درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٨١ -           توضيحى برواژه مستضعف
انسانى است مثل همه انسانهاى جامعه جاهلى , رنج كشيده , درد كشيده , زندگى را آزموده اين انسان بزرگى است كه نام پيغمبر بر آن مى نهيم . ( رسولا من انفسهم ) .
توضيحى برواژه مستضعف
همواره در جامعه جاهلى دو گونه انسان وجود دارد . يك دسته انسانى كه جامعه را تدبير مى كند و پيش مى برد و اختيار و زمام امور جامعه در دست اينهاست و دسته ديگر انسانى كه زمامدار امور جامعه نيستند و در جامعه هيچ كاره اند و بيكاره . ( هيچ كاره نه معناى آنكه كار نمى كند . حجم كار فرعون را با حجم كار انسانى كه تخته سنگهاى چند مترى را از كوهها تا مصر حمل مى كردند مقايسه كنيد . ده پشت فرعون هم اين اندازه كار نكرده بودند كه يك آدم اينگونه زحمت مى كشيد . )
حجم كار مستضعفان زيادست , اما در جريان امور جامعه هيچ گونه اختيارى , اراده اى شخصيتى اظهار وجودى , اظهار نظرى ندارند . اين دو گونه انسان , دست اول اقليت هستند يعنى خاندانهاى قدرتمند كه البته بين اين خاندانها قدرت تقسيم مى شود . بعضى از قدرت سهم بيشترى دارند و بعضى سهم كمتر . اينها را مى گويند مستكبر , اختيار داران جامعه , بزرگان جامعه كه قدرت ميان آنها تقسيم شده است و مردم عادى را كه هيچگونه اختيارى در اداره امور جامعه ندارند به آنها مستضعف مى گويند ضعيف شمرده شده , ضعيف قرار داده شده , كسى كه بر جو عمومى هيچكاره است . مثلا در رژيم طاغوتى گذشته , همين مملكت اداره كنندگان و تصميم گيرندگان مملكت , يك تعداد افراد محدودى بودند . درست است