پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٥ - ١ قرآن و جاذبه عمومى
در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام مىخوانيم كه يكى از يارانش به نام حسين بن خالد سؤال مىكند: اينكه خداوند فرمود: وَالسَّمَاءِ ذُاتِ الحُبُكِ:
«سوگند به آسمان كه داراى راهها است» [١] يعنى چه؟
امام فرمود: «اين آسمان راههايى به سوى زمين دارد»، راوى عرض كرد:
«چگونه مىتواند آسمان راه ارتباطى با زمين داشته باشد، در حالى كه خداوند مىفرمايد:" آسمانها بى ستون است"؟»
امام فرمود: «سُبحانَ اللّهِ الَيسَ اللّهُ يَقُولُ (بِغَيرِ عَمَدٍ تَرَونَها) قُلتُ:" بَلى" فَقالَ:
" ثُمّ عمدٌ وَ لكِن لا تَرَونَها"»: «عجيب است آيا خداوند نمىفرمايد" بدون ستونى كه قابل مشاهده شما باشد"؟ عرض كردم:" آرى" امام فرمود:" پس در آنجا ستونهايى هست ولى شما آن را نمىبينيد"». [٢]
آيا توجيه و تفسيرى براى اين سخن، غير از ستونى كه ما امروز نام آن را توازن قوّه جاذبه و دافعه مىناميم، وجود دارد؟
توضيح اينكه: در زمان نزول آيات قرآن، تنها فرضيههاى كه بر افكار دانشمندان آن عصر، و قرنهاى بعد از آن و قبل از آن، حاكم بود فريضه هيأت بطلميوس بود كه با تمام قدرت بر محافل علمى جهان حكومت مىكرد و طبق آن، آسمانها به صورت كراتى تو در تو همانند طبقات پياز روى هم قرار داشت، و زمين در مركز آنها بود، و طبعاً هر آسمانى متكى به آسمان ديگرى بود؛ ولى بعد از حدود هزار سال از نزول قرآن، بطلان اين عقيده با دلايل قطعى ثابت شد،
[١]. سوره ذاريات، آيه ٧.
[٢]. تفسيربرهان، جلد ٢، صفحه ٢٧٨، اين حديث در تفسير مزبور، از دو طريق نقل شده، از طريق تفسير على بن ابراهيم، و همچنين تفسير عياشى.