آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨ - مُلک خداوند
لاتَفْقَهونَ تَسْبیحَهُمْ» [١].
اگرچه کلمه «یسبّح» وصف [فعل] موجودات است، چه تسبیح به زبان حال و چه تسبیح به زبان قال، اما در ضمنِ معنای آن این است که اوست خدای منزه از هر نقص و از هر نیستی و از هر کاستی در ذات و در صفات و افعال. خودِ «یسَبِّحُ» درباره معرفتاللَّه و آنچه که به خدای متعال مربوط میشود، به ما معیار و مقیاس میدهد: آن چیزی را میتوان به خدا نسبت داد که با سبوحیت حق سازگار باشد و هرچه که با سبوحیت حق ناسازگار است نمیتوان به او نسبت داد و آیه نشان میدهد که مقدمهای است برای بحث معاد. یکی از مسائلی که خدا در فعل خودش از آن منزه است مسأله عبث در خلقت است، اینکه خلقت عبث و بیهوده باشد و برای یک خیر و یک غرض ذاتی نباشد که در آیه«خَلَقَکمْ ... بِالْحَقِّ»مُلک خداوند
لَهُ الْمُلْک؛ که خودش یا مضمونش زیاد در قرآن آمده است و این از آن کلماتیاست که باید باور کنیم که تصورش آنقدر بزرگ است که در اذهان کوچک امثال ما آنچنان که باید و شاید جا نمیگیرد. مکرر گفتهایم که تفاوت «مُلک» و «مِلک» این است که مِلک را در مورد داراییهای اقتصادی و ثروت بهکار میبرند و مُلک را در مورد داراییهای قدرت؛
[١]. اسراء/ ٤٤.