خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - شاخههاى توحيد
٢-/ حقيقت خاص انسان كه باعث جدا شدن او از ديگر حيوانات مى شود.
قبل نيز به دو اصطلاح «ما به الامتياز» و «ما به الاشتراك» اشاره شد و اكنون مى توان گفت اين دو حقيقت يكى «ما به الاشتراك» انسان با حيوانات ديگر و دومى «ما به الامتياز» انسان از حيوانات است. آيا مى توان به صورت عينى قسمتى از بدن انسان را به عنوان «ما به الاشتراك» و قسمت ديگر را به عنوان «ما به الامتياز» او معرفى كرد؟
يعنى بگوييم اين قسمت را با حيوانات ديگر مشترك است و اين قسمت از آن خود انسان است؟ مشخص است كه چنين چيزى امكان ندارد. در هيچ آزمايشگاهى نمى توان چنين كارى را انجام داد و انسان را به دو بخش تقسيم كرد.
بنابراين، اين دو جزء نه دو جزء خارجى بلكه دو جزء عقلى هستند كه عقل با تأمل و تفكر توانسته است از انسان به دو مفهوم ديگر برسد. در زبان علمى به جهت مشترك «جنس» گفته مى شود و به جهت امتياز «فصل». ١٨
اكنون كه مفاهيم اجزاء خارجى و عقلى روشن شد مى پردازيم به اصل مطلب. خداوند فاقد اجزاء است و او هيچگونه جزء، نه خارجى و نه عقلى ندارد.
خداوند اجزاء خارجى ندارد. روشن است كه اجزاء خارجى احتياج به مكان دارند؛ براى مثال اجزاء يك قطعه چوب كه با همديگر آن قطعه را تشكيل مى دهند هر كدام محل معينى دارند. به همين صورت يك قطره آب و حتى اجزاى مولكولى آن يا يك سلول