الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ١٥٥ - جنگ قادسيه
پيادگان را به فرماندهى قيس بن خريم واگذاشت و خود همراه زنان و كودكان در قصر قادسيه ماند ابو محجن ثقفى هم چون شراب نوشيده و مىگسارى كرده بود در همان قصر زندانى بود سعد بن ابى وقاص به عمرو بن معدى كرب و قيس بن هبيره و شرحبيل بن سمط پيام داد كه شما شاعر و سخنور و از شجاعان و دليران اعرابيد [ ١٧٤ ] ميان مردم قبايل مختلف و كنار پرچمها برويد مردم را به جنگ تشويق كنيد .
گويد در اين هنگام دو گروه به يك ديگر حمله بردند ، ايرانىها سيزده صف بودند كه پشت سر يك ديگر قرار گرفته بودند و عربها هم سه صف بودند ، ايرانيان شروع به تيراندازى كردند و گروه بسيارى از عربها مجروح شدند چون قيس بن هبيره چنين ديد به خالد بن عرفطه كه در آن روز فرماندهى فرماندهان را بر عهده داشت گفت اى امير ما هدف و نشانه تيرهاى اين گروه قرار گرفتهايم اكنون با همه بايشان حمله كن تا مردم نخست با نيزه و سپس با شمشير جنگ كنند .
زيد بن عبد الله نخعى نخستين كس بود كه حمله كرد و همو نخستين كس بود كه كشته شد پس از او پرچم را برادرش ارطاة گرفت و او هم كشته شد .
آنگاه افراد قبيله بجيله در حالى كه جرير بن عبد الله فرمانده ايشان بود حمله كردند ، قبيله ازد هم از پى ايشان حمله كردند گرد و غبار برخاست و جنگ سخت شد و ايرانيان گريختند و خود را به رستم رساندند . رستم و مرزبانان و سرداران و بزرگان ايرانيان همگى پياده شدند و حمله آوردند مسلمانان هم به جولان در آمدند .
ابو محجن به يكى از كنيزان سعد بن ابى وقاص گفت مرا از اين بند رها كن و براى تو به خدا سوگند مىخورم كه اگر كشته نشدم به همين زندان برمىگردم و بند بر خود مىنهم ، آن كنيز چنان كرد و او را بر يكى از اسبهاى ابلق سعد بن ابى وقاص نشاند ، ابو محجن از پهلوى راست سپاه مسلمانان خود را به محل صف قبيله هاى ازد و بجيله رساند و شروع به حمله و شكافتن صفهاى ايرانيان كرد
١٧٤ - براى اطلاع از شرح حال و نمونه اشعار عمرو بن معدى كرب و مسلمان و مرتد شدن و دوباره به اسلام برگشتن او ، ر . ك ، ابن قتيبه ، الشعر و الشعراء ص ٢٨٩ چاپ بيروت ١٩٦٩ ميلادى و براى شرحبيل بن سمط ، ر . ك ، الاعلام زركلى ص ٢٣٤ ج ٣ ، قيس بن هبيره همان قيس بن مكشوح است ، ر . ك . ابن اثير ، اسد الغابه ص ٢٢٧ ج ٤ . ( م )