الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٣٤٤ - دعوت براى خلافت خاندان على عليه السلام از طرف مختار
بر اين منوال بود ، مختار ايرانيان را به خود نزديك ساخت و براى ايشان و فرزندانشان مستمرى تعيين كرد و آنان را در مجالس خود جاى مىداد و عربها را محروم و از خود دور ساخت و اين موضوع آنان را خشمگين كرد .
بزرگان عرب جمع شدند و پيش مختار رفتند و او را نكوهش كردند ، گفت خداوند كس ديگرى غير از شما را از رحمت خود دور نگرداند ، شما را گرامى داشتم تكبر كرديد به كار خراج گماشتم آنرا كم آورديد و اين ايرانيان نسبت به من از شما مطيعترند و وفادارتر و هر چه بخواهم بىدرنگ انجام مىدهند .
عربها به يك ديگر نزديكتر شدند و برخى از ايشان به ديگران گفتند اين مرد دروغگوست چنين مىپندارد كه دوستدار بنى هاشم است و حال آنكه طالب دنياست .
قبايل عرب براى جنگ با او در سه نقطه جمع شدند و فرماندهى خود را به رفاعة بن سوار دادند و قبايل كندة ، ازد ، بجيله ، نخع ، خثعم ، قيس ، و تيم الرباب در محله جبانة مراد جمع شدند و ربيعه و تميم هم در محله حشاشين فراهم آمدند .
مختار به سراغ قبيله همدان كه خواص او بودند فرستاد و ايرانيان را هم پيش خود جمع كرد و بانان گفت مىبينيد اين قوم چه مىكنند ؟ گفتند آرى ، گفت اين كار را فقط براى اينكه شما را بر ايشان مقدم داشتهام انجام مىدهند شما آزاده و بزرگوار باشيد و آنان را تشويق كرد و همه را بيرون كوفه برد و شمرد و چهل هزار مرد بودند .
شمر بن ذى الجوشن و عمر بن سعد و محمد بن اشعث و برادرش قيس بن اشعث كه همگى از فرماندهان جنگ كربلا بودند و در طول مدت غلبه مختار از او گريخته بودند همينكه شنيدند مردم كوفه بر ضد مختار قيام كردهاند به كوفه برگشتند و همراه مردم كوفه شدند و سرپرستى ايشان را بر عهده گرفتند .
هر دو گروه براى جنگ آماده شدند و مردم كوفه همگى در محله حشاشين [ ٣٧٨ ] جمع شدند مختار بانان حمله كرد و جنگ در گرفت و از هر دو سو
٣٧٨ - حشيش به معنى گياهى خشك است و حشاش صيغه مبالغه و بيانكننده شغل ، آيا مىتوان محله علوفه فروشان ، كاه فروشان ترجمه كرد ؟ م