ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٤ - اهتمام اولياى خدا به ذكر حق
ابيطالب ( ع ) فرموده اند( : من ابغض شيئا ابغض ان ينظر اليه و ان يذكر عنده ) [١] يعنى كسى كه چيز را خوش ندارد علاقمند نيست كه او را نگاه كند و اينكه آن چيز نزد وى يادآورى شود بر همين اساس مشركان دلباخته شرك و بى علاقه به توحيد همين كه سخن از وحدت پروردگار و توحيد خدا به ميان مى آمد . منزجر مى شدند ( , و اذا ذكرالله وحده اشمأزت قلوب الذين لا يؤمنون بالاخرة ) [٢] .
اهتمام ياد حق و ضرورت تذكار نعمت هاى خدا باعث شد كه يكى از رسالت هاى برجسته پيام آوران الهى اين باشد كه نعمت هاى فراموش شده را بياد بشر فراموشكار بياورند( . . . ويذكروهم تنسى نعمته ) [٣] .
اهتمام اولياء خدا به ذكر حق
اهميت ياد حق را مى توان از اهتمام اولياى الهى به آن دريافت كه آنان همواره به اين فكرند كه در شكر و ذكر خدا بسر برند چنانكه سيد اولياءالله حضرت اميرالمؤمنين ( ع ) در توصيف پارسايان چنين مى فرمايد( : فمن علامة احدهم انك ترى له قوة فى دين . . . يمسى و همه الشكر و يصبح و همه الذكر ) [٤] و راز اين اهتمام همانا تأثير ذكر حق در گردگيرى چهره دل و غبارروبى صفحه نفس و زنگارزدائى صحنه صدر است كه با آن , گوش دل شنوا مى شنود و چشم جان بينا مى گردد( : ان الله سبحانه و تعالى جعل الذكر جلاء للقلوب تسمع به بعد الوقرة و تبصر به بعد العشوة ) [٥] و از طرف ديگر هرگونه غربت و تنهائى را مى توان به وسيله ياد حق به انس و قربت مبدل نمود و در پرتو نام آن بى نام و نشان وحشت را برطرف كرد([ : اللهم انك آنس
[١]نهج البلاغه خطبه ١٦٠
[٢]سوره زمر آيه ٤٥
[٣]نهج البلاغة خطبه ١
[٤]خطبه ١٩٣
[٥]خطبه ٢٢٢