الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٢٤٣ - گفتگوهاى حكمين
خودش سزاوارتر براى خلافت نمىداند .
و اين سخنان معاويه را پريشان كرد .
گفتگوهاى حكمين :
گويند ، عمرو بن عاص در ظاهر نسبت به بزرگداشت و تكريم ابو موسى و مقدم داشتن او در سخن گفتن رعايت مىكرد و باو مىگفت « تو پيش از من بافتخار مصاحبت رسول خدا رسيده اى و سن تو از من بيشتر است » آنگاه براى تبادل نظر جمع شدند ، ابو موسى گفت اى عمرو آيا با آنچه در آن صلاح امت و رضايت خدا باشد موافقى ؟ عمرو گفت آن چيست ؟ ابو موسى گفت عبد الله پسر عمر بن خطاب را حكومت دهيم و او در هيچيك از اين جنگها دخالت نداشته است .
عمرو عاص گفت چرا از معاويه غافلى ؟ ابو موسى گفت معاويه لايق آن نيست و به هيچ وجه شايستگى آنرا ندارد .
عمرو عاص گفت آيا نمىدانى و قبول ندارى كه عثمان مظلوم كشته شده است ؟ ابو موسى گفت آرى اين را مىدانم ، عمرو عاص گفت معاويه ولى خون عثمان است خاندان او هم در قريش چنانند كه مىدانى و اگر مردم بگويند چرا معاويه با آنكه سابقه اى در اسلام ندارد به خلافت رسيده است براى تو در اين باره پاسخ و عذر خواهد بود و جواب مىدهى كه من او را ولى عثمان يافتم و خداوند متعال هم در اين باره مىفرمايد .
« هر كس مظلوم كشته شود به تحقيق براى خونخواه او حجتى قرار داديم » [ ٢٥٥ ] در عين حال برادر ام حبيبه همسر رسول خدا ( ص ) هم هست و يكى از اصحاب آن حضرت هم مىباشد . [ ٢٥٦ ] ابو موسى گفت اى عمرو از خدا بترس ، آنچه درباره شرف معاويه مىگويى اگر كسى به شرف خانوادگى سزاوار و شايسته براى خلافت باشد ،
٢٥٥ - بخشى از آيه ٣٦ سوره هفدهم ( بنى اسرائيل ) . ٢٥٦ - ام حبيبه دختر ابو سفيان نخست همسر عبيد الله بن جحش پسر عمه حضرت پيامبر بود و با او به حبشه هجرت كرد ، عبيد الله در حبشه مسيحى شد و درگذشت و پيامبر ( ص ) در سال هفتم هجرت با او ازدواج فرمود ، ر . ك ، ابن سعد ، طبقات ، ص ١٣٩ بخش اول جلد اول چاپ ادوارد زاخا و بريل ١٩١٧ و ترجمه آن به قلم اين بنده . ( م )