پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦ - ١ قرآن و جاذبه عمومى
و نظريه افلاك پوست پيازى به كلّى كنار رفت و اين معنا مسلم شد كه هر يك از كرات آسمانى در مدار و جايگاه خود معلّق و ثابت است؛ هر چند مجموعهها و منظومهها داراى حركتاند، و تنها چيزى كه آنها را در جاى خود نگه مىدارد، همان تعادل قوه جاذبه و دافعه است. قوه جاذبه- كه مىگويد هر دو جسم، يكديگر را به نسبت مستقيم جرمها و به نسبت معكوس محذور فاصلهها جذب مىكنند- سبب مىشود كه همه كرات آسمانى با سرعت به سوى هم حركت كنند، و در مركز واحدى جمع شوند؛ ولى حركت دورانى كه در سيارات و يا منظومهها وجود دارد،- و مىدانيم كه خاصيت دورانى، همان نيروى گريز از مركز است- سبب مىشود كه اين كرات و منظومهها، به سرعت از هم دور شوند، درست مانند آتش گردان هنگامى كه در حال چرخيدن است، كه اگر سيم آن قطع شود هر يك از قطعات آتش به نقطه دور دستى پرتاب مىشود. حال اگر قوه جاذبه دقيقاً با قوه دافعه (نه ذرهاى كمتر و نه ذرهاى بيشتر) مساوى باشد، در اين صورت ستونى نيرومند و نامرئى به وجود مىآيد كه آنها را در جاى خود ثابت نگه مىدارد؛ همان گونه كه كره زمين ميليونها سال است كه در مدار معينى برگرد خورشيد حركت مىكند، نه جذب آن مىشود و نه از آن دور مىگردد، و اين از نشانههاى عظمت خدا، و از نشانههاى اعجاز قرآن است.
جالب توجّه اينكه: مفسّران پيشين اجمالًا متوجّه اين نكته شده بودند ولى تعبيرى از آن جز مسأله قدرت خدا نداشتند، به طورى كه ابن عباس طبق نقل طبرسى در مجمع البيان و آلوسى در روح المعانى مىگويد: «معناى آيه اين مىشود كه آسمان بدون ستونى است كه قابل مشاهده باشد، بنابراين ستون آن