦ .

وهكذا راجع : رأي السيد البروجردي الطباطبائي ، والسيد محسن الحكيم الطباطبائي ، والسيد محمد هادي الميلاني ، والسيد محمد رضا الكلبايكاني ، والسيد محمد حسين الطباطبائي والشيخ لطف اللّه الصافي و . . . في كتاب « صيانة القرآن من التحريف » لمحمد هادي معرفة ، و « التحقيق في نفي التحريف » للسيد علي الميلاني .


الروايات الدالّة علي التحريف ضعاف

قال السيّد الخوئي : [لو قيل : ] إنّ الروايات المتواترة عن أهل البيت ( ع ) قد دلّت علي تحريف القرآن فلا بدّ من القول به .

والجواب : أنّ هذه الروايات لا دلالة فيها علي وقوع التحريف في القرآن بالمعني المتنازع فيه .

وتوضيح ذلك : أنّ كثيراً من الروايات ، وإن كانت ضعيفة السند ، فإنّ جملة منها نقلت من كتاب أحمد بن محمد السياري ، الذي اتّفق علماء الرجال علي فساد مذهبه ، وأنّه يقول بالتناسخ ، ومن علي بن أحمد الكوفي الذي ذكر علماء الرجال أنّه كذّاب ، وأنّه فاسد المذهب ، إلّا أنّ كثرة الروايات تورث القطع بصدور بعضها عن المعصومين ( ع ) ولا أقل من الإطمئنان بذلك ، وفيها ما روي بطريق معتبر فلا حاجة بنا إلي التكلّم في سند كلّ رواية بخصوصها .

إلي أن قال : وحاصل ما تقدّم أنّ وجود الزيادات في مصحف علي ( ع ) وإن كان صحيحاً ، إلّا أنّ هذه الزيادات ليست من القرآن ، وممّا أمر رسول الله ( ص ) بتبليغه إلي الأمّة ، فإنّ الالتزام بزيادة مصحفه بهذا النوع من الزيادة قول بلا دليل ، مضافاً إلي أنّه باطل قطعاً . ويدلّ علي بطلانه جميع ما تقدّم من الأدلّة القاطعة علي عدم التحريف في القرآن . البيان في تفسير القرآن : ٢٢٥ .

قال العلّامة البلاغي : إنّ القسم الوافر من الروايات ترجع أسانيده إلي بضعة أنفار وقد وصف علماء الرجال كلاًّ منهم بأنّه :

١ - إمّا ضعيف الحديث ، فاسد المذهب ، مجفوّ الرواية .


٢ - وإمّا أنّه مضطرب الحديث والمذهب يعرف حديثه وينكر ، ويروي عن الضعفاء .

٣ - وإمّا بأنّه كذّاب متّهم لا أستحلّ أن أروي من تفسيره حديثاً واحداً ، وأنّه معروف بالوقف ، وأشدّ الناس عداوة للرضا ( ع ) .

٤ - وإمّا بأنّه كان غالياً كذّاباً .

٥ - وإمّا بأنّه ضعيف لا يلتفت إليه ، ولا يعوّل عليه ومن الكذّابين .

٦ - وإمّا بأنّه فاسد الرواية يرمي بالغلوّ .

ومن الواضح أنّ أمثال هؤلاء لا تجدي كثرتهم شيئاً ، هذه حال المسانيد ، وأمّا أكثر المراسيل ، فمأخوذة من تلك المسانيد . آلاء الرحمن : ٢٦ .


نظرة إلي كتاب فصل الخطاب

إنّ كثيراً من المخالفين استندوا في إتّهام الشيعة بالتحريف إلي كتاب فصل الخطاب للمحدّث النوري ، فلابدّ من البحث فيه تارة ممّا تصد من تأليفه هذا ، وأخري من مخالفة علماء الشيعة إيّاه وردّهم علي هذا الكتاب .

قال المحقّق الطهراني ، تلميذ المحدث النوري : « أثبت فيه عدم التحريف بالزيادة والتغيير والتبديل وغيرها ، ممّا تحقّق ووقع في غير القرآن ، ولو بكلمة واحدة ، لا نعلم مكانها ، واختار في خصوص ما عدي آيات الأحكام وقوع تنقيص عن الجامعين ، بحيث لا نعلم عين المنقوص المذخور عند أهله ؛ بل يعلم إجمالاً من الأخبار التي ذكرها في الكتاب مفصلاً ، ثبوت النقص فقط » .

