آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨ - اصالت از آنِ حق است
به باطل رو نهادهاند.
ممکن است انسان به تاریخ بنگرد و افراد جنایتکاری را در میدان ملاحظه کند و بگوید همه تاریخ ظلمت محض است. اما این قضاوت صحیح نیست. این قضاوت از آنجا ناشی میشود که گروهی میپندارند تاریخ را شخصیتها به وجود میآورند.
قرآن مجید میفرماید اینها کف روی آب هستند و زایل میگردند.
وقتی به تاریخ اسلام نظر میاندازیم هارونالرشید را میبینیم، آن قهرمان هزار و یک شب را، با آن زندانهایش و آن بادهگساریهایش و ظلمهایش؛ میگوییم تاریخ دنیا نمونهاش هارون است. قرآن میگوید این طور نیست؛ هارون فانی است و بقا و دوامی ندارد و آن مردمانی که اصل زندگی را آنان اداره میکنند، یعنی آنها کهکشاورزی میکنند و تولید مینمایند و داد و ستد میکنند و بالاخره توده مردمی که کار میکنند و چرخ جامعه را میگردانند، آنان به چشم شما نمیآیند ولی مَثَل آنها مَثَل آب زیر کف است و هارونها به طفیل وجود آنها زندگی میکنند و تو وظیفهات این است که با هارونها مبارزه کنی و مأیوس نگردی و نگویی که همیشه هارونها بودهاند که جامعه را اداره میکردهاند؛ خیر، بلکه همان موسی بن جعفری که در زندان هارون در کنار کاخی که عربدهها و مستیها از آن به گوش میرسد قرار گرفته است همو باقی میماند. گرچه فعلًا کسی اجازه ملاقات با او را ندارد، ولی در عین حال او در دل مردم به صورت یک نیروی حاکم بر هزاران نفوسْ جاودان میماند؛ اندیشه و فکر موسی بن جعفر ابدی میگردد و هارون با آن عظمت و کبکبه و دبدبه از بین میرود.
اینک پس از ذکر این مقدمات- گرچه اندکی به طول انجامید-