فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٧٥٧ - ٢ در معنای عدل
راغب در مفردات فرموده: عدالة و معادله، لفظی است که اقتضای معنای
مساوات دارد و به اعتبار اضافه یکی نسبت به دیگری، استعمال میگردد، و عدل و
عدل، معنایی نزدیک به هم داشته، لکن عدل در آنچه با بینش و بصیرت ادراک
میشود، مانند احکام، استعمال میگردد، و بر این وجه است، قوله: «عَدْلُ
ذلِکَ صِیاماً»، و عدل و عدیل هم در آنچه با حس ادراک میشود، استعمال
میگردد، نظیر چیزهایی که وزن میگردند یا پیمانه میشوند، پس عدل عبارت
است از جدا نمودن به طور مساوی، و بر این وجه روایت است که: «بالعدل قامت
السموات و الارض»، اینکه آسمانها و زمین براساس عدل برپا گردیده، تنبیه
است بر اینکه اگر رکنی از ارکان چهارگانه در عالم، زاید بر دیگری یا ناقص
از آن بود، بنابر اقتضای حکمت، برای جهان نظمی نبود، و عدل بر دو قسم است:
عدل مطلق، و آن، عدلی است که عقل به حسن آن، قضاوت کرده و در هیچ زمانی نه
منسوخ شده و نه به وجهی از وجوه به تجاوز توصیف گشته است، مانند:
احسان
به کسی که به تو احسان کند و خودداری نمودن از اذیت به کسی که از ظلم به تو
خودداری نماید، و عدلی که عدل بودنش با شرع شناخته میشود و ممکن است در
بعضی از منه منسوخ گردیده باشد، مانند: قصاص و ارش بر جنایت و اصل مال
مرتد، و به این جهت فرمود: «فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا
عَلَیْهِ»، و نیز فرمود: «وَ جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها.» پس
اعتدا و سیئه، عدل نامیده شده، و این، مانند همان معنای قوله: «إِنَّ
اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ» است، پس البته، عدل عبارت
است از مساوات در جزا؛ اگر کار خیر است، جزای آن خیر بوده و اگر شر است،
جزای آن شر باشد، و احسان، مقابله نمودن خیر است به بیش از آن، و مقابله
نمودن شر است به کمتر از آن، و رجل عدل عادل و رجال عدل؛ یعنی عدل هم در
واحد گفته میشود و هم در جمع، و اصل آن، مصدر است، مانند قوله: «وَ
أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ»؛ یعنی عدالت، و فرمود: «وَ أُمِرْتُ
لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ»، و فرمود: «وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا
بَیْنَ النِّساءِ»، و آن، اشاره به میل طبیعی مردم