آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١ - اصالت از آنِ حق است
فَهُمْ لایرْجِعونَ. اینها دیگر بازگشت ندارند، در همان نقطه باید دفن بشوند میبینید که چگونه قرآن به تاریخ، خوشبینانه مینگرد و به ما اطمینان میدهد که اگر حق مبارزه کند سرانجام غالب و پیروز است و باطل شکست میخورد.
این یک مثل بود برای آن نورها و روشنیهایی که خودشان به وجود میآورند، یعنی آن فکرها و تعبیهها و نقشههایی که میکشند و برای آنان مدتی کارآیی دارد.
ولی گاهی آنان از نورهایی استفاده میکنند که خودشان روشن نکردهاند بلکه برقی برای یک مقصد دیگری جهیده است، یعنی مثلًا حادثهای اتفاق افتاده است، آنان فکر میکنند که میتوانند از این جرقه استفاده کنند، فوراً به فکر رفته و به تکاپو میافتند، ولی همینکه بخواهند از این نور استفاده کنند خاموش میشود.
اوْ کصَیبٍ مِنَ السَّماءِ فیهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ ... یا مثل آنجایی است که هوا تاریک باشد و باران به شدت ببارد. در اینجا چند ظلمت است: باران میآید، یک ظلمت؛ و قهراً ابر است، دو ظلمت؛ و نیز هنگام شب است، سه ظلمت؛ چون اگر تنها شب بود ولی ابر و باران نبود انسان میتوانست از نور ستارگان استفاده کند، و اگر ابر باشد ولی باران نباشد باز اندکی هوا روشن است، و نیز اگر ابر و باران بود ولی شب نبود، هنگام روز بود، از نور خورشید در پشت ابرها انسان میتوانست استفاده کرده و راه را پیدا کند، ولی قرآن میگوید: فیهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ.