الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٩٦ - خسرو انوشروان
قباد چند پسر داشت ولى هيچيك از آنان در نظرش گزيده تر از خسرو نبودند كه تمام آثار شرف و بزرگوارى در او جمع بود ، ولى نوشروان بدگمان و گرفتار سوء ظن بود و قباد اين حالت او را نمىپسنديد روزى باو گفت « پسركم همه صفاتى كه لازمه پادشاهى است در تو جمع است جز آنكه بدگمانى در تو هست و بدگمانى نابجا موجب گناه و رنج و تباهى كارهاست » .
خسرو از پدر پوزش خواست و از گمان بد كه در دل داشت دست بداشت و به اصلاح خويشتن پرداخت :
خسرو انوشروان :
چون از پادشاهى قباد چهل و سه سال گذشت مرگ او فرارسيد و كار را به پسر خود انوشروان سپرد [ ١١٥ ] و او پس از پدر به پادشاهى رسيد و دستور به تعقيب و جستجوى مزدك پسر مازيار [ ١١٦ ] داد مزدك براى مردم ارتكاب كارهاى حرام را روا دانسته بود و مردم فرومايه را بانجام كارهاى زشت تشويق مىكرد و غصب اموال را براى غصبكنندگان و ستم را براى ستمكاران آسان كرده بود ، به جستجوى او برآمدند و او را گرفتند و انوشروان دستور داد او را كشتند و بر دار كشيدند و هر كس را كه به آيين او بود كشتند .
انوشروان كشور را به چهار بخش تقسيم كرد و بر هر بخش مردى از معتمدان خويش را گماشت ، يك بخش خراسان و سيستان و كرمان بود ، بخش دوم اصفهان و قم و ناحيه جبل و آذربايجان و ارمنستان بود ، بخش سوم فارس و اهواز تا بحرين و بخش چهارم عراق تا مرز كشور روم . هر يك از اين فرمانروايان چهارگانه در آخرين حد شرف و اهميت بودند . انوشروان لشكرهايى به سرزمين هياطله فرستاد و تخارستان و زابلستان و كابلستان و چغانيان را گشود ، پادشاه تركان « سنجبو خاقان » مردم كشور را جمع و آماده ساخت و به سوى خراسان آمد و بر شهرهاى چاچ و فرغانه و سمرقند و كش و
١١٥ - عبارت متن چنان است كه قباد در چهل و سه سالگى درگذشت ، مرحوم صادق نشات هم همانگونه ترجمه كردهاند ولى اشتباه است ، مسعودى در مروج الذهب ص ١٩٥ ج ٢ چاپ پاريس مدت پادشاهى قباد را چهل و سه سال ثبت كرده است ، فردوسى چهل سال گفته است ، شاهنامه ص ٧٨ ج ٧ چاپ ژولمول . ( م ) . ١١٦ - طبرى نام پدر مزدك را بامداد ثبت كرده است ، ص ٦٤٦ ترجمه آقاى پاينده . ( م ) .