وردّ عليه الشيخ محمود الطهراني الشهير بالمعرب ، برسالة سمّاها « كشف الارتياب عن تحريف الكتاب » فلمّا بلغ ذلك ، الشيخ النوري كتب رسالة فارسيّة مفردة في الجواب عن شبهات « كشف الارتياب » . . . فكان شيخنا يقول : لا أرضي عمّن يطالع « فصل الخطاب » ويترك النظر إلي تلك الرسالة .

ذكر في أوّل الرسالة الجوابيّة ، ما معناه : أنّ الاعتراض مبنيّ علي المغالطة في لفظ التحريف ، فإنّه ليس مرادي من التحريف ، التغيير والتبديل ؛ بل خصوص الإسقاط لبعض المنزل المحفوظ عند أهله ، وليس مرادي من الكتاب ، القرآن الموجود بين الدفّتين ، فإنّه باق علي الحالة التي وضع بين الدفّتين في عصر عثمان ، لم يلحقه زيادة ولا نقصان ؛ بل المراد الكتاب الإلهي المنزل .

وسمعت عنه شفاهاً يقول : إنّي أثبتّ في هذا الكتاب إنّ هذا الموجود المجموع بين الدفّتين كذلك باق علي ما كان عليه في أوّل جمعه كذلك في عصر عثمان ، ولم يطرء عليه تغيير وتبديل ، كما وقع علي سائر الكتب السماويّة ، فكان حريّاً بأن يسمّي « فصل الخطاب في عدم تحريف الكتاب » فتسميته بهذا الإسم الذي يحمله الناس علي خلاف مرادي ، خطأ في التسمية ، لكنّي لم أرد ما يحملوه عليه ، بل مرادي إسقاط بعض الوحي المنزل الإلهي ، وإن شئت قلت : إسمه « القول الفاصل في إسقاط بعض الوحي النازل » . الذريعة ج ١٦ ص ٢٣١ .

ويقول العلّامة السيّد هبة الدين الشهرستاني في رسالة بعثها تقريظاً علي رسالة البرهان التي كتبها الميرزا مهدي البروجردي بقم المقدسة ١٣٧٢ :

منذ الصغر أيّام مكوثي في سامراء مسقط رأسي ، حيث تمركز العلم والدين تحت لواء الإمام الشيرازي الكبير ، فكنت أراها تموج ثائرة علي نزيلها المحدّث النوري بشأن تأليفه كتاب « فصل الخطاب » فلاندخل مجلساً في الحوزة العلميّة إلّا ونسمع الضجّة والعجّة ضدّ الكتاب ومؤلّفه وناشره يسلقونه بألسنة حداد . البرهان : ١٤٣ .

وقد كتب أرباب العلم في الردّ عليه ونقض كتابه بأقسي كلمات ، وأعنف تعابير ، وممّن كتب في الردّ عليه من معاصريه : الفقيه المحقّق الشيخ محمود بن أبي القاسم الشهير بالمعرّب الطهراني ( المتوفي ١٣١٣ ) كتاباً سمّاه « كشف الإرتباب في عدم تحريف الكتاب » بحيث ألجأ المحدّث النوري إلي أن تراجع عن رأيه بعض الشي ء وتأثّر كثيراً بهذا الكتاب.


وكتب في الردّ عليه معاصره : العلّامة الشهرستاني في رسالة سمّاها « حفظ الكتاب الشريف عن شبهة القول بالتحريف » .

وهكذا كتب في الردّ عليه كلّ من كتب في شؤون القرآن ، أو في التفسير كالحجّة البلاغي ( ١٣٥٢ ) في مقدّمة تفسيره « آلاء الرحمن » قال تشنيعاً عليه : وإنّ صاحب فصل الخطاب من المحدّثين المكثرين في التتبّع للشواذّ وإنّه ليعدّ هذا المنقول من « دبستان المذاهب » ضالّته المنشودة مع اعترافه بأنّه لم يجد لهذا المنقول أثراً في كتب الشيعة . آلاء الرحمن : ١ / ٢٥ .

