آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - خاطره ای از فریمان
خاطرهای از فریمان
یادم هست در سالهای قبل از اینکه ما قم برویم و بچه بودیم، در فریمان یک رئیس شهربانی بود که هیکل عجیبی داشت. معلوم بود که سواد طلبگی هم دارد و یک انسان فاسق، فاجر، مشروبخوار و فوقالعاده ظالمی بود. حتی ابوی ما را که یگانه ملای روحانی آن منطقه بودند مجبور کرده بود که باید حتماً مکلّا شوند و ایشان دیگر از خانه بیرون نمیآمدند. یک دایی هم داشتیم که او هم طلبه و اهل علم و خیلی خوشذوق بود. یک وقت دایی ما را که به شهربانی برده بود گفته بود: حاج شیخ! من یک مسأله از تو سؤال میکنم: آیا میشود معاملهای واقع شود که هر دو طرف فروشنده و خریدار مغبون باشند؟ دایی ما هم که خیلی اهل ذوق بود باتوجه به اینکه طرف مقابل شرابخوار بود گفته بود بله، خرید و فروش شراب.
حال در قیامت این مغبونیت طرفینی در کجاست؟ مفسرین گفتهاند گاهی دو نفر و یا بیش از دو نفر، هزاران نفر با یکدیگر برای یک هدف اشتراک مساعی میکنند، نوعی معامله میکنند. یک نفر به اصطلاح یک عده ایادی دارد که آنها فرمانهای او را اجرا میکنند و این فرمانها در طریق ظلم و ستم به مردم و خلاف رضای پروردگار است. به تعبیر قرآن یک نفر متبوع است و دیگران تابع. متبوع به تابع خودش فرمان میدهد که فلان جرم را مرتکب شو و او هم انجام میدهد. او از این راضی است و این از او راضی است. متبوع از تابع خودش راضی است، چونفرمانهای او را دقیقاً اجرا میکند و تابع از متبوع خودش راضی است برای اینکه در