درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٥
در يك غزل يك تك بيت انتخاب كنيد آن تك بيتى را كه زيباتر هست مى خواهيد يادداشت كنيد بعد مى رسيد به يك جائى كه مى بينيد نه اين برايتان چشم گير نيست آن را مى اندازيد و يك چيز ديگر يادداشت مى كنيد , بيت بعدى را يادداشت مى كنيد و همينطور , سيد رضى اين كار را كرده , لذا رشته سخن از هم گسسته است . حالا آن نكته اى كه گفتم ما بدست مى آوريم از اين , اينست كه ما امروز بعد از هزار سال از تدوين نهج البلاغه بيشتر قدر نهج البلاغه را ميدانيم تا يك عالم بزرگ در قرآن چهارم هجرى . و ما در قرآن چهاردهم هجرى هستيم يعنى بشريت بطور طبيعى به سختى پيش رفته كه سخن على و پيام على و آهنگ اسلام از حنجره على برايش مغتنم تر هست تا قرنها پيش , و اين چيز بسيار مهمى است كه شما ببينيد آن زمانى كه رضى اين سخنان را جمع مى كرد : اولا در جهان اسلام كم بودند كسانيكه به على بن ابيطالب و سخن او با آن چشمى نگاه كنند كه امروز شما نگاه مى كنيد و اين انديشه و اين جريان فكرى در اقليت قرار داشت . ثانيا آنهائى هم كه بودند و به سخن على مى رسيدند و آن را جمع مى كردند بيش از آنچه كه به محتوا اهميت بدهند يا لااقل به همان اندازه كه به محتوى اهميت مى دادند به لفظ و قالب هم آنچنان بهائى مى دادند كه اگر جائى قالب به آن زيبائى و شيوائى . حاضر بودند آنرا قيچى كنند و بگذارند كنار و آن زيباترهايش را جمع كنند . اگر شما بوديد اين كار را نمى كرديد يعنى اگر امروز شما به جاى رضى هزار سال پيش بوديد يقينا اين كار را نمى كرديد سعى مى كرديد كه از محتوى كلام على بيشتر استفاده كنيد پس ما در اين روزگار از شيعه قرن چهارم قدر شناستر به على گرايش مندتر