الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٨٣ - عمرو بن عدى
عمرو بن عدى :
چون جذيمه نابود شد عمرو بن عدى كه خواهرزاده و نواده عموى اوست جانشين او شد ، عمرو بن عدى پدر بزرگ نعمان بن منذر است ، منذر پسر عمرو بن عدى بن ربيعه است ، گويند اين بروزگار يزدگرد پسر شاپور پسر بهرام گور بوده است .
گويند عبد مناف پسر قصى در اين روزگار درگذشت و پسرش هاشم بن عبد مناف در سرورى و سالارى قريش جانشين او شد .
گويند ، يزدگرد بزه كار پس از آنكه بيست و يك سال و نيم پادشاهى كرد نابود شد ، و پسرش بهرام گور غايب و در حيره و قصر خورنق نزد منذر بود ، بزرگان ايران بعلت بدرفتارى يزدگرد و روش ناپسنديده اش پيمان بستند كه هيچيك از پسران او را به پادشاهى انتخاب نكنند ، از جمله ايشان بسطام [ ٩٠ ] سپهبد ناحيه عراق بود كه پايه و مرتبه او را « هزرافت » مىگفتند و يزدجشنس فاذوسفان زوابى و فيرك ملقب به مهران و گودرز دبير لشكر و جشنسادزبيش [ ٩١ ] دبير خراج و فنا خسرو دبير صدقات كشور و كسانى ديگر از مردان شريف و بزرگزاده ، كه جمع شدند و مردى از خاندان و نزديكان اردشير بابكان را كه نامش خسرو بود به شاهى برگزيدند .
اين خبر به بهرام گور كه پيش منذر بود رسيد و منذر به بهرام دستور داد قيام و ميراث پدر خود را مطالبه كند و پسر خود نعمان را همراه او كرد .
بهرام گور حركت كرد و چون نزديك تيسفون رسيد در چادرها و سراپرده ها و ساختمانهايى كه آنجا بود فرود آمد و نعمان چندان ميان بهرام و بزرگان و اشراف ايرانى وساطت و ميانجىگرى كرد كه سرانجام ايرانيان پشيمان شدند و به بهرام گور گرايش پيدا كردند . [ ٩٢ ]
٩١ ، ٩٠ - كلمه بسطام معرب است و در كتابهاى لغت عربى اصل آنرا « اوستام » نوشتهاند كه ظاهرا همان گستهم است ، ر . ك ، ابن دريد ، جمهرة اللغه صفحات ٣١٠ و ٥٠٢ چاپ حيدرآباد دكن ١٣٤٥ هجرى قمرى و در منابع تازه به بخش اعلام فرهنگ دكتر معين . جزء اول اين كلمه گشنسپ است و اظهار نظر درباره ريشه اين كلمات از عهده اين بنده بيرون است . ( م ) . ٩٢ - بطورى كه ملاحظه مىكنيد داستان كشته شدند يزدگرد بوسيله بيرون آمدن اسبى از دريا و نهادن تاج ميان دو شير و برداشتن بهرام گور آنرا در اين كتاب نيامده است ولى در شاهنامه بسيار مفصل ( ص ٢٧٢ ج ٥ ژولمول ) و در طبرى هم ( ص ٦٢٠ ترجمه آقاى پاينده ) نقل شده است ( م ) .