فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٩ - شركت «اَعمال» در فقه اسلامى آیت الله جعفر سبحانى
بنابراين چگونه مىتوان گفت فقط اين افراد در آن شريك هستند؟
٢. قبول نداريم كه سعد بخشى از غنيمت را به عنوان وجوب به دو شريك ديگر داده باشد، بلكه او از باب تبرّع و وفا به وعدهاى كه انجام آن واجب نبوده، اين كار را كرده است، اما اينكه او از باب لزوم اين كار را كرده باشد، دليلى ندارد. (٥٢)
پاسخ ديگرى هم مىتوان داد و آن اينكه غنيمتهاى جنگ بدر از آن رسول خدا(ص) بوده، در نتيجه او حق داشته كه آنها را به هر كس كه مىخواسته، بدهد. بنابراين ممكن است پيامبر (ص) به اين دليل هر سه نفر را در آن دو اسير سهيم كرده باشد. شاهدش اين سخن خداوند است كه فرموده است:
{يسألونك عن الأنفالِ قل الأنفالُ للّه و الرسولِ } ؛ (٥٣)
از تو در باره انفال سؤال مىكنند. بگو كه انفال از آن خدا و رسول است.
مفسران، انفال در اين آيه را به غنايمى كه مسلمانان در جنگ بدر به دست آوردند، تفسير كردهاند.
در پايان، توجه خواننده را به يك نكته جلب مىكنيم و آن اينكه در زمانهاى گذشته، شركت اعمال فقط شركت اعمال بوده است، بدون اينكه مقرون به اموال باشد. اما در عصر حاضر شركتهاى خدماتى در واقع تركيبى از شركت اعمال و شركت اموال است و بر مثالهايى كه ذكر كرديم، منطبق است. پزشكانى كه بيمارستانى را تأسيس مىكنند، مالك دستگاههاى پزشكى، ابزارها و لوازم مخصوص آزمايشگاه و درمان هستند. همچنين مهندسان در شركت مهندسى، آنان مشتركاً مالك ابزارهاى نقشه بردارى هستند و به وسيله آنها كار خود را انجام مىدهند.
(٥٢) تذكرة الفقهاء، ج١٦، ص٣١٥.
(٥٣) انفال، آيه ١.