درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٠٥ -           وظايف و مسئوليتهاى پيامبران
حكومت و روابط انسانى و . . . چيزى يافت نمى شود و نبايد يافت شود كه با اين اهداف مغايرت و منافات داشته باشد .
مثلا اگر در جامعه اسلامى چيزى پيدا شد كه بجاى ياد آورى كردن و ياد آور بودن ( يذكروهم ) , غفلت آور باشد , بر خلافت مبنا و حكمت بعثت پيامبران است . يا مثلا همه نمودارهاى اجتماعى در نظام اسلامى , آن چيزهائى كه ساخت اصلى و فرعى جامعه اسلامى را تشكيل مى دهد بايستى وادار كننده به اداى ميثاق و پيمان باشد ( ليستادوهم ميثاق فطرته ) . . .
اين پنج برنامه دقيقا هموار كننده و جبران كننده خلاهائى است كه در هنگام فقدان نبوت يعنى در عصر جاهليت در بين انسانها بوده است , كه آنها را در همين خطبه در درس قبل تحت عنوان زمينه هاى فكرى و اجتماعى و . . . دوران بعثت خوانديم ( لما بدل اكثر خلقه عهدالله اليهم . . . ) اين فرمان ( عهد ) چيست ؟ فرمان عبوديت انسان بطور مطلق در برابر خداوند . انسان در برابر خداوند متعهد است كه غير خدا را عبودت نكند . عبوديت غير خدا يعنى تسليم در مقابل غير خدا , چه تسليم ذهنى و جوارحى و چه تسليم اعتقادى و چه تسليم عملى و جسمى . انسانها موظفند ( در برابر خدا ) كه اين تسليم را در مقابل غير خدا نداشته باشند . اما اين قرار داد به معناى اين نيست كه انسان با داشتن قدرت تصميم و اراده و بعد از انسان بودن با خداوند يك قرار داد را امضاء كرده است بلكه :
سرشت انسان و ساخت او اين چنين است كه با عبوديت منطبق است .
بندگى و عبوديت خدا در فطرت و سرشت انسان نهفته است .