درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٤
است يعنى يا از آغاز خطبه و يا از پايان خطبه يك بخش افتاده است حتى گاهى سيد رضى وسط يك خطبه در نهج البلاغه را انداخته و حذف كرده . خطبه را نقل مى كند بعد به يك جائى مى رسد قطع مى كند بعد زيرش مى نويسد و منها يعنى از همان خطبه است و بعد يك تكه ديگر را نقل مى كند , مثل كارى كه امروز گاهى خبرنگارها و روزنامه نگارها مى كنند مثلا مى نويسند ( وى در بخشى ديگر از سخنان خود چنين گفت ) اين عمل را منها مى گويند . اين منها يعنى اين خوب حالا آن قسمتى كه وسط اين دو بخش از سخنان على وجود داشته آن چيست ؟ ما نمى دانيم و اين مشكلى در كار ما ايجاد مى كند . و چرا سيد رضى اينكار را كرده است ؟ و اين چرا براى ما يك نكته اى را ميفهماند كه بعد به آن نكته اشاره مى كنيم . آن چرا اين است كه نهج البلاغه همچنانكه از نامش پيداست شيوه و راه بلاغت و فصاحت يعنى جمع شده صرفا بلحاظ هنرى .
البته نه اينكه سيد رضى فقط جنبه هنرى , از جنبه شيوائى لفظ , اين كتاب را جمع آورى كرده , به مضامينش اعتنائى يا توجهى نداشته قطعا داشته , منتهى سيد رضى آن مرد شاعر فصيح زبان آور كه يكى از بزرگترين شعراى عرب در زمان خودش است با يك ديد شاعرانه و سخن شناسانه با نهج البلاغه برخورد كرده , گشته تا كلمات زيبا را پيدا كند . البته كلمات على ابن ابيطالب زيبا و در حد عالى فصاحتش هم داراى مضامين عالى است . آن هم كه از لحاظ فصاحت و بلاغت در آن حد بالا نباشد باز داراى مضامين عالى است , اما سيد رضى بيشتر به اين جهت توجه داشته , آنوقت در يك خطبه مثل اينكه در يك قصيده , مثل اينكه مثل شما بخواهيد