الجمل و العقود في العبادات - الشيخ الطوسي - الصفحة ٩ - موقعيت شيعه در بغداد
بعدا تا سال ٤٦٣ كه در قيد حيات بوده [١] ببغداد رفت و آمد مىكرده و با بسيارى از علماى معاصر خود ملاقات كرده و كمتر دانشمندى است كه از ابتداى تأسيس اين شهر تا عصر وى باين شهر آمده باشد و وى نام و ترجمه او را در كتاب خود نياورده باشد، در اين كتاب ترجمۀ ٧٨٣١ نفر بطور مفصل يا مختصر آمده است.
موقعيت شيعه در بغداد
آن چه گفته شد سوابق علمى بغداد از لحاظ كلى بود. اما از لحاظ تشيع، از عصر حضرت صادق (عليه السلام) ببعد بيشتر ائمه به بغداد قدم گذاردهاند و از جمله امام هفتم و امام نهم چندى در آنجا توقف كردهاند و بالأخرة همانجا در گذشتهاند و در قبرستان قريش (كاظمين فعلى) دفن شدهاند. دانشمندان و رجال شيعه از آغاز بناى بغداد در آن تردد يا توطن كرده و با دستگاه خلافت و وزارت بخصوص در دوران برامكه ارتباط داشتهاند از جمله، هشام بن الحكم محمد بن ابى عمير، على بن يقطين و خاندان وى خاندان نوبختى، خاندان ابن قولويه، خاندان اسكافى، خاندان سيد مرتضى در اين شهر متوطن بودهاند. هر قدر از عمر بغداد مىگذشت تمركز و تجمع شيعيان در آن شهر بيشتر احساس مىشد تا بالأخرة در قرن سوم و چهارم و پنجم «بغداد» مركز عمدۀ اين طائفه گرديد و دانشمندان آنجا رياست مطلقه بر كليۀ شيعيان پيدا كردند و چنانكه مىدانيم نواب اربعة [٢] كه در نيمۀ آخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم (از ٢٦٠ تا ٣٢٩) سمت وكالت خاص ناحيه مقدسه را داشتند و مرجع عموم شيعۀ اماميه گرديدند در «بغداد» زندگى مىكردند و آرامگاه آنان تا اين عصر در محلههاى قديمى اين شهر
[١] خطيب بغدادى در پايان عمر در محله درب السلسله جنب نظاميه سكنى داشته و در ٤٦٣ (سه سال بعد از شيخ طوسى) همانجا فوت نموده و شيخ ابو اسحاق شيرازى (اولين مدرس نظاميه) جنازه او را تشييع كرده و بجامع منصور طرف غربى بغداد حمل كرده است رك. دليل خارطه بغداد ص ٣١٩.
[٢]- ايشان عبارتند از: ١- عثمان بن سعيد عمرى، كه اول وكالت امام هادى و امام عسكرى و سپس وكالت از ناحيه مقدسه امام دوازدهم داشته است.
٢- فرزند وى ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى كه در حدود پنجاه سال پس از پدر خود، وكيل ناحيه بوده و در ٣٠٤ يا ٣٠٥ هجرى در گذشته است.
٣- ابو القاسم حسين بن روح نوبختى قائم مقام ابو جعفر عمرى متوفى بسال ٣٢٦.
٤- ابو الحسن على بن محمد السمرى كه پس از نوبختى عهدهدار نيابت گرديد و در ٣٢٩ در گذشت و پيش از وفات توقيع امام به دست وى صادر شد مبنى بر اينكه دوران نيابت خاصه پايان يافت.