آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥ - سرّ خاموش نشدن نور خدا
آیه میپردازم. قرآن منطقی دارد که خیلی با منطقهای ما در امروز متفاوت است و همین منطقهای کج و کوله ما فعلًا حجاب اسلام است. حقیقت مطلب این است که این حرفی که سید جمالالدین اسدآبادی گفته، بسیار حرف حسابی است: «الِاسْلامُ مَحْجوبٌ بِالْمُسْلِمین» اسلام یک حجاب بیشتر ندارد و آن همین مسلمین هستند.
گفت: «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز». اسلام مثل یک نوری است که در پشت شیشههای کج و کوله و شکسته و کثیف و آلودهای قرار گرفته باشد که وقتی مردم میخواهند آن نور را ببینند، چون از ورای این شیشهها میبینند و آن نور را به این شکلِ شکسته و کثیف و سیاه و تیره میبینند، نمیدانند که این، خاصیت این شیشه است؛ این شیشه را بشکن، میبینی که آن نور جور دیگری است. اسلام محجوب به مسلمین است. من نمیدانم مسلمین چقدر باید شلاق بخورند تا به حقیقت اسلام بازگردند و به صورت یک شیشه پاکیزه خوبی دربیایند که نور اسلام را خوب نشان بدهند.
منطق قرآن این است که حق چون حق است باقی میماند و باطل چون باطل و پوچ است از میانرفتنی است. اگر باطلی را دیدید که مقداری باقی مانده، حتماً حقی را با خودش مخلوط کرده است. این کلام امیرالمؤمنین علیه السلام در نهجالبلاغه است:«فَلَوْ أَنَّ الْباطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزاجِ الْحَقِّ لَمْ یخْفَ عَلَی الْمُرْتادینَ» [١]. باطل همیشه خودش را با حقی ممزوج میکند و در پناه آن خودش را نگه میدارد، والّا [در مواجهه] حق صریح با باطل صریح، باطل فوراً از بین میرود. این منطق قرآن است که حق، باقیماندنی و باطل از بینرفتنی است. اگر میبینیدحقی خودش را
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٥٠.