دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥٢٤
| ابومحذوره جلد: ٦ شماره مقاله:٢٥٢٤ |
ا َبومَحْذوره،اوس بن مِعْيَر بن لوذان جُمَحي(د٥٩ق/٦٧٩م)،از اصحاب پيامبر اسلام(ص).در نام او و پدرش اختلاف وجود دارد.اين اختلاف در روايت مورخان و نسبشناسان،تعيين دقيق نام او را مشكل ميسازد برخي از منابع نام او را سمره و غير آن نيز آوردهاند،ولي در مورد نام پدرش اختلاف در حد تصحيف لفظ است(ابن سعد،٥/٤٥٠؛خليفه،١/٥٥؛بخاري،٢(٢)/١٧٧؛ابن قتيبه،٣٠٦؛ابن حجر،٤/١٧٦)؛حتي در برخي از منابع اوس يا انيس برادر ابومحذوره دانسته شده كه در جنگ بدر در زمرة كافران كشته شد و به گفتة ابن عباس در شمار مصاديق«مقتسمين»در آية ٩٠ سورة حجر بوده است(ابن حبيب ١٦٠-١٦١؛ابن قتيبه،همانجا؛بلاذري،١/٣٠٠).
گويند ابومحذوره در روز فتح مكّه اسلام آورد و به گفتة برخي بعد از جنگ حنين بود كه مسلمان شد و به فرمان پيامبراسلام به اذانگويي در مكّه تعيين گرديد(ابن سعد،ابنقتيبه،همانجاها)و نيز گويند:وي همراه با چند تن ديگر به تقليد از مؤذّن پيامبر(ص)،اذان گفت و چون آن حضرت آواي وي را شنيد،او را به اذانگويي در مكه گماشت(طبراني،٧/٢٠٤=٢٠٥؛ابن خزينه،١/١٩٥).
در روايتي كه ابن سعد(٣/٢٣٤)نقل كرده،گفته شده كه پيامبر اكرم(ص)سه مؤذن داشت:بلال،ابومحذوره و عمر بن ام مكتوم،و هنگامي كه بلال حاضر نبود،ابومحذوره اذان ميگفت،اما با توجه به اينكه ابن سعد(٥/٤٥٠)،خود به اقامت ابومحذوره در مكه اشاره ميكند،بايد به موضوع جانشيني او در غياب بلال با ترديد نگريست.ابومحذوره گويد كه پيامبر(ص)اذان را حرف به حرف به او آموخت و فرمود كه اذان ١٩ كلمه و اقامه ١٧ كلمه است(ابن خزيمه،همانجا؛ابوداوود،١/١٣٧-١٣٨؛ترمذي،١/٣٦٦-٣٦٧).روايات ابومذوره در باب اذان و اقامه از نظر ارزش فقهي شايان توجه و مبناي مهمي براي فقها در استنباط احكام آنها بوده است.برخي از راويان اذان را با دو تكبير از وي نقل نمودهاند(نكـ:دنبالة مقاله)،اما روايات مشهور ناظر به چهار تكبير است و ابوحنيفه،شافعي،احمد بن حنبل و بيشتر فقيهان نيز قائل به ٤تكبير بوده و به آن فتوي داده و آن را عمل اهل مكه دانستهاند(ابن ماجه،١/٢٣٤-٢٣٥؛ابوداوود،١/١٣٦،١٣٨؛ترمذي،١/٣٦٦؛شافعي،١/٨٤-٨٥؛نووي،٣/٨١)،ولي مالك به ٢ تكبير فتوي داده و آن را عمل اهل مدينه دانسته است (ابن قاسم،١/٥٧-٥٨؛ مسلم،٣/٨٠؛نووي،همانجا).
در روايت عبدالله بن محيريز از ابومحذوره تثويب يعني گفتن«الصلاة خير من النوم»نيز در اذان فجر آمده است(لبن قاسم،همانجا؛ابوداوود،١/١٣٧-١٣٨؛ترمذي،١/٣٧٨)،ليكن شافعي آن را از جانب پيامبر(ص)نميداند و كراهت خويش را در اين مورد بيان ميدارد(١/٨٥).همچنين در يك روايت زيدي از طريق عبدالعزيز بن رفيع«حي علي خيرالعمل»نيز در بيان كلمات اذان آمده است(ابوعبدالله علوي،١٥-١٦).
