الجمل و العقود في العبادات - الشيخ الطوسي - الصفحة ٢٢ - شيخ طوسى بعد از سيد مرتضى
اهميت در مسئلۀ امامت، تأليف نگرديده بود و شيخ در سال ٤٣٢ يعنى چهار سال قبل از در گذشت سيد آن را بپايان رسانيده است و نظر به اينكه غالب اين كتب را به تقاضاى ابن براج يا ديگران نوشته خود حاكى از مرجعيت و مقام استادى شيخ در آن وقت است.
شيخ، ظاهرا در حيات سيد به پارهاى از اسئلۀ واصله پاسخ مىگفته است مثلا مسائل رازيه پانزده مسئله راجع بوعيد كه از سيد سؤال شده بود سيد و شيخ هر دو بآن مسائل پاسخ گفتهاند شيخ علاوه بر كتاب شافى، بخش اصول دين كتاب جمل العلم و العمل سيد را بعد از فوت سيد شرح كرده به نام تمهيد الأصول و در آغاز آن، وعده كرده است كه بر اين شرح، شرحي ديگر و يا بر كتاب ذخيره سيد شرحى بنگارد و كتاب شرح الشرح را شروع كرده اما ناتمام مانده است.
و از كتاب تمهيد الأصول فهميده مىشود كه شيخ تا اواخر حيات سيد بدرس وى حاضر مىشده است [١] سيد مرتضى در رجب سال ٣٥٥ متولد و در ٢٥ ربيع الأول ٤٣٦ پس از هشتاد سال و هشت ماه و چند روز عمر، در گذشت [٦٢] و شيخ طوسى، وارث بلا معارض مقام و مرجعيت وى و استادش مفيد گرديد.
شيخ طوسى بعد از سيد مرتضى
شيخ طوسى پس از سيد تا سال ٤٤٨ در بغداد با كمال عظمت، بدرس و بحث و تأليف و پاسخ بمسائل وارده از بلاد سرگرم و ظاهرا مانند دو استاد خود مورد توجه و عنايت ملوك آل بويه و مقام خلافت بوده است. و اينجانب بمأخذى بر خورد نكردهام كه در ظرف مدت اقامت در بغداد بجاى ديگر سفر كرده باشد گو اينكه بسيار بعيد بنظر مىرسد كه در اين خلال لا أقل براى زيارت، به «كربلاء و نجف» نرفته باشد. شيخ در ترجمۀ احمد بن نوح ابو عباس سيرافى نوشته است: مات عن قرب إلا أنه كان بالبصرة و لم يتفق لقائي إياه [٦٣] اين شخص يكى از اساتيد معروف حديث و علم رجال است و نجاشى او را چنين معرفى مىكند و هو أستادنا و شيخنا و من استفدنا منه [٦٤] و همين امر يعنى ادراك نجاشى ابو العباس سيرافى را يكى از اسباب ترجيح نجاشى بر شيخ طوسى است و خلاصه ملاقات وى كمال اهميت را براى شيخ داشته است اما نظر به اينكه در بصره مىزيسته شيخ به ديدار او نائل نشده و چيزى از او بلا واسطه نياموخته است.
[١]- در نسخهى خطى كهن و ظاهرا منحصر بفرد اين كتاب موجود در كتابخانۀ آستان قدس رضوى ع، ص ٣ مىگويد: «و ذكر (رحمه اللّٰه) في كثير من تدريسه». و در اواسط فصل لطف مىگويد: و كان (رحمه اللّٰه) في آخر تدريسه يشك في ذلك.».
[٦٢]- فهرست شيخ طوسى ص ١٢٦.
[٦٣]- فهرست شيخ طوسى ص ٦٢.
[٦٤]- رجال نجاشى ص ٦٨.