الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٩٧ - ايران و روم بروزگار انوشروان
نسف غلبه كرد و خود را به بخارا رساند .
چون اين خبر به انوشروان رسيد پسرش هرمز را كه پس از او به پادشاهى رسيد به فرماندهى سپاهى گران گماشت و او را براى جنگ با خاقان ترك گسيل داشت ، او حركت كرد و چون نزديك خاقان رسيد ، خاقان سرزمينها و شهرهايى را كه تصرف كرده بود تخليه كرد و به كشور خود بازگشت ، انوشروان هم به پسرش هرمز نامه نوشت و باو دستور بازگشت داد .
ايران و روم بروزگار انوشروان :
گويند ، خالد بن جبله غسانى با نعمان بن منذر [ ١١٧ ] جنگ كرد ، و مقصود منذر دوم است ، كه دو منذر و دو نعمان بودهاند ، منذر اول همان كسى است كه عهده دار تربيت بهرام گور بود و منذر دوم معاصر انوشروان بوده است . كارگزاران و فرمانداران انوشروان در مرزهاى سرزمينهاى عرب بودند ، خالد از ياران منذر گروه بسيارى را كشت و اسبها و شتران منذر را به غارت برد ، منذر براى انوشروان نامه نوشت و او را از رفتار خالد بن جبله آگاه كرد .
انوشروان به قيصر نامه نوشت كه به خالد دستور دهد خسارتهاى منذر و خونبهاى كشته شدگان را بپردازد و اموال منذر را برگرداند ولى قيصر به نامه انوشروان توجه نكرد و انوشروان براى جنگ با او آماده شد و حركت كرد و در سرزمين جزيره كه در آن هنگام در دست روميان بود پيشروى كرد و شهرهاى دارا ، رها ، قنسرين ، منبج [ ١١٨ ] و حلب را گشود و خود را به انطاكيه رساند و آنرا كه بزرگترين شهر جزيره و شام بود گرفت و مردم آن شهر را اسير كرد و به عراق آورد و دستور داد كنار تيسفون شهرى براى آنان همچون انطاكيه بسازند ، خيابانها و كوچه ها و خانه هاى آن كاملا مانند آن بود و آن را « زبرخسرو » ناميد و آن همان شهرى است كه كنار مداين است و آنرا روميه هم مىگويند [ ١١٩ ] آنگاه روميان را
١١٧ - بدون ترديد ، منذر بن نعمان صحيح است ، از عبارات بعد معلوم مىشود ، مصحح كتاب متوجه نشدهاند ، مرحوم نشات هم توجه نفرموده است ( م ) . ١١٨ - رها ، شهرى بزرگ در ١٩٠ كيلومترى شمال شرقى حلب ، منبج هم نزديك آن است . ١١٩ - زبرخسرو در معجم البلدان نيامده است ولى در باب روميه ضمن توضيح باين موضوع هم اشاره كرده است ، ر . ك ، ص ٣٣١ ج ٤ چاپ مصر ١٩٠٦ ميلادى ( م ) .