با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥ - ١ - حزب سلطه
مقصود رهبرى اين حزب از اين تبليغهاى ترديدبرانگيز، ايجاد مانع بر سر راه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود. رهبرى ياد شده با جعل شعار «نبوّت و خلافت در بنىهاشم جمع نمىشود» با بسيارى از دشمنان اسلام و نيز آن دسته از تيرههاى قريش كه با اكراه و علىرغم ميلشان به اسلام درآمده بودند و هنوز هم غرور جاهليت را در سر داشتند، همپيمان گرديد.
دليل اين كه مانع تراشىها و تبليغاتِ شكبرانگيز، پرداخته رهبرى اين حزب است، اين بود كه پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين رهبرى طى سه دوره خلافت خود توانست بر گرد سخنان آن حضرت، حصارى آهنين بكشد و به هيچ كس اجازه دست يافتن به آنها را ندهند، عايشه گفته است: خليفه اول در نخستين گام همه احاديثى را كه خودش نوشته بود جمع كرد و آتش زد آن گاه مردم را گرد آورد و گفت: شما احاديثى را از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكنيد كه درباره آنها اختلاف داريد؛ و اختلاف ميان مردم پس از شما بسيار شديدتر خواهد بود. بنابراين از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چيزى نقل نكنيد، و هر كس از شما [از سخنان ايشان] پرسيد بگوييد: ميان ما و شما كتاب خداوند است. [١]
از ديگر مقررات خليفه دوم اين بود كه از مردم خواست همه احاديثى را كه پيش خود دارند نزد او بياورند؛ و چون آوردند، دستور داد همه را آتش زدند. [٢] او همچنين دستور داد كه تا او زنده است همه راويان حديث بايد در مدينه سكونت داشته باشند. [٣] به سربازانش نيز فرمان داد كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چيزى نقل نكنند. [٤]
خليفه سوم نيز با صدور فرمانى نقل هر حديثى را كه در روزگار ابوبكر و عمر شنيده نشده بود ممنوع ساخت. [٥]
هدف نهايى از همه اين سنگاندازى و بازدارندگىها اين بود كه سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم درباره ولايت و جانشينى و شخص خليفه پس از ايشان و موقعيّت ممتاز اهل بيت در
[١] تذكرة الحفاظ، ذهبى، ج ١، ص ٥؛ كنز العمال، ج ١٠، ص ٢٨٥/ شماره ٢٩٤٦٠.
[٢] تذكرة الحفاظ، ج ١، ص ٢- ٣.
[٣] مستدرك حاكم، ج ١، ص ١١٠.
[٤] تذكرة الحفاظ، ج ١، ص ٧.
[٥] مسند احمد بن حنبل، ج ١، ص ٦٥؛ همچنين ذهبى در تذكرة الحفاظ (ج ١، ص ٧) نقل مىكند كه معاويه مىگفت: «به سراغ حديثهاى روزگار عمر برويد، زيرا كه او مردم را از نقل احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىترساند.»