با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦ - ١ - حزب سلطه
دوران زندگى و پس از رحلت وى در عمل باطل و بى اثر گردد. رهبران اين حزب ناچار بودند كه بر هدف اصلى و واقعى خود با ابزار و روشهاى گوناگون سرپوش بنهند. مانند دستاويز قرار دادن ترس از اختلاف ميان مردم و امثال آن كه اگر با دليل و برهان محك زده شود از خانه عنكبوت هم سستتر است.
پس از گذشت روزگارى پرالتهاب معاوية بن ابى سفيان- وارث و امتداد طبيعى رهبرى اين حزب- بر مسند خلافت تكيه زد. او با كمال جرأت و جسارت از هدف واقعى منع و بازدارندگىهاى گستاخانه خود پرده برداشت و در سال عجفاء (لاغر) موسوم به «عام الجماعة» با صدور بخشنامهاى با صراحت اعلام كرد: «هر كس چيزى در فضايل ابوتراب و اهل بيت او نقل كند، از پناه حكومت بيرون است». [١]
رهبرى حزب سلطهگر در ممانعت مردم از سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم جرأت و جسارت را به اوج رساند و هنگامى كه آن حضرت قصد داشت در واپسين لحظههاى زندگى وصيتى بنويسد كه مردم را از گمراهى و اختلاف برهاند، [٢] جلوگيرى كردند. در جسارت ديگرى كه بالاتر از آن تصور نمىتوان كرد، حضرت را به هذيانگويى متهم ساختند و آشكارا شعار «حَسْبُنا كِتابُ اللَّهِ» (كتاب خداوند ما را بس است) را در برابر ايشان علم كردند. به طورى كه حاضران غير حزبى غافلگير و سخت حيرتزده شدند و با آن جريان به منازعه و مخالفت برخاستند. اما اعوان و انصار اين حزب در ظاهر بيشتر بودند و با كمال قدرت همان سخن عمر را تكرار كردند! تا آنجا كه اجازه ندادند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آخرين وصايايشان را بنويسند؛ و به تعبير ابنعباس، اين مصيبتى بود كه بالاتر از آن قابل تصور نيست!
خليفه دوم در گفت و گويى با عبدالله بن عباس اعتراف مىكند كه از نظر او گفتار پيامبر حجيّت ندارد و هيچ عذرى را پذيرفتنى نمىسازد و اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در آخرين لحظات تصميم داشت تا على را صريحاً معرفى كند. همچنين خليفه دوم خود را سخن گوى رسمى قريش و بيان كننده احساسات ايشان و نيز نماينده آنان در مخالفت با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىدانست همه اين موارد در آغاز خلافتش و در گفت و گويى با ابن عباس كه سؤالهايى
[١] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ١١، ص ١٥.
[٢] اين تعبير است كه خود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درباره آن وصيت به كار برده است؛ و اين تعبير در رواياتى كه حافظاناهل تسنن درباره مصيبت روز پنجشنبه [روز وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم] نقل كردهاند آمده است.