الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ١٣٧ - پادشاهى شيرويه پسر خسرو پرويز
برد و او را هم از آنجا بيرون راند و سپس به شهريار كه در شام بود حمله برد و او را از شام بيرون كرد . سپاههاى ايرانى همگى در جزيره گرد آمدند و هرقل بانان حمله برد و ايشان را مجبور به گريز كرد كه تا موصل عقب نشستند و گريختند .
و چون اين خبر به خسرو پرويز رسيد همراه ديگر لشكرهاى خود به موصل آمد و سرداران سه گانه او هم باو پيوستند و بسوى هرقل رفت و جنگ در گرفت و ايرانيان گريختند و خسرو پرويز كه چنين ديد بر سرداران نظامى خود و مرزبانان خشم گرفت و دستور داد آنان را زندانى كردند و تصميم به كشتن ايشان داشت .
پادشاهى شيرويه پسر خسرو پرويز :
چون مردم كشور چنين ديدند با يك ديگر رايزنى كردند و تصميم بر خلع پرويز و به پادشاهى رساندن پسرش شيرويه گرفتند و چنان كردند و خسرو پرويز را در يكى از حجره هاى كاخ زندانى كردند و « حيلوس » فرمانده جانبازان شاهى را بر او گماشتند و اين در سال نهم هجرت پيامبر ( ص ) بوده است . [ ١٤٨ ] شيرويه دستور داد پدرش را از كاخ بيرون بردند و در خانه يكى از مرزبانان بنام هرسفته [ ١٤٩ ] زندانى كردند ، و سر خسرو پرويز را با مقنعه پوشاندند و او را بر ماديانى سوار كردند و بان خانه بردند و زندانى كردند و حيلوس با پانصد تن از جانبازان بر حفظ او گماشته شدند .
آنگاه بزرگان كشور نزد شيرويه آمدند و گفتند صلاح نيست كه بر ما دو تن پادشاه باشند يا دستور بده پدرت را بكشند و تنها پادشاهى كن يا آنكه ترا خلع مىكنيم و پادشاهى را همچنان كه بود باو بازمىدهيم .
اين سخن شيرويه را سخت تكان داد و گفت امروز را به من مهلت دهيد .
١٤٨ - اين مطلب كه در سال نهم هجرت بوده صحيح نيست ، در يكى دو صفحه بعد توضيح بيشترى داده خواهد شد ، طبرى آنرا در سال هفتم هجرت مىداند . ( م ) . ١٤٩ - در پاورقى آمده است كه در برخى از نسخه هاى اروپا اين كلمه مارسپند ثبت شده است ، طبرى هم بهمين صورت مارسفند آورده است . ( م )