الجمل و العقود في العبادات - الشيخ الطوسي - الصفحة ١٣ - موقعيت شيعه در بغداد
محلى به نام «دار العلم» تأسيس كرد كه داراى كتابخانۀ مهمى بوده است [٢٨]. علاوه بر اين سه كتابخانه بطور حتم دانشمندان و رجال ديگر شيعه كتابخانههاى شخصى داشتهاند. و از «فهرست ابن نديم» به دست مىآيد كه كتب شيعه در آن تاريخ در «بغداد» رواج داشته و قسمت مهمى از آن كتب به دست «ابن نديم» رسيده و نام آنها را در فهرست خود با پارهاى خصوصيات ضبط كرده است [٢٩].
موقعيت و نفوذ شيعه در «بغداد» بيشتر مرهون رجالى امثال على بن يقطين [١] است كه از ابتداى خلافت بنى عباس در دستگاه آنان اعتبار و شخصيتى داشتهاند و همچنين «برمكيان» با دانشمندان شيعه بى ارتباط نبودند از جمله هشام بن الحكم غالبا ملازم و همنشين يحيى بن خالد برمكى بوده است [٣١].
از مطالعه تاريخ و حديث به دست مىآيد كه همواره رجال شيعه داراى مناصب مهمى در مركز خلافت و سائر بلاد بودهاند. و از اينكه خلفا به طرد و تكفير پيشوايان شيعه ترتيب اثر مىدادهاند و كسانى مانند ابن ابى العزاقر [٢] و حسين بن منصور حلاج [٣] را كه مورد طرد
[١]- يقطين پدر على از دعاة بنى العباس بود و مروان او را تعقيب مىكرد و او از موطن خود كوفه فرار كرد، مادر على نيز با وى و برادرش عبيد بمدينه فرار كرد تا اينكه پس از روى كار آمدن دولت عباسي، به كوفه برگشتند، على بن يقطين از مقربان دستگاه خلافت بود و نزد سفاح و منصور و مهدى و هارون اعتبار داشته و در سال ١٨٢ هدر سن ٥٧ در بغداد در گذشت در حاليكه امام موسى بن جعفر (عليه السلام) محبوس بود، و ولى عهد محمد بن الرشيد بر جنازه او نماز گذارد و پدر او بعد از وى در سال ١٨٥ وفات يافته است.
على و اخلافش از مؤلفان و روات شيعه بودهاند رك. فهرست شيخ ص ١١٧ و رجال نجاشى ص ٢٠٦ و جز آن
[٢]- وى ابو جعفر محمد بن على شلمغانى است كه مدعى نيابت خاصۀ امام غائب و بلكه الوهيت و حلول بود و هنگاميكه حسين بن روح نائب سوم ناحيه مقدسه فساد عقيده او را اعلان نمود از طرف خليفه مورد تعقيب قرار گرفت تا بالأخره بر اثر فتواى قضات در ذى قعده ٣٢٢ كشته شد رك. وفيات الأعيان ج ١ ص ٤١٨
[٣]- ابو معتب حسين بن منصور بيضاوى معروف به حلاج صاحب دواعى و مقالات مشهوره خود را در عداد ابواب ناحيه مقدسه در غيبت صغرى بشمار مىآورد و از ناحيه مقدسه توقيعى در تكذيب وى صدور يافت و علماى شيعه معاصر و متأخر از وى غالبا وى را مذموم دانستهاند و برخى أمثال خواجه نصير طوسى و شيخ بهائى و قاضى نور اللّٰه از او دفاع نموده و تأويلاتى براى كلمات كفر آميز وى آوردهاند و بهر حال از آغاز، بين مسلمين در بارۀ وى اختلاف نظر وجود داشته و بر اثر تكفير قضات در ٣٠٩ ه.
به طرز ناهنجارى كشته و سوزانيده شد، جهت توضيح بيشتر بكتب تراجم از جمله روضات الجنات ص ٢٢٦ ببعد مراجعه نمائيد.
[٢٨]- دار العلم شريف رضى مدرسهاى بوده كه طلاب علم در آن سكنى داشتهاند و كليۀ ما يحتاج ايشان (از جمله كتابخانه) در آن آماده شده بوده است (رك: روضات ص ٥٧٥).
[٢٩]- از جمله، آثار و كتب عياشى را شيخ طوسى در فهرست ص ١٦٣ از فهرست ابن نديم نقل مىكند و گويا مأخذ ديگرى جز آن، در دست نداشته است.
[٣١]- حاشيه شمارۀ ٢٠ ملاحظه شود.