درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٨٤ -           توضيحى برواژه مستضعف
آن آدم فقير بدبخت كشاورز , كه روزى ١٥ ساعت در آفتاب يا در برف و باران كار بدنى مى كند مستضعف است و آن كسى كه آنقدر هم زجر نمى كشد , داراى يك زندگى معمولى و يك دكان و يا يك كار ادارى و يا . . . نيز مستضعف است . چرا ؟
زيرا به هيچ انگاشته شده است , ضعيف گرفته شده است , مورد بى اعتنايى قرار گرفته شده است و در تدبير جامعه و امور جامعه هيچ كار محض است . اين معناى مستضعف و مستكبر است .
انبياء ( بر طبق بيانات اميرالمؤمنين ( ع ) در اين خطبه ) جزء طبقات مستضعف جامعه اند , جزو مردمى هستند كه اراده و اختيار و كار خاصى در جامعه به عهده آنها نيست , جزو همين توده مردم هستند . بعنوان مقدمه تبيين اين مطلب , از واقعيتهاى تاريخ خود و تاريخ اسلام و اديان شرحى داده شود .
١ - حضرت موسى ( ع ) مولود يك خانواده بنى اسرائيلى است . مستضعف , زير فشار محكوم . اما از لحظه بعد از تولد بدامان يك خانواده ١٠٠ درصد مستكبر مى افتند . اگر چه زائيده زن فرعون نيست . اما فرزند سوگلى خانواده فرعون مى شود . يعنى به طبقه فرعون رفته و در همين طبقه بزرگ مى شود . بهترين وسايل زندگى , گواراترين غذاها و مرفه ترين امكانات زندگى و تجمل و راحت و زينت برايش آماده مى شود . ( يك اشرافزاده و شاهزاده كامل ) , تا موقعى كه احساس مى كند بايد از آنجا بگريزد , ( وقتى كه فرعون متوجه مى شود كه دارد در خانواده خود دشمن را مى پروراند ) . موسى دعوت خود را شروع كرده بود كه اين احساس و توجه در فرعون بوجود آمد . دعوت به الله . به اين دليل و نشانه كه امت پيدا كرد , مومن پيدا كرد , زن