درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٦
و نسبت به سخن او و هدايتى كه از اين سخن بر مى خيزد قدردان تر و مشتاق تريم پس تاريخ دارد به طرف على پيش مى رود و اين يك واقعيت است و كوشش كنيم كه مادر پيشرفت تاريخ به سمت على و پيام على كوشاتر باشيم . البته من سعى خواهم كرد كه در آنجاهائيكه وسط خطبه افتاده يا اول يا آخر خطبه افتاده اگر بتوانم با استفاده از منابع و مدارك ديگرى كه در اختيار هست و با كمك گيرى از برادران جوانى كه به من كمك خواهند كرد يا همين حالا كمك مى كنند آنها را پيدا كنم و خطبه را تا آنجائى كه مى شود كامل كنم و بعد براى شما شرح و تفصيل دهم . اين هم نكته و مقدمه چهارم .
مطلب پنجم : امهات مسائل نهج البلاغه چند چيز است :
١ - اعتقادات البته اعتقادات را به شيوه متكلمان قرن سوم و چهارم مطرح نكرده بلكه همراه با يك بينش و ذوق معنوى و عرفانى و معنى كرده و لذا اگر انسان در باب توحيد كلام على را بشنود خواهد ديد كه از لحاظ كل قواره بيان و سخن كلام على متفاوت است با كلام مثلا خواجه نصيرالدين طوسى كه يك متكلم و فيلسوف اسلامى است و هر متكلم و استدلال كننده ديگر . پس اول انديشه و فكر اسلامى و افكار اسلامى مثل توحيد مثل انسان مثل قيامت مثل نبوت مثل مسئله امامت و ساير مسائل اصولى اسلامى .
٢ - مسائل اجتماعى و سياسى با تيتر درشت يعنى آنهائيكه ناظر بر سياست كلى اجتماع مى باشد و چه آنهائيكه ناظر به سياست جزئى مثلا چگونگى اداره كشور و روابط حاكم با زير دستان , با مردم يا مثلا نامه به مالك اشتر به مصر , فرمان معروف , برخورد با دشمن , قاطعيت همراه با اجتناب از كينه توزيهاى بيجا , دقيقا