الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٤٦ - پادشاهى بلقيس
شدن آن درگذشت و سليمان ( ع ) آنرا تمام كرد همچنين ساختمان شهر ايلياء [ ٣٢ ] را كه پدرش شروع كرده بود بپايان رساند و مسجد ايلياء را چنان زيبا ساخت كه مردم چون آن هرگز نديده بودند و در تاريكى شبهاى تاريك همچون چراغ درخشانى مىدرخشيد و اين از بسيارى گوهر و زرى بود كه در آن بكار برده بود روزى را كه ساختمان مسجد تمام شده بود عيد قرار داد و همه ساله آنرا عيد مىگرفت و بر روى زمين عيد و جشنى فرخنده تر و نامآورتر از آن نبود . آن مسجد همواره همان گونه كه سليمان ساخته بود بر پاى بود تا آنكه بخت نصر بجنگ بيت المقدس آمد و آنرا ويران كرد و آنچه گوهر و سيم و زر در آن بود برگرفت و به عراق برد . گويند سليمان بسيار خوراك مىبخشيد و هر بامداد در آشپزخانه هاى او شش هزار گاو و بيست هزار گوسپند مىكشتند .
گويند و چون سليمان ( ع ) از ساختن مسجد ايلياء آسوده شد بسوى تهامه [ ٣٣ ] براى زيارت خانه خدا حركت كرد و بر كعبه طواف كرد و بر آن پرده پوشاند و قربانى كرد و هفت روز آنجا ماند ، از آنجا به صنعاء رفت و پرندگان را مورد بررسى و تفقد قرار داد و هدهد را نديد داستان هدهد و ملكه سبا كه همان بلقيس است همانگونه است كه خداوند متعال در كتاب خود بيان فرموده است ، [ ٣٤ ] سليمان با بلقيس ازدواج كرد و در يمن سه دژ استوار ساخت كه مردم چنان دژهايى نديده بودند و آن سه دژ عبارت از سلحين ، بينون ، غمدان است ، سليمان آنگاه به شام برگشت و همه ماهه بديدار بلقيس مىآمد و سه روز پيش او مىماند .
سليمان با سرزمينهاى مغرب اندلس و طبخه و فرنجه و افريقيه و ديگر نواحى آن منطقه كه محل سكونت اعقاب كنعان بن حام بن نوح بود جنگ كرد و پادشاه ايشان را كه مردى سركش و داراى پادشاهى بزرگ بود بايمان آوردن بخدا و انصراف از بتها دعوت كرد كه نپذيرفت و همچنان سركشى كرد و سليمان او را كشت و دخترى از او را كه بسيار زيبا بود اسير گرفت و آن دختر نزد سليمان داراى منزلت شد ، سليمان به شام برگشت و دستور داد كاخى براى آن دختر
٣٢ - ايلياء : نام قديمى بيت المقدس است . ٣٣ - تهامه : سرزمينى در شبه جزيره عربستان ميان ذات عرق و دو مرحله به مكه مانده ، تهامه را برخى از كتابهاى عربى به مكه هم اطلاق كردهاند . ٣٤ - آيات ٢٠ - ٤٤ سوره ٢٧ ( نمل )