درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٨٣ -           توضيحى برواژه مستضعف
مى بيند كه كادرهاى بالا تصميم مى گيرند , كادرهاى پائين هيچكاره اند . يعنى در حقيقت همه تصميمات مملكت در آن كادرهاى بالا و در شوراهاى عالى و در شخص دبير كل و افرادى از قبيل او گرفته مى شود . بقيه مردم اصلا اراده اى در اين جهت ندارند و لذا اينجاست كه اراده انسانها شكوفا نمى شود . ( غالبا در ورزشهاى جهانى از جمله همين المپيك اخير مسكو مشاهده شد كه نفرات اول مسابقات روسى و يا از كشورهاى سوسياليستى است , شايد به اين دليل باشد كه بر اين جوان روسى , راه هرگونه شكوفا شدن و اعمال و آزادى غير از راه ورزش , بسته شده است و بنابراين استعدادش در اين جهت شكوفا مى شود ) .
در جوامع غربى هم كم و بيش همينگونه است , ( البته در جوامع غربى آنجا كه نام آزادى و دمكراسى باشد , مثل كشورهاى متمدن مانند آمريكا و اروپا و . . . ) امروز متاسفانه كسانى در مملكت ما تلاش مى كنند كه آزادى و دمكراسى كشور ما را تبديل به آزادى و دمكراسى غربى بكنند , با اينكه آنجا آزادى واقعى وجود ندارد . ( در آمريكا مردم تصورشان اين است كه آزادانه نماينده انتخاب مى كنند , يا مثلا در آلمان غربى و . . . در واقع اينطور نيست , يك جريان و يك طيف خاص مردم را بيك طرف مى برد كه خواه و ناخواه به آن , راى يا نظر خود را بدهند . انتخابات اخير آمريكا و كشمكشهاى بين حزب دمكرات و حزب جمهوريخواه بهترين گواه اين امر است ) .
پس عموما در كشورهاى مختلف دنيا مردم دو گونه اند و دو طبقه اند , مستضعف و مستكبر , توده مردم مستضعف خود بر دو گونه اند . مستمند و غير مستمند .