آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١ - حمد و شکر
میکنم. مدح در اینگونه موارد است ولی حتماً باید به زبان باشد.
ولی حمد و شکر در مورد کارهای زیبای اختیاری است بالخصوص در مورد انعامها. وقتی از ناحیه کسی به اختیار خود او خیری به انسان برسد انسان او را حمد و یا شکر میکند. پس هم باید پای خیر رساندن در میان باشد و هم پای یک عمل اختیاری، تا انسان در مقابل آن عمل اختیاری طرف مقابل را حمد کند. در تعریف حمد گفتهاند: «هو الثّناء باللّسان علی الجمیل الاختیاری» و حرف درستی هم هست.
«لَهُ الْحَمْدُ» یعنی حمد منحصراً از آن اوست. این همان مفاد«الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمین» است که ما در نمازها میخوانیم. گفتهاند در«الْحَمْدُ للَّهِ» لام، لام اختصاص است.«الْحَمْدُ للَّهِ» یعنی جنس حمد اختصاص به خدا دارد. این معنایش چیست؟ آیاغیرخدا را نباید حمد کرد؟ پاسخ این است که هم غیرخدا را باید حمد کرد و شکر کرد و هم غیرخدا را نباید حمد کرد و شکر کرد. اما غیرخدا را باید حمد کرد و باید شکر کرد چرا که وقتی انسانی به انسانی دیگر انعام و خدمت میکند وظیفه ایجاب میکند که از او تشکر کند.«مَنْ لَمْیشْکرِ الْمَخْلوقَ لَمْیشْکرِ الْخالِقَ». اما در عین حال انسان باید بداند که هر انعامی از ناحیه هر کس به او برسد به هر نسبت که به آن شخص ارتباط دارد بیش از آن به خدا ارتباط دارد، یعنی شما در همان حال که از کسی که به شما خدمت کرده تشکر میکنید و یا او را حمد میکنید در همان حال هم بگویید: «الحمد للَّه» حمد از آن خداست، چون آن فرد، هم خودش و هم فکر و ارادهاش و هرچه که بخواهید بگویید باز مال خداست و فعل خداست و همهچیز در نهایت امر به خدا برمیگردد. ولی به این نکته باید توجه کرد که بازگشت همه چیز به خدا معنایش نفی [سببیت] انسانهای دیگر و نفی هیچ سبب دیگری نیست و این یک مسأله بسیار دقیقی است. در عیناینکه هر چیزی به سبب خود بستگی