وقد كتب صاحب الذريعة رسالة حاول فيها تأويل ما عرف عن شيخه المحدّث النوري من القول بتحريف الكتاب ، وقدّمه للشيخ محمد الحسين آل كاشف ، يطلب رأيه في الكتاب فقرّظه الشيخ ، ورجّح فيه عدم نشره ، ومن ثمّ لم يطبعها امتثالاً لأمره . راجع الذريعة : ٢٤ / ٢٧٨ .

التحريف عند علماء اهل السنّة

ذكر أكثر علماء أهل السنّة : أنّ بعض القرآن قد نسخت تلاوته ، وحملوا علي ذلك ما ورد في الروايات أنّه كان قرآناً علي عهد رسول اللّه ( ع ) فنذكر جملة من هذه الروايات ، ليتبيّن أنّ الالتزام بصحّة هذه الروايات ، الإلتزام بوقوع التحريف في القرآن .

وقد صرّح عدّة علماء أهل السنة بوقوع التحريف في القرآن كالسجستاني حيث صنّف - كتاب « المصاحف » وقد ألّف أحد علماء الأزهر كتاباً باسم « الفرقان في تحريف القرآن » وقد طبع وانتشر ولديّ نسخة منه ، والمحقّقون من علماء السنّة والشيعة لا يقيمون لهذه الكتب وزناً ولا قيمة . رسائل ومقالات للشيخ جعفر السبحاني : ٤٠٢ .

قال الشعراني : ولولا ما يسبق للقلوب الضعيفة ووضع الحكمة في غير أهلها لبيّنت جميع ما سقط من مصحف عثمان . الكبريت الأحمر علي هامش اليواقيت والجواهر : ١٤٣ .

قال الآلوسي بعد نقل الأخبار التي تدلّ علي التحريف : والروايات في هذا الباب أكثر من أن تحصي . روح المعاني : ١ / ٢٤ .

وقال فخر الدين الرازي في تفسيره : نقل في الكتب القديمة أنّ ابن مسعود كان ينكر كون سورة الفاتحة من القرآن ، وكان ينكر كون المعوذّتين من القرآن . التفسير الكبير : ١ / ١٦٩ .

ونقل السيوطي عن ابن عباس وابن مسعود أنّه كان يحكّ المعوذّتين من المصحف ، ويقول : لا تخلطوا القرآن بما ليس منه ، إنّهما ليستا من كتاب اللّه ، إنّما أمر النبي صلي اللّه عليه وآله أن يتعوّذ بهما ، وكان ابن مسعود لا يقرأ بهما . الدر المنثور : ٦ / ٤١٦ .


روايات أهل السنّة الدالّة علي التحريف

قد روي عن عمر أنّه قال : لا يقولنّ أحدكم قد أخذت القرآن كلّه ، وما يدريه ما كلّه ؟ قد ذهبت منه قرآن كثير ، ولكن ليقل قد أخذت منه ما ظهر . الإتقان : ٢ / ٤٠ .

وعنه أيضاً كنّا نقرأ : « الولد للفراش وللعاهر الحجر » فيما فقدنا من كتاب اللّه . الدر المنثور : ١ / ١٠٦ .

وعن عمر بن الخطاب أيضاً : إنّ اللّه بعث محمد ( ص ) بالحقّ ، وأنزل عليه الكتاب ، فكان ممّا أنزل اللّه : آية الرجم ، فقرأناها ، وعقلناها ، ووعيناها ، فلذا رجم رسول اللّه ( ص ) ورجمنا بعده فأخشي إن طال بالناس زمان أن يقول قائل : واللّه مانجد آية الرجم في كتاب اللّه فيضلّوا بترك فريضة أنزلها اللّه . . . ثمّ إنّا كنّا نقرأ فيما نقرأ من كتاب اللّه : « أن لاترغبوا عن آبائكم فإنّه كفر بكم أن ترغبوا عن آبائكم » . صحيح البخاري : ٨ / ٢٦ ، كتاب الفرائض باب من أصاب ذنباً دون الحدّ .




