فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦ - ازدواج مرد مسلمان با زن اهل كتاب (٢) آیت الله سيد موسى شبيرى زنجانى
{وقالت اليهود عزيزٌ ابنُ اللّهِ وقالت النصارى المسيحُ ابنُ اللّه، ذلك قولهم بأفواههم يضاهئون قول الذين كفروا من قبلُ قاتلهم اللّه أنّى يؤفكون اتخذوا أحبارهم و رُهباَ نَهُم أرباباً من دون اللّه والمسيح اَبن مَرَيَم و ما أمروا إلاّ ليعبدوا إلهاً واحداً لا إله الاّ هو سبحانه عمّا يشركون } (توبه، آيه ٣٠، ٣١).
از اين دو آيه استفاده مىشود كه يهود و نصارى شرك در عبادت داشته و غير از خداوند يكتا ارباب متعددى را پرستش مىكردند، البته يهود و نصارى در خالقيت براى خداوند شريك قرار نمىدادند و اطلاق مشرك بر آنها به سبب شرك در عبادت است. بت پرستان نيز در خالقيت مشرك نبوده و معتقد بودند كه خالق هستى تنها خداوند متعال است ولى در كنار خداوند ربهاى متعددى هم وجود دارند كه هريك كارى خاص انجام مىدهند ولذا آنها را نيز مىپرستيدند. خلاصه از اين آيه بر مىآيد كه اهل كتاب مشركند.
شايان ذكر است كه نيازى نيست براى استدلال به اين آيه به كلمه «يشركون» در ذيل آيه استناد كنيم تا كسى اشكال كند كه اطلاق فعل در يك مورد، ملازمهاى با اطلاق اسم فاعل در آن مورد ندارد. (١٦)
بلكه استدلال ما به مفاد آيه است كه از آن صحت اطلاق مشرك بر اهل كتاب استفاده مىگردد.
(١٦) گاه مىتوان يك فعل را در موردى به كار برد، ولى اطلاق اسم فاعل همان فعل صحيح نيست، مثلاً اگر كسى تنها يك مسأله را بداند، مىتوان كلمه «يعلم» را در باره وى اطلاق كرد ولى عرف، كلمه عالم را در اين مورد اطلاق نمىكند بلكه كسى را كه مسائل قابل توجهى را بداند عالم مىخواند.