فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٦ - وقوف در عرفات با عامه حسن كاشانى
عشرت و زندگى با آنها وارد شده، نه در باب تقيه من جهة الخوف، و در اين مقام، مطلوب فقط آن است كه عامه را به مذهب خوش بين و به آنها تلقين كنيم كه شيعيان مقيد به نماز و عبادات هستند، و اينكه خود را در معرض تهمت قرار ندهيم و شر آنها را از خود دفعكنيم؛ چنان كه در بعضى از روايات اين باب وارد شده كه فرمودهاند: «حببونا إلى الناس، ما را محبوب مردم (عامه) سازيد» يا «جروا إلينا كل مودة، هر مودت و دوستى را نسبت به ما جلب كنيد» يا «لاتحملوا الناس على اكتافكم، مردم (عامه) را بر گردن خود سوار نكنيد كه زبانشان عليه شما باز شود و شما را آزار دهند)»، با توجه به اينكه نمازى كه به عنوان تقيه مداراتى انجام مىشود، نماز صورى است، نه واقعى .
مضافاً اينكه اين روايات در فرض وجود مندوحه وارد شده است، و در آنها اضطرار در تمام وقت نبوده و مكلف مجبور به ترك طبيعى فعل نيست؛ يعنى مكلف مى تواند عمل خود را به تمام و كمال، ما دامى كه وقت فوت نشده، انجام دهد و مضطرّ به ترك عمل واقعى نيست، وشرط اساسى إجزا در تقيه همان طور كه مىآيد، عدم مندوحه است.
نكته چهارم: اضطرار گاهى وضعى است و گاه تكليفى. اگر اضطرار وضعى محقق شد، حكم وضعى رفع مىشود؛ ولى اگر تنها اضطرار تكليفى محقق شد، فقط حكم تكليفى مرتفع مىگردد، به اين معنا كه انسان بايد مضطرّ به ترك جزء يا شرط شود تا جزئيت و شرطيت رفع شود، و اضطرار به ترك جزء و شرط محقق نمىشود، مگر با تحقق اضطرار در تمام وقت. از همين رو، در جايى كه انسان در پاره اى از وقت به تقيه مبتلا شود و مجبور شود كه مثلاً وضوى منكوس بگيرد، اما در تمام وقت چنين اضطرارى نباشد، فقط حكم تكليفى او رفع مى شود و بر او جايز است كه اين عمل را، هر چند فى نفسه محرم باشد، انجام دهد، اما حكم وضعى رفع نمىشود؛ زيرا به ترك جزء و شرط در تمام وقت مضطرّ نيست.