درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٣٤ -           ختم نبوت
خود پيامبر لازم بود حتما همه جريانهاى فكرى تحت تاثير نبوت و رسالت اسلام قرار گيرد ( ممكن بود قرار بگيرند و ممكن بود نگيرند همچنانكه عملا نگرفت و پيامبر آنقدر فرصت نيافت ) و با زنه به اين معنى كه در دراز مدت اين پيامبر مى بايست بر همه اديان , و همه مليتها و همه ملتها و مكتبها پيروز شود . ( البته اينكار بارها در تاريخ اسلام عملى شده و حكومت اسلام عالمگير گرديده , اما اين آيه مى خواهد اين مفهوم را بيان كند ) .
ظهور حق يك مفهوم ظريفترى دارد :
( انديشه بشر و تفكر انسان , به مقتضاى خلاقيت , ابداع و ابتكار دائما راههاى نو را در مقابل انسان مى گذارد , ايدئولوژيها بهمين صورت بوجود مى آيند و منتشر مى شوند و رشد مى يابند . افلاطون فيلسوف اجتماعى يك طرحى براى زندگى اجتماعى انسان مى دهد . يقينا پيش از او و بعد از او بسيار بوده اند متفكرينى كه راههاى نوى براى انسان و زندگى اجتماعى او و انديشه و تفكرش ارائه داده اند .
اما آن زمان بطور مطلق راه انبياء بر همه راههائى كه بشر ارائه كرده و خواهد كرد , غلبه و رجحان و ظهور دارد كه همه محتواى فرهنگ نبوتها بمردم گفته شود زمانيكه موسى ( ع ) راه خود را ارائه داد محققا راه خدا بود اما هيچكس ادعا نمى كند كه خطى كه موسى پيشنهاد مى كرد , كاملترين خط و راهى است كه به بشر ارائه شده است . زيرا مكتب موسى ( ع ) باب اداره آن زمان بود .
ظرفيتش آنقدر نبود كه زندگى انسان را در طول تاريخ تا آخر در بر گيرد و در خود بگنجاند . اى بسا مكاتبى كه بعد از قرنها از سوى انسانها و نه از سوى خدا ارائه شود كه از مكتب موسى كاملتر