فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٣ - وقوف در عرفات با عامه حسن كاشانى
مطلوب نيست و ساقط مىشود.
ولى اين كلام مخدوش است؛ زيرا اين سخن در صورتى صحيح است كه غرض مولا بسيط باشد و داراى مراتب نباشد، اما اگر غرض درجات و مراتبى داشت، با به جا آوردن هر مقدار از مركب، بخشى از غرض استيفا مىشود.
هر گاه بعضى از اجزا و شرايط در واجب متعذر يا متعسر شد و ديديم كه شارع اكتفا به فاقد آن اجزا و شرايط كرده، كشف مىكنيم كه آن واجب داراى درجات و مراتب است و غرض از آن بسيط نيست كه با خلل در يك جزء يا شرط غرض به كلى از بين برود؛ مانند نماز كه با فقدان برخى اجزا و شرايط واجب مانند: قيام، جلوس، خواندن سوره، استقرار، استقبال، جهر، خم شدن براى ركوع، پيشانى بر زمين نهادن در سجود، و...، شارع به ساير اجزا اكتفا كرده است.
كيفيت استدلال بنا بر مفاد اول
اما بنابر مفاد اول و ادلهاى كه از آنها استفاده مى شود كه شارع مقدس حكم حرجى را رفع كرده است، همان طور كه مشهور فرمودهاند، با ضميمه چند مطلب، استدلال واضح مىشود:
١. از مجموع ادله حج بر مىآيد كه حج و ملاك آن درجات و مراتبى دارد كه اگر يكى از اجزاى آن متعذر شد، ملاك ساقط نمىشود، بلكه تحصيل ملاك در درجه بعد لازم و مطلوب است. اين مطلب با نظر در ادله وقوف اضطرارى و ادله خلل در حج به دست مىآيد.
٢. با توجه به آنچه در بحث حريم زمانى گفته شد، روزهاى نزديك به عرفه و اضحى نيز حائز بخشى از ملاك موجود در عرفه و اضحى است، و با اتيان وقوفين در آن روزها مرتبهاى از ملاك را استيفا مىكند.
٣. حج نزد شارع اهميت بسيار بالايى دارد و اهتمام زيادى به آن شده است.