فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨٠ - تأملى در دائرة المعارف فقه على بن ابى طالب(ع) خالد غفورى
از او شنيده بودند كه: «سلوني قبل أن تفقدوني؛ قبل از آنكه مرا از دست دهيد، از من سؤال كنيد».
ثالثاً، مرجعيت علمى امام على(ع) براى دوست و دشمن، پذيرفته شده بود. معاويه كه رقيب سياسى او بود، گاهى كسانى را كه از او مسائل دينى را مىپرسيدند، به حضرت على(ع) ارجاع مىداد. خوارج كه عليه على(ع) قيام كرده بودند و دشمنى شان با او چنان بود كه او را به خروج از دين متهم مىكردند، با اين حال شهادت مىدادند كه او فقيهى بى نظير است.
رابعاً، حرص على(ع) بر وحدت مسلمانان و عدم تفرقه آنها، حقيقتى ثابت است كه شكى در آن وجود ندارد و گاه اتفاق مىافتاد كه بر اجراى ديدگاه خودش اصرار نكند، اما اين فقط به مسائل مورد اختلاف بين او و خلفاى قبلى محدود مىشد و ربطى به ساير قضايا نداشت.
علاوه بر اين، موضع عملى آن حضرت مانع نمىشد كه از لحاظ نظرى نيز ديدگاه فقهى خود را بيان نكند؛ چنان كه ابن عباس در نامهاى از او در مورد حكم جد سؤال كرد، او رأى خود را به روشنى بيان كرد و سپس از او خواست كه نامه را از بين ببرد.
خامساً، امام على(ع) داراى صحيفهاى بود كه آن را به املاى رسول خدا(ص) و به خط خود نوشته بود و چنان كه ابن كثير روايت كرده، آن را به برخى از مسلمانان نشان داده بود، (٦)چرا از اين صحيفه نيز، نقل نشده است؟ آرى، تنها فرزندان او يعنى امامان اهل بيت(ع) از اين كتاب نقل كردهاند كه در همين مقاله به تفصيل به اين نكته خواهيم پرداخت.
علت سوم: على(ع) مانند هر انسانى در معرض دوستى دوستان و دشمنى دشمنان بود، اما بسيارى از آنان در دوستى و دشمنى شان از حد اعتدال گذشتند و
(٦) ابن كثير، جامع المسانيد و السنن، ج١٩، ص ٦٩ ـ ٧٠.