درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٥٨ -           دوران جاهليت
سريعا يكبار ديگر اين بخش از خطبه را مرور مى كنيم . بعد شرح كوتاهى نسبت به بخشى از فرازهاى اين خطبه مى دهم .
خطبه دوم - احمده استتماما لنعمته . . . شروع مى شود از اين بخش مى گذاريم كمى بعدش تا ميرسد به شهادت , به رسالت پيغمبر از اين جا بخش مورد نظر ما شروع مى شود ارسله بالدين المشهور خدا پيامبر را با آئين شناخته شده و معروف و العلم الماثور با پرچم و درخشش بيشتر و پيشاهنگ . والكتاب المسطور با كتاب بر نوشته شده و تدوين يافته والنور الساطع با نورى ساطع و پرتو افكن والضياء اللامع با پرتوى درخشنده والامر الصادع با مطلبى آشكار . فرستاد ازاحة للشبهات تا شبهه ها را بر طرف كند . شبهه و اشتباه از يك ريشه هستند و شبهه ها يعنى آميزش ها و اختلاف هائى كه ميان حق و باطل در ذهن و در انديشه انسان بوجود مى آيد . شبهه و اشتباه از يك ريشه هستند و شبهه ها يعنى آميزش ها و اختلاف هائى كه ميان حق و باطل در ذهن و در انديشه انسان بوجود مى آيد . يعنى جامعه در باور خود دچار اشتباه مى شود . چيزهائى را كه واقعيت ندارد باور مى كند , واقعيت هاى واضح و آشكار را به ناباورى ميسپارد . در دوران رژيم گذشته مردم چيزى به نام سلطنت را باور كرده بودند و پذيرفته بودند و چيزى بنام امامت را بكلى از ياد برده بودند , اين را مى گويند شبهه . ( اشتباه كردن ميان يك حق و يك باطل ) , يك واقعيت زشت نادرست را پذيرفته بودند و آن را باور كرده بودند و يك حقيقت بين روشن انكار ناپذير را بدست فراموشى سپرده بودند ازاحة للشبهات تا شبه ها را از بين ببرد , شبهه , ناظر به ذهن انسان است يعنى اشتباهات ذهنى را بر طرف مى كند واحتجاجا بالبينات تا با مردم بوسيله استدلالهاى واضح و روشن , احتجاج , را استدلال كند يعنى مردم را از پيچ و خم استدلالهاى فلسفى و دست