درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٨٩ -           خلاصه
خلاصه :
در بحث منشاء اجتماعى پيامبران دو نكته فهميده مى شود : اول اينكه پيامبران با خوى و خصلت مستضعفان و با اخلاق انقلابى و يا روحيه ستيزه گرى با نظام موجود طبقاتى طاغوت , برگزيده و مبعوث شدند .
يعنى آنان هنگام بعثت ( و حتى قبل از آن ) با جهت گيرى اخلاقى و اجتماعى ضد استكبار و ضد مستكبرين برگزيده مى شدند . پس داراى خصلت مستضعفان و جانبدارى از آنان هستند .
دوم اينكه جانبدارى از اين خصلت لزوما بدين معناست كه از لحاظ طبقاتى و خانوادگى ( وابستگيهاى طبيعى ) نيز جزو خانواده هاى مستضعفان هستند . مى توانند باشند , مى توانند نباشند , و آنچنانكه ذكر شد , حتى در همان هنگامه رسالت و بعثت و شروع انقلاب مى توانند در همان زندگى مرفه و سطح بالا برگزيده شوند .
لزومى ندارد در آنهنگام و قبل از آن به بيگارى و كارگرى . . . رفته باشد . بله , بايد رنج كشيده باشد و رنج كشيدگى خود را تحمل كند ( و مى كند ) ولى اين بدان معنى نيست كه از زندگى خود و طبقه خود ببرد .
انسان والا مى تواند بفهمد و درك كند و دلسوزى كند .
به دنباله بحث مستضعف و مستكبر بايد اضافه كرد كه اين تقسيم بندى ( مستضعف و مستكبر ) مخصوص جوامع جاهلى است , در جوامع توحيدى اصلا اين تقسيم بندى وجود ندارد , در جامعه توحيدى