فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٥٠٩ - ٢ در معنای صبر
راغب در مفردات فرموده: صبر، خودداری کردن در سختی و تنگدستی است. گفته
میشود: حیوان را بدون علف در حبس نگهداری کردم، و «صبرت فلانا»؛ یعنی چیزی
را برای او باقی گذاشتیم که خروجی از آن برایش نبود. صبر، حفاظت و نگهداری
نفس است بر آنچه عقل و شرع اقتضای آن را دارد یا از آنچه آن دو اقتضای حبس
نفس از آن را دارند. چهبسا در بین اسمهای آن، برحسب اختلافات وقوعش،
تضاد است. پس اگر حفظ خویش برای مصیبت باشد، صبر نامیده میشود، نه چیز
دیگر، و ضدّ آن، «جزع»؛ یعنی بیتابی کردن است، و اگر در جنگ باشد، شجاعت
نامیده میشود، و ضدّ آن، «جبن»؛ یعنی ترس است، و اگر قایم مقام و جانشین
چیزی که ناملایم طبع است، واقع شود، «رحب الصدر»؛ یعنی سعه صدر، نامیده
میشود، و متضاد با آن، «ضجر»؛ یعنی ضیق صدر و تنگدلی است، و اگر در
خودداری از کلام باشد، «کتمان» نامیده میشود؛ یعنی پنهان داشتن، و ضدّ آن،
«مذل»؛ یعنی فاش کردن راز، است، و خدای تعالی همه آنها را صبر نامیده و بر
آن، آگاهی داده است، قوله تعالی: «وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ
الضَّرَّاءِ»، «وَ الصَّابِرِینَ عَلی ما أَصابَهُمْ»، «الصَّابِرِینَ وَ
الصَّادِقِینَ»، و «صوم»؛ یعنی روزه هم صبر نامیده شده است؛ زیرا همچون
نوعی برای آن میباشد، و معصوم علیه السّلام فرمود: «صیام شهر الصّبر و
ثلاثة أیّام فی کلّ شهر یذهب و حر الصّدر»؛ یعنی روزه ماه صبر و سه روز در
هر ماه، خشم و کینه دل را از بین میبرد، و قوله: «فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَی
النَّارِ» را ابو عبیده گفت: البته، آن لغتی است به معنای جرأت؛ یعنی
دلیری، بیباکی، پردلی، و به قول اعرابی که به دشمنش گفت: «ما اصبرک علی
اللّه»، استدلال کرده است، و این تصوری است مجاز که به صورت حقیقت است؛
زیرا معنای آن این است که: چه چیزی در محاسبهات، مایه بردباری تو شده است،
که بر ارتکاب آن «گناه»، جرأت میکنی ...، و قوله تعالی: «وَ اصْبِرُوا*
وَ صابِرُوا»؛ یعنی نفوستان را بر عبادت حفظ کرده و با هواهایتان جهاد
کنید، و قوله: «وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ»؛ یعنی خویشتنداری را با کوشش و