از ابومحذوره،پسرش عبدالملك،عبدالله بن محيريز،صفيه بنت بحره،اسود بن يزيد،عبدالعزيز بن رفيع و ابن ابي مليكه در باب اذان روايت كردهاند(ابن ابي حاتم،٢(١)١٥٥؛ابوداوود،١/١٣٦-١٣٨؛ابوعبدالله علوي،١٥؛ مسلم، همانجا؛طبراني،٧/٢٠٩؛ذهبي،٣٤٤).ابومحذوره پس از درگذشت پيامبر(ص)همچنان در مكه اذان ميگفت و حتي هنگامي كه معاويه مؤذني به جاي وي تعيين كرد،ابومحذوره او را به چاه زمزم افكند(حاكم نيشتبوري،٣/٥١٥)و اذان گويي در مسجد الحرام در خاندان وي نسل به نسل تا سدة ٣ق باقي بود(ابن سعد،همانجا؛ابن قتيبه،شافعي،همانجاها).به گفتة ابومحذوره پيامبر(ص)در مكه سقايت را در بني عبدالمطلب،حجابت را در بنيعبدالدار و اذان را در خاندان ابومحذوره قرار داده بود(طبراني،٧/٢٠٨).
ابومحذوره آوازي خوش داشت و ابودهبل در شعري صداي رسا و خوش او را سنوده است(كلبي،١٠٠).وي در اواخر عمر سفري كوتاه به كوفه داشت و تا پايان عمر مؤذن مسجدالحرام بود و سرانجام در مكه درگذشت(ابنحبان،٣١).
مآخذ:ابن ابيحاتم،عبدالرحمن بن محمد،الجرح و التعديل،حيدرآياد دكن،١٣٧٢ق/١٩٥٢م؛ابن حبان،محمد،مشاهير علماء الامساء،به كوشش فلايشهامر،قاهره،١٣٧٩ق/١٩٥٩م؛ابن حبيب،محمد،المحبر،به كوشش ليشتن اشتتر،حيدرآباد دكن،١٣٦١ق/١٩٤٢م؛ابن حجر عسقلاني،احمد بن علي،الاصابة في تمييز الصحابة،قاهره،١٣٢٨ق؛ابن خزيمه،محمد بن اسحاق،صحيح،به كوشش محمد مصطفي اعظمي،بيروت،١٩٧١م؛ابن سعد،محمد،الطبقات الكبري،بيروت،دار صادر؛ابن قاسم عتقي،عبدالرحمن،المدونة الكبري،قاهره،مطبعة السعادة؛ابن قتيبه،عبدالله بن مسلم،المعارف،به كوشش ثروت عكاشه،قاهره،١٣٨٨ق/١٩٦٩م؛ابن ماجه،محمد بن يزيد،سنن،به كوشش محمدفؤاد عبدالباقي،قاهره،١٩٥٤م؛ابوداوود،سليمان بن اشعث،سنن،به كوشش محمد محيي الدين عبدالحميد،قاهره،دار احياء السنة النبوية:ابوعبدالله علوي،محمد بن علي،كتاب الاذان بحيّ علي خير العمل،به كوشش يحيي عبدالكريم فضيل،دمشق،١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛بخاري،محمد بن اسماعيل،التاريخ الكبير،حيدرآباد دكن،١٣٧٨قمري/١٩٥٩م؛بلاذري،احمد بن يحيي،انساب الاشراف،به كوشش محمد حميدالله،قاهره،١٩٥٩م؛ترمذي،محمد بن عيسي،سنن،به كوشش احمد محمد شاكر،قاهره،١٣٥٦ق/١٩٣٧م؛حاكم نيشابوري،محمد بن عبدالله،المستدرك،بيروت،١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛خليفة بن خياط،الطبقات،به كوشش سهيل زكار،دمشق،١٩٦٦م؛ذهبي،محمد بن احمد،تاريخ الاسلام(عهد معاوية بن ابيسفيان ٤٠-٦٠ق)،به كوشش عمر عبدالسلام تدمري،بيروت،١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛شافعي،محمد بن ادريس،الام،به كوشش محمد زهري نجار،بيروت،دارالمعرفة؛طبراني،سليمان بن احمد،المعجم الكبير،به كوشش حمدي عبدالحميد سلفي،بغداد،١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛كلبي،هشام بن محمد،جمهرة النسب،به كوشش ناجي حسن،بيروت،١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛مسلم بن حجاج نيشابوري،صحيح،شرح نووي، بيروت، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛نووي،يحيي،شرح صحيح(نكـ: همـ،مسلم بن حجاج).