آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢ - موضع اولیاء اللَّه در برابر مرگ
موضع اولیاء اللَّه در برابر مرگ
اما اینجا باز یک نکته دیگری هست. حال که مرگ برای اولیاءاللَّه یک آرزوست، آیا آنها در صدد تحقق بخشیدن به این آرزو هستند یا در عین اینکه مرگ برای آنها یک امر آرزویی است با آن مبارزه هم میکنند؟ نکته این است که هم آرزویش را دارند و هم با آن مبارزه میکنند (مگر در دو صورت که خواهیم گفت)، چرا؟ برای اینکه مثَل آنان همان مثَل دانشجوست: دانشجویی که در خارج از کشور است، تا آن آخرین لحظهای که هنوز فرصت کار کردن و پیشرفت دارد با بیرون رفتن از این محل مبارزه میکند با اینکه آرزوی آن را دارد، مگر آن ساعتی که احساس کند که دیگر در اینجا کاری برایش نمانده است یعنی آنچه باید انجام میداده، انجام داده است.
این است مضمون این فراز از دعای مکارمالاخلاق که زینالعابدین سلام اللَّه علیه به خداوند عرض میکند:«الهی وَ عَمِّرْنی مادامَ عُمْری بَذْلَةً فی طاعَتِک، فَاذا کانَ مَرْتَعاً لِلشَّیطانِ فَاقْبِضْنی الَیک» [١] خدایا به من طول عمر بده ولی نه همیشه.اولیاءاللَّه در عین اینکه مرگ برایشان آرزوست همیشه از خدا طول عمر میخواهند
زیرا برای اولیاءاللَّه و غیر اولیاءاللَّه در همین فرصت عمر است که انسان مراتب قرب به حق را طی میکند. میدانند از اینجا که رفتند، دیگر در آنجا درجهشان همان است که هنگام رفتن از این عالم داشتهاند و لهذا خودکشی هیچوقت حتی برای اولیاءاللَّه
[١]. بحارالانوار، ج ٧٣/ ص ٦٢.