با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢ - ٦ - محاصره آشكار سنت نبوى
و كشتارهاى پيش از اسلام در ميان آنها، تحريكشان كرد. حباب بن منذر، سخنگوى انصار، آنان را تحريك مىكرد و با روحيهاى كاملًا جاهلى عزمشان را برمىانگيخت؛ و عمر بن خطاب با همين روحيه از سوى قريش داد سخن مىداد و مىگفت: «در حالى كه ما نزديكان و اهل قبيله محمّد هستيم، چه كسى بر سر قدرتش با ما منازعه مىكند؟!»
روحيه قبيلهگرايى كه در روز سقيفه همانند آتشى از زير خاكستر شعلهور شد و باب بزرگى از تفرقه و آشوب را ميان مسلمانان گشود. چرا كه بسيارى از منافقان سودجو، مانند سهيل بن عمر، عكرمة بن ابىجهل، عمرو بن عاص، وليد بن عقبه و ديگران، پس از به خشم آمدن انصار، در پى كنار زده شدن در سقيفه، جرأت يافتند تا آنان را مورد هجو و تعريض قرار دهند، از آنها بد بگويند و آنان را به مبارزه بخوانند. انصار نيز در مقام دفاع از خود برآمدند و كار منازعه بالا گرفت. چنان كه اگر ميانجىگرى اميرالمؤمنين، على عليه السلام، و دفاع برخى مهاجران از انصار نمىبود، فاجعه بزرگ ديگرى در تاريخ اسلامى آن دوره بروز مىكرد. [١]
جريان نفاق به طور عام و از آن ميان حزب اموى به طور خاص، از شعلهور شدن روحيه نزاع قبيلهاى در راستاى از هم پاشيدن كيان امّت اسلامى و به جان هم انداختن آنان بهرهبردارى كردند؛ و از آن پس به آسانى توانستند مسلمانان را در راه تحقق اهداف جريان نفاق كه همانا از ميان بردن حقايق و نشانههاى اسلام ناب محمدى بود سوق دهند.
٦- محاصره آشكار سنّت نبوى:
همان طور كه پيش از اين گفتيم عبدالله بن عمروعاص نيز فاش كرد، رهبرى حزب سلطه در دوران زندگانى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به بهانه اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز انسان است و در خشم و خشنودى سخن مىگويد، از نوشتن احاديث آن حضرت جلوگيرى مىكرد. نيز گفتيم كه هدف اين تلاش، محاصره [و تحديد] سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به طور كلى و بهويژه سخنانى بود كه به موضوع خلافت و شخص خليفه پس از آن حضرت مربوط مىشد.
اما پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و پس از آن كه اجتماع سقيفه براى دستيافتن حزب سلطه به قدرت به پايان رسيد، انگيزه و دليلى براى پنهان ماندن رويارويى با سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
[١] شرح نهج البلاغه، ج ٦، ص ٩- ١٦، به نقل از موفقيات زبير بن بكار.