حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ٢٦
عنايت ويژهاى داشتند كه در ذيل به برخى از ملاكها اشاره مىشود.
ملاكهاى مشروعيت
در تحليل و پردازش ملاك و ميزان مشروعيت حكومت آراى متكثّرى عرضه شده كه در اينجا به بعضى اشاره مىشود:
١. زور و غلبه) rewoP (
برخى ملاك مشروعيت را برخوردارى از قدرت و زور بيشتر مىدانند و بر اين باورند كه حكومت حق و مشروع، حكومتى است كه از قوه قهريه بيشترى برخوردار باشد الحق لمن غلب. سوفسطاييان و گرسيوس، مورخ و سياستمدار رومى، هابز، فيلسوف سده هفدهم[١] و امام احمد بن حنبل[٢] از اين نظر جانبدارى مىكنند. استاد شهيد، حاكم مشروع را حاكمى وصف مىكند كه مشروعيتش برخاسته از مردم و يا از خداوند باشد.
حكمران بالضرورة يعنى كسى كه متابعت مشروع دارد نه كسى كه به زور خود را تحميل كرده است و متابعت مشروع به دو گونه ممكن است: يكى به نحو ولايت و ديگر به نحو وكالت[٣].
٢. حق طبيعى و فطرى
بعضى فلاسفه سامان طبيعت را بر تفويض و پخش مسؤوليتها و حرفهها در ميان انسانها مىدانند و معتقدند كه طبيعت، شأن و منزلت حكومت را تنها بر عهده خاصى نهاده است و اين مسؤوليت از توان ديگران برنمىآيد و به اصطلاح، حاكمان، حاكمزاده شدهاند. ارسطو دراينباره مىگويد:
[١] - ر. ك: ارنست كاسيرر، افسانه دولت، نجف دريا بندرى، خوارزمى، تهران، ١٣٦٢، ص ٩٧. نيز ژان ژاك روسو، قرارداد اجتماعى، زيركزاده، ص ٤٢.
[٢] - ر. ك: قاضى ابى يعلى، الاحكام السلطانيه، مكتب الاعلام الاسلامى، ص ٢٠، قم، ٤٠٦ ١ ق
[٣] - پيرامون جمهورى اسلامى، ص ١٥٠.