آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨ - مخاطب قرآن
بدهد میگوید: یا ا یهَا الَّذینَ امَنوا ای کسانی که ایمان آوردهاید!
حال در اینجا یک سؤال مطرح است و آن اینکه آیا اصولًا همه بشریت را مخاطب قرار دادن صحیح است؟ و آیا عملی است یا نه؟
عدهای میگویند: از آنجا که انسانِ نوعی به اصطلاح فلسفی، یک موجود انتزاعی است، نمیتواند مخاطب یک مکتب قرار گیرد.
و نیز میگویند از آنجا که انسان از آن جهت که انسان است دارای هیچ نوع وجدانی نیست، اگر مکتبی مخاطب خود را انسان قرار دهد آن مکتب نمیتواندحرکتی به وجود آورد.
ممکن است ایرانی، عرب، عجم مخاطب واقع بشوند و بنابراین وجدان ملی آنها موجب حرکت آنان گردد؛ یعنی میتوان گفت: ای ایرانی! و یا ای مصری و ای عرب! تو باید چنین باشی؛ که در این خطابها روی غرور ملی تکیه شده است. و یا میتوان روی غرور نژادی دست گذاشت و گفت: ای گروه سیاهان! و یا ای گروه سرخپوستان! و نیز میتوان طبقهای را مخاطب قرار داد (چون طبقه، خود دارای وجدان است) و گفت: ای گروه مستمندان! و یا ای طبقه کارگر! ای طبقه کشاورز! که در اینجا در واقع آن اهرمی که روی آن تکیه شده و میتوان به وسیله آن حرکتی به وجود آورد همان وجدان طبقاتی است. در خطابی که به کارگر میشود و میگویند:
ای کارگر! تو چرا باید ثروتت کم باشد؟ انگیزه حرکت همان منافع اوست که با خود فکر میکند و میگوید: چرا باید حق مرا دیگری ببرد؟ و شما از همان حس استفاده کردهاید. بنابراین اگر مکتبی بگوید: ای انسان! روی چه چیز تکیه کرده است؟!
مسئله عمده همین است، و این است که گفتیم چگونگی جهانبینی، مخاطب هر مکتبی را تعیین میکند و این دو مسئله به یکدیگر ارتباط دارند.