لم تقبل عن عمر آية الرجم

وقال السيوطي أيضاً : أخرج ابن أشته في المصاحف عن الليث بن سعد . قال : أوّل من جمع القرآن أبو بكر ، وكتبه زيد . وإن عمر أتي بآية الرجم فلم يكتبها ، لأنّه كان وحده . الاتقان : ١ / ١٠١ ، وعون المعبود : ١٠ / ٢٠ .


عمر يخاف أن يزيد آية الرجم

عن سعيد بن المسيّب عن عمر قال : رجم رسول اللّه ، ورجم أبو بكر ورجمت ولو لا أنّي أكره أن أزيد في كتاب اللّه لكتبته في المصحف ، فإنّي قد خشيت أن تجي أقوام لا يجدونه في كتاب اللّه فيكفرون به . رواه الترمذي وقال حسن صحيح . الاتقان : ١ / ١٠١ ، وعون المعبود : ١٠ / ٢٠ . صحيح الترمذي كتاب الحدود : ٢ / ٤٤٣ ح ١٤٥٧ باب ما جاء في تحقيق الرجم ، كنز العمال : ٥ / ٤٣٠ رقم ١٣٥١٥ عن ( ت ق ) وقال ( ت ) حسن صحيح وروي عنه من غير وجه عن عمر .

وفيما رواه الشافعي ، قال عمر : والذي نفسي بيده لولا أن يقول الناس زاد عمر في كتاب اللّه لكتبتها « الشيخ والشيخة إذا زنيا فارجموهما البتة » فإنّا قد قرأناها . اختلاف الحديث للإمام الشافعي ص ٥٣٣ .


ذهاب ثلثي القرآن علي رأي الخليفة

قال السيوطي : وأخرج الطبراني بسند موثق عن عمر بن الخطاب مرفوعاً : القرآن ألف ألف وسبعة وعشرون ألف حرف . الإتقان : ١ / ١٢١ ، مجمع الزوائد : ٧ / ١٦٣ ، الدر المنثور : ٦ / ٤٢٢ ، المعجم الأوسط : ٦ / ٣٦١ .

مع أنّ القرآن الذي بين أيدينا لا يبلغ ثلث هذا المقدار ، كمإ؛!! قال القرطبي : وأمّا عدد حروفه وأجزائه فروي سلام أبو محمد الحماني ، أنّ الحجّاج بن يوسف جمع القُرّاء والحُفّاظ والكُتّاب ، فقال : أخبروني عن القرآن كلّه كم من حرف هو ؟ .

قال : وكنت فيهم ، فحسبنا فأجمعنا علي أنّ القرآن ثلثمائة ألف حرف وأربعون ألف حرف وسبعمائة حرف وأربعون حرفاً ، ( ٧٤٠ / ٣٤٠ ) . . . . تفسير القرطبي : ١ / ٦٤ ، وتفسير ابن كثير : ١ / ٨ .


ذهاب ٢٠٠ آية من الأحزاب علي رأي الخليفة وعائشة

روي السيوطي عن حذيفة قال : قال لي عمر بن الخطاب : كم تعدّون سورة الأحزاب ؟ قلت ثنتين أو ثلاثاً وسبعين ، قال : إن كانت لتقارب سورة البقرة ، وإن كان فيها لآية الرجم . الدر المنثور : ٥ / ١٨٠ ، كنز العمال : ٢ / ٤٨٠ ح ٤٥٥٠ ، عن مسند عمر بن الخطّاب .

وروي السيوطي أيضاً عن عائشة قالت : كانت سورة الأحزاب تقرأ في زمن النبي صلي الله عليه وآله وسلم مئتي آية ، فلمّا كتب عثمان المصاحف ، لم يقدر منها إلّا ما هو الآن الدر المنثور : ٥ / ١٨٠ ، نشر : دار المعرفة - بيروت . ( ٦ / ٦٥٠ ، ط . دار الفكر ، بيروت ، ١٩٩٣ ) ، الاتقان : ٢ / ٤٠ . .

