با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٥ - ٣ - ١ - احتجاج با عالمان و دعوتشان براى يارى حق
داريد. با چاپلوسى و ظاهرسازى در نزد ستمكاران ايمنيد، اينها همه از چيزهايى است كه خداوند از آن نهى كرده و باز داشته است و شما غفلت مىورزيد. اگر شما درك كنيد گرفتاريتان از همه بيشتر است. چرا كه در جايگاه عالمان قرار گرفتهايد. زيرا كه مجارى امور و احكام به دست عالمان خداشناس و امانتداران حلال و حرام اوست. شما اين منزلت را از دست ندادهايد مگر به خاطر دور شدن از حق و اختلاف در سنّت پس از دلايل روشن. چنانچه بر آزار شكيبايى بورزيد و دشوارىها را در راه خدا تحمل كنيد، رتق و فتق كارهاى خداوند به شما سپرده مىشود، اما شما ستمكاران را بر خويش حاكم كرده و كارها را به دست آنان سپردهايد. آنان به شبههها عمل مىكنند و شهوت مىرانند گريز شما از مرگ و شيفتگى شما نسبت به زندگىاى كه بايد از آن جدا شويد، آنان را بر اين كارها چيره ساخت. نتيجه آن شد كه ضعيفان را به دست آنان سپرديد. برخى بنده و مقهورند و برخى ديگر مستضعف و در امر معاش خود ناتوانند. در امور حكمرانى بازيچه آرا و خواسته آنان شدند و به خاطر پيروى از اشرار و جسارت ورزيدن بر [خداى] جبّار احساس خوارى مىكنند. اين حاكمان در هر شهرى از خود خطيبى دارند كه به نفعشان سخن مىگويد زمينه براى آنان مهيا و دستشان در آنها گشوده است. مردم برده اينانند، دستى آزار دهنده نمىتوانند پس بزنند. اينان زورگويانى كينهتوز و قدرتمندانىاند بر ضعيفان سختگير. فرمانروايانى كه خدا را نمىشناسند.
شگفتا! چرا نبايد در شگفت باشم، در حالى كه زمين در دست بيدادگرى است مستبد و تأييد شدهاى است ستمكار؛ و حاكم مؤمنان است و بر آنان شفقت نمىورزد.
پس در آنچه، ما بر سرش نزاع كرديم داورمان خداوند است و حكم خويش را در مشاجره ميان ما به اجرا در مىآورد.
بارخدايا تو آگاهى كه آنچه انجام داديم نه براى رقابت در سلطنت و خلافت بود و نه دست يافتن بر متاع [بيش از نياز] دنيا، بلكه براى اين بود كه شعاير دين تو را آشكار و عدالت را در زمين برقرار سازيم تا بندگان ستمديدهات ايمن و آسوده باشند و به فرايض و سنّت و احكام تو عمل شود.