درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٥١ -           حكومت خود
پيروزى
فابدلهم العزمكان الذل و الامن مكان الخوف
( خداوند ) تغيير داد عزت را بجاى ذلت ( آنان ) . ( آنان را بر جاى عزت نشانيد و ذلت آنان را به عزت بدل كرد ) و ايمنى را بجاى ترس و بيمناكى و نگرانى آنان را به آرامش باز گردانيد .
بعد از صبر و مقاومت تنگناها گشوده شد و فرجى فراهم آمده و عزت بجاى ذلت , ايمنى به جاى ترس و بيم نصيبشان مى گردد .
مهمترين مسئله براى ما مستضعف , همين دو چيز است . عزت بجاى ذلت ( تحمل خوارى را نكند و عزيز و سربلند باشد ) [١] و خاطر جمع بودن و ايمنى بجاى ترس و مشوش بودن ( كه از هيچ دشمنى ترس و واهمه تاختن بر خورد ندارد ) شرافتمندانه در ميدانها مى جنگد و مى كشد و يا كشته مى شود . بر زندگى روز مره خود ايمن است كه دستى بى اختيار بر او گشوده خواهد شد . در حكومت طاغوت زندگى انسان دست خوش طاغوت بود , ايمنى از جان , مال , اخلاق و . . . نبوده . اما وقتى كه حكومت در اختيار الله و خود مردم مستضعف است , اين چنين نگرانيها و تشويشى وجود ندارد .
حكومت خود
فصاروا ملوكا حكاما و ائمة اعلاما
( و در نتيجه ) آنان حكمرانان اختيار دار و پيشوايان راهنما
[١]- عزت يعنى سربلندى و مفتخر , احساس خوارى و ننگ نكردن