روي الحاكم عن أبيّ بن كعب ، ثمّ قال : هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه المستدرك : ٢ / ٤١٥ ، ٤ / ٣٥٩ روي ابن الجوزي عن مجاهد . نواسخ القرآن : ٣٤ . وروي السيوطي عن عكرمة . الدر المنثور ج ٥ ص ١٨٠ .

وبما أنّ سورة البقرة ٢٨٦ آية ، فيكون الناقص من سورة الأحزاب حسب هذه الرواية أكثر من ٢٠٠ آية !!


ذهاب سورة علي رأي أبي موسي الأشعري

وعن أبي موسي الأشعري : إنّا كنّا نقرأ سورة كنّا نشبهها في الطول والشدّة بالبراءة فأنسيتها ، غير أنّي قد حفظت منها : « لو كان لابن آدم واديان من المال لابتغي وادياً ثالثاً ولا يملأ جوف ابن آدم إلّا تراب » صحيح المسلم : ٣ / ١٠٠ .

روي الهيثمي عن أبي موسي الأشعري قال : نزلت سورة نحواً من براءة فرفعت ، فحفظت منها : « إنّ اللّه ليؤيّد هذا الدين بأقوام لا خلاق لهم » . . . رواه الطبراني ورجاله رجال الصحيح غير علي بن زيد وفيه ضعف ، ويحسن حديثه لهذه الشواهد . مجمع الزوائد : ٥ / ٣٠٢ .


ذهاب سورتي عن مصحف ابن عباس

وقد نقل بطرق عديدة عن ثبوت سورتي الخلع والحفد في مصحف ابن عباس وأبيّ بن كعب : « اللّهمّ إنّا نستعينك ونستغفرك ونثني عليك ولا نكفرك ونخلع ونترك من يفجرك ، اللّهمّ إيّاك نعبد ولك نصلّي ونسجد وإليك نسعي ونحفد ، نرجو رحمتك ونخشي عذابك إنّ عذابك بالكافرين ملحق » . الإتقان : ١ / ١٢٢ و٢١٣ .

سقوط آيات من القرآن لقتل حفّاظه

عن ابن شهاب ، قال : بلغنا أنّه كان أنزل قرآن كثير ، فقتل علماؤه يوم اليمامة ، الذين كانوا قد وعوه ، ولم يعلم بعدهم ولم يكتب . كنز العمال : ٢ / ٥٨٤ رقم ٤٧٧٨ .


ضاع من سورة البرائة أكثرها

روي الحاكم عن حذيفة ، رضي اللّه عنه ، قال : ما تقرؤون ربعها ، يعني براءة ، وإنّكم تسمّونها سورة التوبة ، وهي سورة العذاب . هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه . المستدرك : ٢ / ٣٣٠ .


أسطورة نسخ تلاوة القرآن

قد أجاب كثير من علماء أهل السنّة بأنّ المراد من هذه الآيات هي الآيات التي نسخت تلاوته دون حكمه ، كما يقول الآلوسي : أسقط زمن الصديق ما لم يتواتر وما نسخت تلاوته ، وكان يقرؤه من لم يبلغه النسخ . روح المعاني : ١ / ٢٤ .


يردّه امور :

١ - إنّ القول بالنسخ مضافاً إلي أنّه قول بلادليل فهو عين التحريف ، كما قال السيّد الخوئي : غير خفيّ أنّ القول بنسخ التلاوة بعينه القول بالتحريف والإسقاط . لأنّ نسخ التلاوة هذا ، إمّا أن يكون قد وقع من رسول اللّه ( ص ) وإمّا أن يكون ممّن تصدّي للزعامة من بعده ، فإن أراد القائلون بالنسخ وقوعه من رسول اللّه ( ص ) ، فهو أمر يحتاج إلي الإثبات . وقد اتّفق العلماء أجمع ، علي عدم جواز نسخ الكتاب بخبر الواحد ، وقد صرّح بذلك جماعة في كتب الأصول وغيرها الموافقات لابي اسحاق الشاطبي ج ٣ ص ١٠٦ . ؛ بل قطع الشافعي وأكثر أصحابه ، وأكثر أهل الظاهر بامتناع نسخ الكتاب بالسنّة المتواترة ، وإليه ذهب أحمد بن حنبل في إحدي الروايتين عنه ، بل إنّ جماعة ممّن قال بإمكان نسخ الكتاب بالسنة المتواترة ، منع وقوعه الإحكام في اصول الأحكام للامدي ج ٣ ص ٢١٧ . .

وإن أرادوا أنّ النسخ قد وقع من الذين تصدّوا للزعامة بعد النبي ( ص ) فهو عين القول بالتحريف . وعلي ذلك ، فيمكن أن يُدّعي أنّ القول بالتحريف هو مذهب أكثر علماء أهل السنّة ، لأنّهم يقولون بجواز نسخ التلاوة ، سواء أنسخ الحكم ، أم لم ينسخ البيان : ٢٠٦ . .

٢ - ينافي الروايات التي تدلّ علي قراءة الصحابة هذه الآيات بعد وفاة النبي ( ع ) ، كما في رواية عائشة في آية الرضاع : « فتوفّي رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلّم ، وهنّ مّما تقرأ من القرآن » . صحيح مسلم : ٤ / ١٦٨ كتاب الرضاع باب التحريم بخمس رضعات ، الأمّ : ٧ / ٢٣٦ ، الموطّأ : ٢ / ٦٠٨ .

وهكذا قولها : « كانت سورة الأحزاب تقرأ في زمان النبي صلي اللّه عليه وسلم مأتي آية ، فلمّا كتب عثمان المصاحف لم يقدرمنها إلّا علي ماهو الآن » . الدر المنثور : ٥ / ١٨٠ ( ط . دار الفكر - بيروت - ١٩٩٣ ) .

وهكذا ما مرّ عن عمر ، أنّه قال : « لا يقولنّ أحدكم قد اخذت القرآن كلّه وما يدريه ما كلّه ؟ قد ذهبت منه قرآن كثير ، ولكن ليقل قد أخذت منه ما ظهر » . الاتقان : ٢ / ٤٠ ، الدر المنثور : ١ / ١٠٦ .

وروت حميدة بنت أبي يونس . قالت : قرأ عليّ أبي وهو ابن ثمانين سنة ، في مصحف عائشة : « إنّ اللّه وملائكته يصلّون علي النبي يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً ، وعلي الذين يصلّون الصفوف الأوّل » . قالت : قبل أن يغيّر عثمان المصاحف . الإتقان : ٢ / ٤٠ - ٤١ .

وذكر السيوطي : أخرج ابن أشته في المصاحف عن الليث بن سعد . قال : أوّل من جمع القرآن أبو بكر ، وكتبه زيد ، وإنّ عمر أتي بآية الرجم فلم يكتبها ؛ لأنّه كان وحده . الإتقان : ١ / ١٠١ .

وروي ابن أبي داود وابن الأنباري عن ابن شهاب ، قال : بلغنا أنّه كان أنزل قرآن كثير ، فقتل علماؤه يوم اليمامة ، الذين كانوا قد وعوه ، ولم يعلم بعدهم ولم يكتب . كنز العمال : ٢ / ٥٨٤ رقم ٤٧٧٨ .

٣ - انكار جمع من العلماء قضيّة نسخ التلاوة كما قال الشوكاني : منع قوم من نسخ اللفظ مع بقاء حكمه ، وبه جزم شمس الدين السرخسي ، لأنّ الحكم لا يثبت بدون دليله . إرشاد الفحول : ١٨٩ ، أصول السرخسي : ٢ / ٧٨ .

وحكي الزرقاني عن جماعة في منسوخ التلاوة دون الحكم : إنّه مستحيل عقلاً ، وعن آخرين منع وقوعه شرعاً . مناهل العرفان : ٢ / ١١٢ .

ولم يصحّح الرافعي القول بنسخ التلاوة وأبطل كل ما حمل علي ذلك . وهكذا أنكر ذلك : رشيد رضا ، صبحي الصالح ومصطفي زيد . راجع : المنار : ١ / ٤١٣ ، إعجاز القرآن : ٤٤ ، النسخ في القرآن الكريم : ١ / ٢٨٣ ، مجلة تراثنا ج ١٣ ص ١٣٩ ، سلامة القرآن من التحريف : ٢١٣ .